درباره یوهانی پالاسما

درباره یوهانی پالاسما

یوهانی پالاسما یوهانی پالاسما

 

این نوع نگرش است که به تفکر وی خصلتی چند بعدی بخشیده است. استیون هال در مورد شخصیت چندبعدی وی می گوید:«پالاسما تنها یک نظریه‌پرداز نیست؛ او از منظر پدیدارشناسی معماری، فردی برجسته است. وی به معماری تحلیل ناپذیر حواس می‌پردازد، و خصوصیات پدیداری این نوع نگرش است که به نوشته های او در حوزه فلسفۀ معماری خصوصیتی ویژه می‌بخشد».

پالاسما، بیشتر متأثر از موریس مرلوپونتی و فلسفۀ دریافت او، و نیز پدیدارشناسی گاستون باشلار می باشد. اگرچه نیم‌نگاهی نیز به هوسرل و هایدگر دارد. به زعم وی، پدیدارشناسی “نگرش ناب به پدیدارها”  است، که این تعبیر، وی را به هوسرل نزدیک می کند. اما، تلقی وی از مشارکت همۀ حواس در فرایند ادراک، مرکزیت تن در دریافت محیط، و نقش حرکت مندی در آن، برگرفته از تفکر مرلوپونتی است.

پالاسما با تمرکز بر ویلا مایرآ، اثر برجستۀ آلوارآلتو، فهم پدیدارشناختی خود از معماری را در تحلیل این بنا به کار می‌گیرد و خوانشی جامع، چندبعدی و چندحسی از آن ارائه می‌دهد. به عبارت دیگر، وی درصدد است تا با مبنا قرار دادن و ارجاع به نظریه‌های پیش‌تر پرداخته شده‌اش آن‌ها را در تحلیل اثر به کار بندد. به زعم وی، این اثر نمونه‌ای است از رابطۀ آرمانی میان معمار و کارفرما، یعنی آلوار آلتو و خانم مایرآ گولیچسن، فردی که متأثر از دموکراسی، منافع صنعتی شدن، طراحی و هنر بوده است. آلتو در این کار، در مورد نحوۀ طراحی بسیار آزاد بوده، به گونه‌ای که برخی از بخش‌های کار را در روند ساخت تغییر داده است.

 

 

 

Seattle Central Library / OMA + LMN

Seattle Central Library / OMA + LMN

 

کتابخانه سیاتل

 

 

انعطاف پذیری در کتابخانه های معاصر به عنوان یک  اصل حیاتی در ایجاد فضاهای عمومی، در طبقات است که تقریبا هر فعالیتی می تواند در آنها رخ دهد. برنامه های عملکردی همزمان و در تعامل بایکدیگرند و از هم جدا نیستند، اتاق ها و یا فضاهای فردی به صورت تعاملی در حرکتند.گویا، قفسه های کتاب درشروع روز سخاوتمندانه (هرچند غیرمستقیم) خواندن را تعریف می کنند، اما، از طریق گسترش بی وقفه این مجموعه، ناگزیرفضاهای منحصربفرد در فضای عمومی رخنه می کنند. در نهایت، در این شکل انعطاف پذیری در کتابخانه سیاتل جاذبه هایی را به وجود آورده است که از سایر مکان هایی که حاوی منابع اطلاعاتی اند،  آن را متمایز کرده است.در طبقات بالاتر شاهد تغییراتی نمادین در حجم بنا هستیم که امکان استفاده مطلوب از نور روز را مهیا می سازد. گویا بنا از هر سو آماده واکنش به فعالیت های شهری است.

·         Architects

OMALMN

·         Location

Seattle, WA, United States

·         Area

۳۸۳۰۰٫۰ sqm

·         Project Year

۲۰۰۴

·         Photographs

Philippe Ruault

·         Manufacturers

Metal Framing and Drywall, Mechanical Systems, Miscellaneous Iron & Ornamental Metal, Bomel Construction Company, Glazing Systems, Canron Western Construction, The Erection Company, Electrical Systems

·         Key Personnel

Rem Koolhaas and Joshua Prince-Ramus (Partner-in-Charge), with Mark von Hof-Zogrotzki, Natasha Sandmeier, Meghan Corwin, Bjarke Ingels, Carol Patterson

·         Consultants

Arup, Bruce Mau Design, Davis Langdon, Dewhurst Macfarlane, Front, HKA, Hoffman Construction, Inside/Oustide, Jones & Jones, Kugler Tillotson, Magnusson Klemencic, McGuire, Michael Yantis, Pielow Fair, Quinze & Milan, Seele

·         Client

Seattle Public Library

·         Budget

US $169.2 M

·         Program

Central library for Seattle’s 28-branch library system, including 33,700 sqm of hq, reading room, book spiral, mixing chamber, meeting platform, living room, staff floor, children’s collection, and auditorium, and 4,600 sqm of parking.

 

 

 

 

 

 

 

 

اسکیس های ریچارد مایر-تفکر صحیح در معماری

اسکیس های ریچارد مایر-تفکر صحیح در معماری

اسکیس های ریچارد مایر

ریچارد مایر(به انگلیسی: Richard Meier) متولد نیوآرک،نیوجرسی ۱۹۳۴ معمار برجستهٔ آمریکایی است او یکی از پنج معمار بزرگ نیویورک است. وی یکی از اعضای موسسه معماران آمریکا می‌باشد و در سال۱۹۸۰ موفق به دریافت مدال هنری نیویورک شد. در سال ۱۹۸۴ دولت فرانسه به وی لقب فرماندهی هنر را اعطا کرد.وی درجه آموزش و تربیت معماری را در دانشگاه کورنل کسب کرد و دفتر کارش را در سال ۱۹۶۳ در نیویورک تاسیس کرد. آثار وی مختص به آمریکا نیست و در اروپا و ژاپن نیز فعالیت داشته‌است.وی در سال ۱۹۸۴ مامور طرح در شهرداری لوس آنجلس شد و در آن زمان کار طراحی کتابخانه مرکزی هوگو، را انجام داد.

ریچارد می یر بخاطر معماری و طرحهایش در تمام جهان شناخته شده و قابل احترام است.کمیسیونهای ارشد در ایالات متحده و اروپا شامل: کاخ دادگستری، تالارهای شهر، موزه ها، headquarterهای یکی شده، خانه سازی و اقامتگاههای شخصی را دریافت نموده. در میان اکثر پروژه های مشهورش، Getty Center در لس آنجلس، High Museum of Art در آتلانتا، جورجیا؛ موزه هنرهای تزئینی فرانکفورت آلمان، Canal + Television Headquarters در پاریس و موزۀ هنرهای معاصر بارسلونا در اسپانیا به چشم می خورند.
ریچارد می یر برترین افتخارات موجود در معماری را دریافت کرده است:
-در ۱۹۸۹ موسسۀ سلطنتی معماران بریتانیا مدال طلای سلطنتی را به او تقدیم کرد
– در۱۹۹۲ دولت فرانسه امتیاز ویژۀ Officier de l’Ordre des Arts et des Lettres را به او اعطا کرد.
– Deutscher Architekture Preis را در ۱۹۹۳دریافت کرد .
– در ۱۹۹۵ فرد منتخب آکادمی علوم و هنر آمریکا می شود.
– در ۱۹۹۷ مدال طلای AIA را در تشخیص موفقیتی ابدی در هنرها از موسسۀ معماری آمریکا به خوبی Praemium Imperiale از دولت ژاپنی دریافت کرد.
– در سال ۱۹۸۴ جایزۀ Pritzker را بخاطر بالاترین امتیاز در زمینۀ تفکر صحیح در معماری دریافت کرد؛ او جوانترین دریافت کنندۀ این جایزه در تاریخ Pritzker Prize بود. در همان سال می یر از نظر هیئت داوران برای طراحی ۱ میلیارد دلاری Getty Center در لس آنجلس- کالیفرنیا، معمار منتخب شناخته شد.
او مقالات متعددی در سراسر جهان ارائه داده است و در موارد بیشماری از اعضای هیئت داوران مسابقات مختلف بوده است. کتابهای زیادی تالیف نموده و موضوع بسیاری از کتابها، ویژه نامه ها، روزنامه ها و مقالات بیشماری در مجلات بوده است.
علاوه بر عضویت در هیئت مدیرۀ Cooper Hewitt National Design Museum و American Academy در رم همچنین عضو آکادمی هنر و علوم آمریکا، آکادمی معماری بلژیک و فرانسه، Bund Deutscher Architekten و آکادمی هنر و ادبیات آمریکا نیز می باشد؛ به واسطۀ اینکه جایزۀ Brunner در معماری را در ۱۹۷۶ دریافت کرد
می یر از سال ۱۹۵۶ در Cooper Union، دانشگاه Princeton، موسسۀ Pratt، دانشگاه هاروارد، دانشگاه Yale و UCLA آموزش دیده است. او کلاس Frank T. Rhodes (استاد دانشگاه در دانشگاه Cornell (را بدست می گیرد
او هم چنین عضو موسسۀ معماران آمریکاست که نشان افتخار New York Chapter را در ۱۹۸۰ و مدال طلا از Los Angeles Chapter را در ۱۹۹۸ دریافت کرد. جوایز متعدد طراحی اش شامل:
۲۹ نشان افتخار AIA بین المللی و ۵۳ جایزۀ طراحی AIA نیویورک.
آقای می یر مدرک معماری اش را در دانشگاه Cornell دریافت نمود و درجات افتخاری از دانشگاه Naples، موسسۀ تکنولوژی نیوجرسی، مدرسۀ جدید پژوهشهای اجتماعی، موسسۀ Pratt و دانشگاه بخارست.


سانتیاگو کالاتراوا

سانتیاگو کالاتراوا

سانتیاگو کالاتراوا

سانتیاگو کالاتراوا در ۲۸ ژوئیه ۱۹۵۱ میلادی در حومهٔ شهر والنسیا در اسپانیا به دنیا آمد. در همان شهر تحصیلات خود را در مدرسهٔ هنر و معماری به پایان رساند. پس از پایان تحصیلات معماری در ۱۹۷۵ برای تحصیل در رشته سازه وارد موسسه فنی فدرال سوییس در زوریخ شد. در ۱۹۸۱ پس از اتمام تز دکترای رشته مهندسی سازه تحت عنوان «چین خوردگی قاب‌های سه بعدی»فعالیت‌های معماری و مهندسی خود را آغاز کرد.

فعالیت‌های معماری و مهندسی

فعالیت‌های آغازین کالاتراوا بیشتر بر روی پل‌ها و ایستگاه‌های قطار متمرکز بود. طراحی‌های او جایگاه پروژه‌های عمرانی را به ترازی بالاتر ارتقا داد. برج مخابراتی زیبا و متهورانهٔ «مونتویی»در شهر بارسلون در اسپانیا (۱۹۹۱) در مقر برگزاری بازی‌های المپیک ۱۹۹۲ باعث جلب توجهی جهانی به این مهندس عمران و آرشیتکت اسپانیایی گردید. از آن پس پیشنهادهای بسیاری از سراسر جهان به او داده شد. پاویون کوادراچی (۲۰۰۱) در موزه هنر میلواکی اولین پروژهٔ او در ایالات متحده بود. طراحی برج پیچنده ۵۴ طبقه در شهر مالمو در سوئد او را به یک طراح تراز اول جهانی تبدیل کرد. در حال حاضر کالاتراوا مشغول طراحی یک ایستگاه قطار در محل برج‌های دوقلوی نیویورک است.

سبک پیشروی کالاتراوا برای ادغام مهندسی سازه و معماری در پل سازی شهرتی جهانی یافته است. در حقیقت او را می‌توان دنباله رو مهندسان اسپانیایی مدرنیستی مانند فلیکس کاندلا و آنتونیو گائودی دانست. با وجود این، سبک او بسیار شخصی است و از مطالعات فراوان او پیرامون ساختار فیزیولوژیک بدن انسان و جهان طبیعت منتج می‌شود.

جوایز و عنوان‌ها

کالاتراوا عناوین و جوایز بسیاری را کسب کرده است. از این جمله می‌توان به مدال نقره پژوهش و فناوری از پاریس (در سال ۱۹۹۰)، و جایزه معتبر مدال طلایی را از انجمن مهندسان سازه (۱۹۹۲) نام برد.

در سال ۱۹۹۳ موزه هنرهای زیبای نیویورک نمایشگاه بزرگی از آثار او را تحت عنوان «سازه و زیبایی» برپا کرد. در سال ۱۹۹۸ وی به عضویت انجمن هنر و فرهنگ پاریس انتخاب شد.

در سال ۲۰۰۴، مدال طلای موسسه معماران آمریکا (AIA) به او اهدا شد. وی در سال ۲۰۰۵، جایزه یوجین مک‌درموت از انجمن هنرهای انستیتوی تکنولوژی ماساچوست به وی تعلق گرفت. این جایزه یکی از معتبرترین جوایز هنری در آمریکا است.


اسکیس های معمار سبک متا، تام مین (Thom Mayne):

اسکیس های معمار سبک متا، تام مین (Thom Mayne):

اسکیس های معمار سبک متا، تام مین (Thom Mayne):

روش طراحی های او :

واژه « متا مورفوسیس ـMetamorphosis » که نام شرکت او هم از آن گرفته شده است به معنی دگرگونی و تغییر شکل است . روش طراحی مورفوسیس هم بر اساس وجود تناقض ، دگرگونی و درک پروژه ها به عنوان یک موجودیت جستجو گر است .  کار های مورفوسیس دراری لایه بندی های مختلفی است . طرح ها معمولا از نظام های سازمانی مختلفی تشکیل شده اند که نهایتا یک کل منسجم را به وجود می آورند . طرح ها از نظر بصری مجسمه گونه هستند و این روند در سال های اخیر با پیشرفت نرم افزارهای رایانه ای پر رنگ تر شده است .

درباره معماری متا:

براساس تحلیل اطلاعات سازمان یافته ،طبق اصول مورفولوژی با استفاده از الگوریتم ها و کدهای ژنتیکی شکل گرفته است که محدوده فرم های معماری وسعت تازه ای می بخشد،این فرم ها در نوعی دنیای جدید شکل شناسی کنار هم قرار گرفته و فضا متا را بوجود می آورند ،فضایی که بیش از سه بعد دارند و گونه های گذشته ،حال و آینده در کنار هم قرار می دهند.

در طول تاریخ طراحی ،الگوریتم ها به صورت گسترده ای در معماری استفاده شده اند.حتی قبل از اینکه مفهوم الگوریتم با کامپیوتر پیوند بخورد،دستور العمل ها و قواعدی در معماری وجود داشته اند که در واقع همان الگوریتم ها بوده اند.برای عقلانی کردن و منطقی کردن فرآیند طراحی در حرفه ی معماری چاره ای جز استفاده از دستورالعمل هایی ساختار مند و منطقی و جود نداشته است.

در مراحل اولیه و کانسپت یک طراحی ،الگوریتم ها متهم می شوند به این که حساسیتی نسبت به مسائل زیبا شناسی ندارن چرا که از فر آیند منطقی و ریاضی استفاده می کنند.به همین دلیل امروزه متداول ترین روش استفاده از کامپیوتر در طراحی معماری ترکیبی ست از طراحی اولیه و تصمیم گیری های مهم ابتدای طراحی ،با روش های ذهنی و دستی و سپس بسط و ادامه آن ایده ها به وسیله ی نرم افزارهای رایانه ای.


درباره استیون هال (Steven Holl) واستفاده از تکنیک آبرنگ در راندو هایش

درباره استیون هال (Steven Holl) واستفاده از تکنیک آبرنگ در راندو هایش

 درباره استیون هال (Steven Holl) واستفاده از تکنیک آبرنگ در راندو هایش

استیون هال (Steven Holl) معمار برجستهٔ آمریکایی است. وی همکنون استاد دانشگاه کلمبیا در ایالات متحده آمریکا است.

متولد ۱۹۴۷ م در شهر واشنگتن ایالات متحده امریکا می باشد.

ایشان در سال ۱۹۶۸ از دانشگاه واشنگتن فارغ التحصیل شد.استیون هال تحصیلات خود را در مقطع فوق لیسانس در رم ایتالیا کامل کرد(۱۹۷۰). ودر سال ۱۹۷۶عضو انجمن دانشکده معماری لندن شد . سپس در همان سال به نیویورک بازگشت و شغل مستقلش را تاسیس کرد.

در نیویورک شرکتی برای خود تاسیس کرد که به شکل حلوا ماهی می باشد .

از آن هم به طور ملی و هم برای ماوراء دریاها استفاده می شد در این شرکت انواع کارهای عمومی و خصوصی انجام گرفته می شد.

این شرکت از لحاظ بین المللی با جوایز متعددی شناخته شده بود.دراین جا نمایشگاه ها و موزه ها وانواع زیادی از پروژه های مختلف طراحی شد و بر کیفیت ومزیت شرکت افزود.

در فوریه سال ۱۹۸۰ در تالار دانشکده ییل یک نمایشگاه معماری بر پا کرد. و کارهای خود را به معرض دید عموم گذاشت.

از سال ۱۹۸۱ تا ۱۹۸۹ در دانشکده های معماری و شهرسازی به عنوان استادیار مشغول به کار بود .

پس از یک سری مطالعات شهری به طراحی کردن با مقیاس کوچک پی برد و کار خود را در زمینه طراحی با مقیاس کوچک آغاز کرد .

پیشتر در زمینه آپارتمان مشغول به طراحی شده بود . بعد ها طرح زدن برای پروژه های دیگر(موزه – نمایشگاه – دانشکده – پروژه های دولتی – و… ) را نیز آغاز کرد. که تحولی در زندگی وی محسوب می شود .

در ۱۹۸۶ جایزه ای برای پروژه مجموعه سالن نمایش در نیویورک دریافت کرد.

موسسه سلطنتی معماران بریتانیا؛ ریبا، استیون هال Steven Holl معمار امریکایی را به عنوان برنده جایزه جنکز Jencks Award: ویژنز بیلت Visions Built معرفی کرد جایزه جنکز هر سال به شخصی داده می شود که در سطح جهانی هم در هم حوزه عملی و هم نظری ارایه ایی بر ارایه های موجود معماری افزوده باشد مراسم در مقر ریبا در جلسه ایی با سخن رانی استیون هال و ریاست چارلز جنکس Charles Jencks برگزار خواهد شد استیون هال به عنوان یکی از مهمترین معماران امریکا هم به سبب توانایی اش در ترکیب نور و فضا با وجوه مختلف برامده از حساسیت های بافتاری پروژه و هم به سبب به کار گرفتن کیفیت های منحصر به فرد مختص هر پروژه برای افرینش طرحی کانسپ محور در جهان شناخته شده است. از دیگر خواص پروژه های او ترکیب و هم اوایی پروژه های نو در بسترهایی با حساسیت های فرهنگی و تاریخی زیاد می باشد. اثار او گستره ایی از کارهای فرهنگی، شهری، دانشگاهی و مسکونی را هم در مقیاس ملی و هم جهانی در بر می گیرد.

او در راندوهایش از تکنیک آبرنگ استفاده کرده است.

تکنیک آبرنگ:

آبرنگ یکی از شیوه های شناخته شده ی راندو و یکی از پرزحمت ترین ابزار برای ماهر شدن می باشد آآبرنگ نمیتواند مانند ابزارها کنترل و تصحیح شود.اگرچه ذاتا کنترل پذیر نیست اما ترسیم را هیجان انگیز می کند.برای راندوی آبرنگ ۲ روش وجود دارد:( یک روش این است که طرح را با مداد روی کاغذ بکشید و سپس با قلم موی آبرنگ ان را راندو کنید:روش دیگر استفاده از قلمو برای ترسیم طرح و راندوی ان است)روش دوم بسیار ساده تر است و تصویر واضح از راندو ارائه می دهد.تکنیک آبرنگ برای راندوآاسمان وآب بسیار کاربرد دارد.

برای راندو با آبرنگ به نکات زیر توجه کنید:

نکته۱:در انتخاب کاغذ و قلم موی با کیفیت ومرغوب نهایت دقت را بکنید.اندازه قلم مو را با توجه به موضوع راندو انتخاب کنید.قلم موهای بزرگ برای آسمان وقلم موهای کوچک برای جزئیات استفاده میشود.

نکته۲:هنگام راندوی فضاهای بزرگ مانند آسمان و زمین یا عناصری که نیاز به چند سطح رنگ دارند ابتدا سطح مورد نظر را با آب آغشته کنید.این کار از آثار نا مطلوب آب که در حین کار ظاهر می شود جلوگیری میکند

نکته۳:برای پوشش گیاهی فهوه ای مایل به قرمز را با سبز ترکیب کنیدو برای سایه خاکستری آبی و قرمز روشن را با یکدیگرمخلوط کنید چنان چه هر رنگی را با قهوه ای سوخته مایل به قرمز-خاکستری یا مشکی مخلوط کنید به سایه خاکی و همامنگی وثبات می رسید.

نکته۴:از ابزار تیزی مانند تیزبر برای ایجاد خط و خراشیدن کاغذ و ایجاد بافتی جذاب استفاده کنید برای ایجاد بافتی تیره هنگامی که راندو هنوز مرطوب است روی ان خط بیاندازید برای داشتن قسمتهای روشن سفید بعد از این که راندو خشک شد روی ان را خط دار کنید وبخراشید.

نکته۵:ازآنجا که نمک با آَب واکنش می دهد برای ایجاد بافتی مخصوص میتوان نمک را هنگامی که نقاشی مرطوب است روی کاغذ بکشید


اسکیس ،راندو وکروکی های معمار پست مدرن تادائو آندو

اسکیس ،راندو وکروکی های معمار پست مدرن تادائو آندو

اسکیس ،راندو وکروکی های معمار پست مدرن تادائو آندو

تادائو آندو در ۱۳ اکتبر ۱۹۴۱ میلادی در اوزاکای ژاپن دیده به جهان گشود، در سالهای ۶۹-۱۹۶۲ م . تعالیم خود آموخته و غیر آکادمیک خود را به عنوان یک معمار با سفرهای آموزشی به اروپا، آمریکا و آفریقا و مطالعه بر روی خانه های فرانک لویدرایت و کارهای مدرنیسم قدیمی (کلاسیک) تکمیل کرد.افزایش کمی آثار او در سطح معماریهای مسکونی، کلیساها، موزه ها و مجتمع های تجاری بزرگ، و … با تکیه ای مداوم و تقریباً انحصاری بر ساختارهای بتن مسلح بزرگ و نمایان است که عظمت را در معماری او فزونی می بخشد. او واسطه ای میان شرق و غرب است، و بتن را ـ با اینکه از مواد جدایی ناپذیر جنبش مدرن اروپاست ـ در جهت نشان دادن زیبایی شناسی شرقی به کار می برد. اولین تمرین معماریش را در سال ۶۹ م . در اوزاکا آغاز کرد و تاکنون بیش از صد و پنجاه پروژه معماری را طراحی کرده است.او از با نفوذ ترین معماران پست مدرن نسل دوم ژاپن محسوب می شود. توجه عمده وی بر تفلیق فرمهای مدرن با مفاهیم و شیوه های سنتی ژاپن استوار است ؛ به بیان دقیق تر، هدف او تغییر معنای طبیعت از گذرگاه معماری است.

مصالح معماری آندو، بتن خام، خورشید، آسمان، سایه و آب است یا به عبارت بهتر، فضا. تأکید او بر این نکته است که استفاده کنندگان از بنا باید طبیعت را تجربه و احساس کنند و اینها همه ریشه در سنت منطقه ای زیستگاه او ـ کانزایی ـ دارد.عناصر اصلی و متناقص معماری آندو عبارتند از نظم، مردم و احساسات انسانی. او در معماری خود، به گونه ای متضاد آنها را با هم ارتباط می دهد و میان آنها تفاهمی ایجاد می کند:فرم در برابر فرم و فضا، داخل در برابر خارج و طبیعت در برابر هندسه .آندو از جذابیت فرم صرفنظر کرده و بر جذابیت فضا تأکید می ورزد. او اعتقاد دارد که فرم، از تأثیر فضایی می کاهد و در نتیجه، جذابیت معماری را محدود می کند..به اعتقاد او، ارحجیت دادن به فرم به معنای ارجحیت دادن به حس بینایی در میان پنج حس و عدم توجه به عمق فضایی است. در نتیجه او در پی نفی فرم به مفهوم به کارگیری فرمهای ساده و انکار ساده و انکار فرمهای پیچیده است. (نفی تصویر صرفاً بصری در فضا).

معماری او، معماری نفی و انکار است. او جامعه مدرن و جهانی بودن را نفی می کند. اولین چیزی که آندو نفی کرده، مفاسد جامعه مدرن و ارزشهای آن است. (برای مثال، مقوله راحتی) آندو راحتی مدرن را نفی کرده، تلاش می کند ارتباط پویایی با جهان برقرار کند. او راحتی را از معماری خود دور می کند و به جای آن امکان حضور انسان و طبیعت را در کالبد معماری اش فراهم می سازد.او کارهای متعددی تاکنون انجام داده است که ۸ اثر برترش که اهداف و تفکرات او را به خوبی جلوه گر می سازند را نام می بریم:-نمازخانه کوه روکو (کلیسای باد)-کلیسای روی آب-کلیسای نور-معبد آب-خانه Raw -مجتمع تجاری تایمز ۲-پروژه ناکانو شیما ۲-موزه نائو شیما .ویژگی های شاخص معماری آندو، نظم، مردم و احساسات انسانی است.

بنابراین، بر اساس الهاماتی که او از این سه عنصر گرفته، پروژه های او را می توان دسته بندی کرد. در معماری آندو، عناصر به شکلی متضاد با هم مرتبط می شوند. بنابراین، فرم در مقابل فرم و فضا، داخل در برابر خارج و طبیعت در برابر هندسه قرار می گیرد. به عبارت دیگر، معماری او حاصل ارتباطی است که بین این عناصر وجود دارد. برای آشنایی و شناخت بیشتر، کارهای آندو را بر اساس ساختار و کالبد به سه بخش معماری یگانه انگاری، دو گانه انگاری و کثرت گرایی تقسیم بندی می کنیم.

آن دسته از کارهایی که در شمار معماری یگانه انگاری قرار می گیرند، دارای فرمی خالص، طراحی واضح و فضایی قومی هستند. این نوع معماری، بیشتر در خانه ها و کلیساهای کوچک دیده می شود. در این فضاها، با آرامشی روبرو می شویم که یادآور فضای سنتی چاپخانه های ژاپنی است. در این فضا، بر اساس ریتمی وحدت بخش، کل به جزء تبدیل می شود. این ریتم، حتی در نور و سایه نیز تکرار می شود. در معماری دو گانه انگار، آندو روش خاص خود را اعمال می کند. به عبارتی، روش او از هیچ نوع معماری دیگری تأثیر نپذیرفته است. در آنجاست که آندو از فرم بیضوی استفاده می کند؛ ولی در معماری دو گانه انگار، فضا بر اساس نیروی پویا شکل می گیرد. این نیرو، از تضاد بین فرم و فضا حاصل می شود. در این نوع معماری ـ بر خلاف معماری یگانه انگار که فرم بر فضا غالب است ـ فرم و فضا دارای ارزش یکسانی است و در اینجاست که نوآوری های آندو تجلی می یابد.

معماری کثرت گرایی آندو شامل تعداد زیادی از کارهای او از سال ۱۹۸۵ به بعد می باشد. این معماری، با فرم های متنوعی که دارای جهت گیریهای مختلفی است، شناخته می شود. در اینجا، تمرکز فضایی که در معماری یگانه انگار وجود داشت، متلاشی و پراکنده می شود و بیشتر به سوی روشنایی و پویایی می رود. فرم از نظر بصری، سبک تر شده و پراکنده می شود. بنابراین در طراحی، فضا از ترکیبات مختلفی شکل می گیرد.

سال ۱۹۷۶ که هم برای آندو و هم تاریخ جدیدی از معماری مسکونی به یاد ماندنی بود بستر تکامل راوهوس در سامی یوشی بود . آندو در آن زمان ۳۵ سال داشت . این خانه کاملا روشنگر ویژگی های مشخصه دنیای معماری آندو می باشد : تلاش وافر برای ایجاد دیوار های بتونی زیبا ، ترکیب های هندسی ، احترام به محتوای فرهنگی – سنتی ، و ترکیب  فضای طبیعی و انتزاعی و تصویر جدیدی از زندگی روزانه .این خانه که فقط در حدود ۶۵ متر مربع زیربنا دارد برنده جایزه سالانه انجمن معماری ژاپن در سال ۱۹۸۰ شد ، که از اعتبار بالایی برخوردار است و در خانه سامی یوشی برگزار شد . و این اولین باری بود که  در میان بسیاری از خانه های قابل توجه ( برجسته که آندو بعداً طراحی کرد ) جایزه به ساختمان مسکونی یک طبقه داده شد .
از میان برجسته ترین خانه هایی که پس از آن طراحی کرده است میتوان به خانه بلوک شیشه ای یا هوس بلوک گلس (۱۹۷۹)– مسکن گُوشینو ( ۱۹۸۱ ) و مسکن کیدوساکی ( ۱۹۸۶ ) برنده جایزه رایزویا یوشیدا اشاره کرد . علاوه بر طراحی خانه های شخصی ، آپارتمان هایی را نیز طراحی کرده است از جمله رُکوهوسینگ (خانه رُکو ) ( سال ۱۹۸۳ برنده جایزه طراحی فرهنگی ژاپن ).
تادائو آندو نوعی انقلاب در تسهیلات تجاری به وجود آورده است که در دستان سایرین بیشتر اسباب خودنمایی بود. در عین حفظ سبک و شیوه اش ، فضاهای عمومی با کیفیتی بالا و متمایز معرفی می کند نظیر ساختمانهای تجاری معروف از جمله باغ رُز ( ۱۹۷۷ ) ، فستیوال ( ۱۹۸۴ ) و تایمز ( ۱۹۸۴ ) گالریا آگا ( ۱۹۸۸ ) و کالزیول ( ۱۹۸۹ ) .
او طی چند سال گذشته ، درکارش که همیشه مطابق با سبک و شیوه اش بوده است، تنوع شگفت آوری را نشان داده است . هم زمان شیوه اش به انواع ساختمان ها پرداخته است . بعنوان مثال، تعدادی کلیسا به طرحهای تجاری و مسکو نی اش افزوده است شامل  چپل در ام ثی رُکو . ( ۱۹۸۶ ، برنده جایزه هنری مینی شی ) – کلیسای روی آب( ۱۹۸۸ ) و کلیسای نور ( ۱۹۸۹ )  بعلاوه مجموعه ای از غرفه های نمایشگاهی مراسم چای – از جمله خانه بلوک چای ( ۱۹۸۶ ) – خانه ای خیمه ای چای ( ۱۹۱۸ ). بعلاوه با ساخت موزه بچه ها ( هیوگو – ۱۹۸۹ ) شروع به کار روی تسهیلات عمومی در مقیاس بزرگ کرد.
ایده های جسورانه اش برای پروژه های ناکانو شیما ، شهر تخم مرغی و اسپیس استراتابیانگر علاقه اش به شهر اوساکا و تمایل فوق العاده اش به خلق فضاهای عمومی می باشد.
از آنچه پیشتر گفته شد چنین بر می آید که دنیای معماری تادائو آندوکاملا اصیل بوده و با سرعتی بی نظیر گسترش یافته است. هم اکنون نیز درحال توسعه است . معماران و دانش جویان جوان که آندو رابسیار دوست می دارند بسیار به او امیدوار هستند . بدون شک ، از دیدگاه معماری معاصر ، پیشرفت های آینده اش یکی از مهمترین و جذابترین موضوعات می باشد .
تادائو آندو برنده جایزه های بیشماری بوده است. در ژاپن جایزه سالانه انجمن معماری ژاپن ( ۱۹۸۰ ) جایزه طرح فرهنگ ژاپن ( ۱۹۸۳ ) جایزه سالانه (به خاطر تشویق استعداد جدید در هنر های زیبا ) وزارت آموزش ژاپن ( ۱۹۸۶ )جایزه هنری مینی شی ( ۱۹۸۷ ) . جایزه ایزویا یوشیدا ( ۱۹۸۸ ) – ناظر – مدال آلوار و مدال طلای  آکادمی معماری فرانسه. او در ژاپن در یل و کلمبیا و هاروارد تدریس کرده است ، رقابتهای بیشمار طراحی بین المللی را قضاوت کرده است . او کارش را در بخشهای مختلفی از جهان به نمایش گذاشته است . و ساختمانهایش در رسانه های جمعی در همه جا ارائه شده است .

مجموعه های زیر تا کنون به چاپ رسیده اند :

تادائو آندو  مینی مالیسم :الکتا موُنیتر- پاریس ۱۹۸۲٫

تادائو آندو: ساختمانها- پروژه ها-نوشته ها- ری زولی – نیویورک ۱۹۸۴٫

معماران GA و تادائو آندو: ای . دی . ای چاپ توکیو ۱۹۸۷٫

تادائو آندو : هنرکنده یاله و آثار معاصر – ری زولی – نیویورک ۱۹۸۹


ایده پردازی و روندطراحی رنزو پیانو

ایده پردازی و روندطراحی رنزو پیانو

ایده پردازی و روندطراحی رنزو پیانو با اسکیس های معمارانه

در جئونا در ایتالیادر ۱۴ سپتامبر سال ۱۹۳۷ متولد شد در سال ۱۹۶۴ از مدرسه معماری در میلان فارغ التحصیل شد و به عنوان یک دانش آموز در زیر نظر یک گروه مهندسی در فلورانس شروع به کار کرد.

زندگی نامه وی معماری پیانو به سوابق او بستگی دارد چرا که پدری معمار داشت و با طرز قرار گرفتن ساختمان ها آشنا بود او پسری خجالتی بود که در منطقه پیکی زندگی می کرد در آنجا منظره ای از طبیعت وجود نداشت و آفتاب سوزان هم آنها را دچار مشکل می کرد لذا تصمیم گرفت تا سایبانی از برگ در امتداد باد به طور ثابت درست کند و این اولین کار او در راستای معماری بود .در بین سالهای ۱۹۶۵تا ۱۹۷۰ او تجارب زیادی با مسافرت های دانشجوئی به آمریکا و بریتانیا به دست آورد و در این موقع بود که با جیمز پرو آشنا شد و دوستی آنها تاثیر بسزایی در حرفه ای شدن او داشت به این ترتیب نظرات خود را اثبات کرد و با کسانی که به مخالفت از او می پرداختند به مخالفت پرداخت و خواستار مسابقه دادن با آنها بود .

فقط با مدد گرفتن از تجربه است که میتوان به کشفیات مختلف دست یافت و به مرحله ای برسیم که کمتر احساس نارضایتی کنیم. بیشتر برنامه هایی که امروز ما در طراحی ساختمان از آن استفاده می کنیم ،بعدها بوجود آمدند.

برای مثال،هر چند« پیانو» بناهای تاریخی ایتالیا را دوست داشت و آنها را گسترش می داد ،ولی این امر برای او از زمانی محقق شد که علم شناخت آثار باستانی در تمام زمینه ها، کارهای او را تحت تأثیر قرار داد.

حتی این ایده های اجتماعی که اکنون به وضوح در کارهای او دیده می شود ،بعدها،و از انگلیس وارد کارهای او شد .او همانند «ریچارد راگرس» تحت تأثیر روح دپارتمان معماری لندن قرار گرفته بود جایی که در پروژه ی دانشجویان اواخر دهه ی ۱۹۶۰،فن آوری ابزار ها محیط انعطاف پذیرانه ای را برای خدمت به تجربه ی اجتماعی به وجود آورده بودند ،او بطور غیر مستقیم به سان «جین پرو» طرفدار عقایدی بود که نویسندگان انگلیسی حدود قرن ۱۹ با آن سر وکار داشتند.

«پیانو»مهندسی معماری را در دانشگاه «فلورانس» و «پلیتکنیک میلان» سپری کرد و بعدها در سال ۱۹۶۴ فارغ التحصیل شد ولی تأثیر این مؤسسات در شکل گیری شخصیت او برای رسیدن به هنر معماری ،به مراتب کمتر از دوران بچگی و پیش زمینه خانوادگی او نشست و بر خاست های او با معماران بزرگ که معمولا ایتالیایی و . . .بودند

خصوصا فعالیت های خود او بعد از تحصیل بود .

«پیانو» از همه ی این ها چیز هایی آموخت و به گفته ی خود « دزدی برخی اسرار » که می توانست او را برای یک تحول درونی آماده سازد .بعد از پدرش ، « فرانکو آلبینی » اولین الگو و کار فرمای او شد . « آلبینی » در میان بقیه ی کارهایش ،معمار « آرشیتکت » یک سری فروشگاه زنجیره ای بود که بعضی از آنها واقعا عالی و استثنایی بودند . به نظر می رسد با توجه به ساختار نمایش داده شده ، این ساختمانها از پیشگامان عرصه ی تکنولوژی برتر آن زمان بوده اند . همچنین او مسئول

برخی از بناهای تاریخی و تأثیر گذار قدیمی بود که برخی از آنها در « جنوا » هستند . و می توان عنوان طراح را هم به او اطلاق کرد . « پیانو » شدیدا تحت تأ ثیر لذتی که «آلبینی » از کار و لوازم و جز ئیات کار ها می برد ، ( کارهایی که در استودیوی میلان انجام می داد ) قرار گرفت .

« پیانو » برای انجام کار و شروع کار هیچ اقدامی نکرد زیرا اولا خجالتی بود و ثانیا از جواب های منفی که ممکن بود بشنود ، واهمه داشت ولی سر انجام برای شروع کار به یک دفتر مهندسی رفت تا کار خود را شروع کند . کار اولیه ی او اسمبلی مجدد دستگاه های تلویزیون بود تا ایراد های احتمالی را شناخته و راهکار های پیشنهادی را مورد بررسی قرار دهد تا این دستگاه ها طراحی شوند .

« پیانو » با « آلبینی » به مدت دو سال کار کرد . این همکاری زمانی بود که آلبینی مشغول کار برای تبدیل یک موزه در جنوا بود . شاید « پیانو » بیشترین تجربه ی خود را در سفر هایی بدست آ ورد که آ خر هفته ها از منزل به « جنوا » می رفت . « آلبینی » معمولا در « پاویا » به ملاقات رئیس خود می رفت تا او را در چند و چون کارهای مبلمان چوبی که او طراحی آنها را به عهده داشت ، قرار دهد .

آنها معمولا دو ساعت تمام و یا بیشتر را به مطالعه ، تجزیه و تحلیل جز ییات می پرداختند . از این موارد و از تجربیاتی که او در کار طراحی سیستم طاقچه بدست آورد ، پیانو فهمید که متد طراحی آلبینی ( که الان متد پیانو می باشد ) مبنی بر حذف کردن قسمتهای غیر ضروری است بدون اینکه آسیبی به سیستم برسد .

در همین ایام بود که « پیانو » برای اولین بار « جین پرو » را در زمانی که در حال کار بر روی یک طرح هنری در فرانسه بود ، ملاقات کرد . چیزی که برای پیانو عجیب بود و او را تحت تأثیر قرار می داد این بود که « پرو » چگونه بر مشکلات فائق می آمد مانند درست کردن یک پل از یک تکه کاغذ که به اندازهای مقاوم باشد که بتواند فشار یک خودکار را تحمل کند که این کار همانطور که نیاز به فکر زیادی داشت می بایست با کمک گرفتن از دست نیز حل می شد چون می بایست به طور ماهرانه ای با دست روی آن کار می شد .

بعدها ، در زمان ساخت ساختمان « مرکز پامپیدو » که در آن « پرو » یکی از اعضای حیاتی بود ، آن دو با یکدیگر دوست صمیمی شدند . استودیوی « پرو » واقع در خیابان «رودس بلانس مانتکس » با استودیوی « پیانو » در « رو است کرویکس دلا برتونری » حدود ۱۰۰ متر فاصله داشت و آن دو معمولا ناهارها را با یکدیگر صرف می کردند ولی با تمام شباهت هایی که بین آن دو بود و با تمام اراداتی که پیانو به او داشت ولی وی نتوانسته بود « پیانو » را به اندازه ی « آلبینی » تحت تأثیر قرار دهد ولی به جای آن «پیانو » طرحهایی را اجرا می کرد که ساختارهای جدیدتری داشتند .

از آن جایی که « پرو » و « پیانو » هر دو علاقمند به ابزارها و تکنولوژی جدید بودند ، هیچکدام علاقهای به کار سازه های عظیم و محتویات آن نداشتند و این باعث خدشه دار شدن وحدت در معماری و فقدان هویت در ساختمانها شد ولی در مقابل آنها اعتقاد خاصی به « هدف ساخت » برای هر ساختمان داشتند .

هماهنگی ای که باید در همه ی بخشها حفظ می شد و همچنین اهمیت صنعتکاری در هر دو مقوله ی شکل سازه و دمیدن روح در تکنولوژی .همچنین در به هم پیوستگی سازه و صنعتکاری در تولیدات صنعتی ، هر دوی آنها محافظه کارانه رفتار می کردند و برای هر دوی آنها مهم بود که سازنده ی طرح پیمان را با کار قطع نکند . جایی که محموله ی ابزارها دارای بهترین ذخیره هستند و نه تنها با چشم بلکه با احساس دست نیز می توان درک کرد .

یک تفاوت بزرگ ولی نه چندان مهم بین آنها این بود که « پرو » زمانی که با صفحات فلزی دو یا سه بعدی کار می کرد به اصل خمیدگی می پرداخت در حالی که « پیانو » به حکاکی تمایل داشت و با مدلهای مکعبی کار خود را شروع کرد .

اگر « پیانو » اهمیت صنعتکاری و کارگاه را از دوستان سازنده اش آموخته ، « پرو » همان اصول را از پدرش آموخته بود .

بنیانگذار « اکول دس بلکس آرتس » که نام خود را به عنوان یک ایده ی هنری و جنبش حرکتی ثبت کرد و اثرش یکی از مهمترین مراکز هنری « نووا » شد .

« ویکتورپرو » شدیدا تحت تأثیر نوشته های « جان راسکین » و « ویلیام مدریس » قرار گرفت .در کنار این علایق به صنعتکاری ، این نوشته ها عقاید سیاسی و اجتماعی پرو را نیز متأثرقرار داد که بخش بزرگی از زندگی او بود . هر چند که این ها به بحث گذارده نشد ، پیانو اذعان کرد که گفتگو با « پرو » برای کشش بین عقاید او و عقاید نویسندگان محتمل است . جدا از این در رابطه ی صنعتکاری و اجتماع ، آنجلو ساکسون هم هر چند کم ولی بر روی بعضی از عقاید او تأثیر داشت . مطمئنا « پرو » عقاید و علایق خود را الهام گرفت و در جنبه های اجتماعی معماری به کار برد .

در این اثنا « پیانو » تحت تأثیر پروژه های مشخصی مثل «ابی پیره » که در اوایل دهه ی ۱۹۵۰ بود ، قرار گرفته بود و می نویسد که حمایت « پرو » از ساخت ساختمان مثل ماشین ، برای نتایج اجتماعی کمتر از پیشرفتهای تکنیکی بود . با به خاطر آوردن شهرت مرکز پامپیدر و ساختمان همانند آن از پیانو و کار های بعدی او بعد از پامپیدر و رفاقت شدید او با « پرو » که اکنون ریشه دار تر شده بود ، نشان می داد که چگونه روی عقاید اجتماعی او تأثیر می گذاشتند.

یک مورد دیگر که به طور خلاصه به آن اشاره می شود ، مهندس انگلیسی الاصلی بود به نام « ماکو وسکی » که تخصص خاصی در فریمهای قصیال داشت کسی بود که « پیانو »

مدارک برخی از جدیدترین تجربیاتش را با مختصری از ساختار آنها برایش فرستاده بود

این امر منجر به دعوتی شد مبنی بر همان ساختار ها که در محل دانشگاه تکنولوژی «باترسیا » و در سال ۱۹۶۶ اتفاق افتاد .

« ماکو وسکی » به دنبال شخصی بود تا قدرت تحلیل ساز را با توجه به عملیاتهای محاسباتی داشته باشد و این در حالی بود که « پیانو » تحت تأثیر هوش و ذکاوت و احترام این مهندس قرار گرفته بود . نقشه ها روی هم قرار گرفته بود تا منجر به ساخت یک شرکت برای تخصصی کردن ساختارها شد . ولی بعد پیانو فهمید که این امر بسیار محدود کننده خواهد بود و اینکه بیشتر معماری باید می شد تا فریم فضا و سقفها .

اولین دفتر کارگاهی او برای خودش در سالهای ۶۹-۱۹۶۸ و در بیرون جنوا ، تأسیس کرد تا کارهای فضاسازی فریمهای پشتیبان به سان سقفها را انجام دهد ، سهم عمده ای از آن متعلق به « ماکو وسکی » بود .

تأثیر شدید و طولانی مدتی که هنوز هم آثار آن وجود دارد مربوط به کشف « پیانو » در بریتانیا و در گروه « آرچیگرم » اتفاق افتاد . برداشت شگرفی از تکنولوژی و گسترش آن ، احتمالا « پیانو » را مورد تأثیر قرار داد تا تکنولوژی و طبیعت را به یک هارمونی جالبی برساند . مطمئنا تزها ، کارها و الکترونیک گروه « آرچیگرم » در کارهای بعدی «پیانو » به وضوح دیده می شود که از جمله ی آن کارخانه ی « لینگوتو » و نمایشگاه بین المللی « کلمبوس » است .

در سال علمی ۶۸-۱۹۶۷ پیانو یک استادیار در میلان برای « مارکو زانوسو » (یک معمار ماهر و طراح ) بود ،از او و درسهایی که آن دو با یکدیگر تدریس می کردند که راجع به سازه ی اشیا بود ( جایی که دانش آموزان به تحقیق در مورد اشیا و کاربرد آنها در طراحی با آن بود ) ، پیانو چیز های زیادی راجع به موارد و کاربرد آنها دریافت ، و در طول این مدت او یک سقف را برای « زانوسو » خلق کرد که نور طبیعی داخل داشت و او در این راه از کارخانه ی « اولیوتی » در ایتالیا کمک گرفته بود . این کار باعث شروع به تدریس خود او شد . در حالی که در فیلادلفیا و در استودیوی « لوئیس کان » تدریس می کرد . برای « کان » که تأثیر مختلفی از سایرین بر روی « پیانو » داشت ، کمک شگرفی کرد تا سقف فریم فضایی و کارخانه ی « اولیوتی » در « هارسیبورگ » ساخته شود .

هر چند که تأثیر تحقیقات علمی « کان » (۶۲-۱۹۵۷ ) را به وضوح می توان در هسته های پروژه ای و دیوارهای qb در جنوا (۱۹۶۸) دید ، « پیانو » تأثیر کمی از معماری « کان » گرفت .

تحقیقات « پیانو » برای روشنایی و پیدا کردن هر آنچه « راه حل طبیعی » خوانده می شود ، خیلی متفاوت تر از طرح « ساختمان چگونه خواهد بشود ؟ » از کان بود و آن نتایج چهارگانه ای که از آن به دست می آمد . به جای آن « پیانو » از « کان » آموخت که اهمیت خلق شرایط و ضوابط درست برای سازماندهی زندگی چگونه است ؟ و اینکه این ریتم ها چگونه باعث می شود که خلاقیتها سرشار گردند.

افتخارات : – عضویت افتخاری جامعه معماران آمریکا ، آمریکا ، ۱۹۸۱

– مدال طلا از انستیتو سلطنتی معماران بریتانیا ، انگلستان ،

– جایزه Cavaliere di Gran Croce از هیئت دولت ایتالیا ، رم ، ایتالیا ،

– جایزه کیوتو ، ایناموری فوندیشن ، کیوتو ، ژاپن ، ۱۹۹۰

– عضویت افتخاری دانشکده هنر و تحقیقات آمریکا ، آمریکا ، ۱۹۹۴

– از طرف یونسکو به عنوان سفیر معماری حسن نیت معرفی شد ،

– جایزه میکل آنژ از رم ، ایتالیا ، ۱۹۹۴

– جایزه اریز موز ، آمستردام ، هلند ، ۱۹۹۵

جایزه معماری پریتزکر ، کاخ سفید ، واشینگتن ، آمریکا ، ۱۹۹۸

– معمار دانشکده ملی سن لوکا ، رم ، ایتالیا ، ۱۹۹۹

– مدیر کل مرکز ملی de la Légion d’Honneur ، فرانسه ، ۲۰۰۰

– سلطان معماری ، ونیز ، ایتالیا ، ۲۰۰۰

– جایزه لئوناردو ، رم ، ایتالیا ،

از نظر رنزو پیانو شهر فراتر از همه اینهاست. شهر اثر هنری منحصر به فردی است که برای برآورده کردن نیازهای در حال تغییر به طور مداوم باید مورد استفاده قرار گیرد و بدون شک موقعیتی خارق العاده برای کشف قوانین و فنون ساختمانی کهن ـ شاید از طریق مداخله های جزیی تا عملیات مهم و بزرگ ـ و پیدا کردن محرک ها و زمینه های تحول جدید به شمار رود.

به نظر رنزو پیانو شهر مجموعه ای ساده نیست بلکه شیء است که در فرآیند تبدیل یا تغییر ساخته می شود و در معرض تغییر شکل های اساسی قرار دارد، با وجود این او به خوبی می داند «شهر پیکره ای حساس و مهم است که باید حفظ شود.» پیانو هنوز از انرژی های محرک نسلهای گذشته نیرو می گیرد و هموراه سعی کرده با گشودن افق ها و سناریوهای جدید و به قصد سنجش میزان کارایی اش خود را سر در گم کند یا به هیجان بیاورد.

مرکز پومپیدو تجربه ای بی نظیر و خاص برای شهر پاریس به ارمغان آورد، این کار باعث شد ارزیابی اثرات تغییر ویژگی های منحصر به فرد شهر از طریق استفاده از مصالح و تکنولوژی های جدید امکان پذیر شود. این موضوع به شناخت مجدد جایگاه موزه در جامعه امروزی و به نقش مهم آن در آینده توسعه شهر نیز منتهی شد. جلوه های ویژ شهر که در طول چندین سال گذشته از طریق تغییرات وسیع و گسترش مناطق صنعتی، از بین رفتن بافت های تاریخی شهر و افزایش مناطق حاشیه، شکل گرفته است توسط برخی طرح ها و پیشنهادات رنزو پیانو که در همان دوران و بر پایه تحقیقات و تمایل های گسترده و طاقت فرسا انجام شد، تغییر ماهیت می یابد.

اینکه یکی از اولین رویکردها نسبت به موضوع، باززنده سازی بافت تاریخی در شهر اوترانتو بوده، تصادفی نیست.

شهرهای رودس، اوترانتو و مالترا شهرهایی هستند که دچار نوعی بلاتکلیفی بین حفاظت و بیتوجهی شده اند. در همه آنها، پدیده شهر نشینی نتوانسته کیفیت مناسب جایگزین کیفیت شهر سنتی بکند، کیفیتی که هنوز مهم ترین ویژگی آن در نیازهای انسانی ریشه دارد.

بسیاری از پروژه ها و طرح ها حتی اگر به طور کامل اجرا نشوند جوانب احتمالی تغییر را مورد توجه قرار می دهند. با این حال همین پروژه ها علاوه بر این که ظرفیت خارق العاده ای دارند برای درک اتفاقات گذشته از نیرویی ذاتی برخوردار هستند که می توانند در سایه آن مسیرهای جدید نوآوری و ایجاد تغییرات جدید و مهم را برای شهری شناسایی کنندکه آرمان شهر نیست. چنین شهری بدون شک بر اساس نیازهای واقعی، کیفیت بهتر زندگی پس از تزریق فرهنگ مصرف گرایی و خسارت ناشی از سیستم تردد متکی بر خودروهای شخصی، تغییر شکل داده است.

پیانو در هر پروژه ای نه فقط از طریق طرح های انتزاعی مشتق شده از فرهنگ شهر گرایانه بلکه با بکارگیری مداوم روش های عملی، توجه به شهر موجود و برقراری رابطه با جامعه معاصر و نیازهایش را دنبال می کند اما شاید مهمترین انگیزه را هنگامی بتوان مشاهده کرد که بازسازی نواحی کل شهری مدنظر باشد و فقدان منابع و مراجع قطعی در مورد گذشته، معمار را مجبور میکند تا هر حرف و قانونی را مورد بازاندیشی قرار دهد و شیوه ها و روش های جدید را جستجو کند.

پروژه پوستدامر پلاتر به تعادلی در دیدگاه شخصی رسیده که می تواند میدان های ایده آل شهری دوره رنسانس را تداعی کند. در اینجاست که در محدوده دقیق واقع بین عدم قطعیت نتیجه و تجربه روش های جدید، به یک ابداع منتهی می شود. زیبایی شهر به یکدست بودن مصالح، فرهنگ عمومی و مهم تر از همه به گذشت زمان بستگی دارد. بنابراین علاوه بر معماری همواره باید مفهوم اساسی دیگر یعنی، زندگی را نیز مورد توجه قرار دهیم. به عبارت دیگر، نصف شهر متشکل از مردم و نصف دیگرش متشکل از سنگ و آجر است. ما اکنون با تضادی جالب مواجه هستیم؛ اگر ساختن یک شهر در مدت ۵ سال از دید معماری مشکل باشد، از نظر زندگی بسیار مشکل تر است. شهر بافتی است که در طول صدها سال ساخته شده است. زندگی همان گونه که به تدریج از بین رفته همان طور مداوم هم باز می گردد. سوال باقی مانده این است که آیا به دنبال روش های مکانیکی کارآمد و سریع باید باشیم یا به روش های آرام و کم اثر اکتفا کنیم؟ این دوگانگی، موضوعی است که شاید بتواند موثرتر از خود معمـــاری باشد چرا که هر کدام از این عرصه ها وضعیت را مشکل تر می کند.

در میان معماران، فراوانند کسانی که عمر حرفه ای شان را در تلاش برای رسیدن به افق های جدید سپری کرده اند و همین افرادند که نقاط عطف سرنوشت تاریخ معماری را رقم زده اند.

تلاش برای رسیدن به مفاهیم فضایی جدید، جستجوی اصول سازه ای در روش های اجرایی نو، حداکثر استفاده از توانمندی مصالح، توجه به محیط زیست و نیازهای در حال تغییر انسان معاصر، اهمیت دادن به مفهوم احساس فضایی در معماری و …. همه ویژگی هایی هستند که در آثار معماری پیانو تحقق یافته اند. رنزو پیانو که اکنون معماری ۹۹ ساله است، شهرت جهانی اش را ابتدا پس از طراحی مرکز فرهنگی ژرژ پومپیدو در پاریس بدست آورد. این مجموعه با همکاری معمار جوان انگلیسی ـ ریچارد راجرز ـ طراحی شده بود، از آثاری است که تلاش برای نوآوری و رسیدن به مفاهیم و تعاریف جدید در چارچوب اصول شناخته شدهی معماری را به وضوح میتوان در آن مشاهده کرد. از آن پس، پیانو در راستای همین تلاش فرصت طراحی پروژه های با عملکردها، بسترها و مقیاس های مختلف را بدست آورد و پیشرفتی مداوم و بی وقفه را به نمایش گذاشت.

او در خانواده ای متولد شد که حرفه اصلی بیشترشان ساختمان سازی بود؛ «پدربزرگ، پدر، عمو ها و یک برادر او پیمانکار بودند، اصولاً او هم باید همین راه را در پیش می گرفت اما برغم میل پدرش، معماری را به عنوان حرفه خود انتخاب کرد، اما هرگز نتوانست از ریشه های خانوادگی خود و وابستگی به مسایل اجرایی ساختمان سازی دل بکند. شاید به همین دلیل نام شرکت او «کارگاه ساختمانی رنزو پیانو» است.

پس از فارغ التحصیلی از دانشکده معماری دانشگاه پلی تکنیک میلان، مدتی با پدرش، سپس با چند تن از معماران نامی آن عصر همکاری کرد و همواره پرونلسکی را به عنوان الگویی آرمانی ستایش و تحسین می کرد.

همه این عوامل دست به دست هم داد و باعث شد که پیانو بتواند تلفیقی واقعی از هنر، معماری و مهندسی را بدست آورد. وی همچون بسیاری از هنرمندان برجسته سرزمین مادری اش ـ ایتالیا ـ همواره در جستجوی تحول، نوآوری و ابداع بود اما در راستای این تلاش هرگز از سنت ها و فلسفه های بومی دور نمی شد و طبیعت ـ اولین منبع الهام انسان خلاق ـ را همواره مورد توجه داشت تا جایی که در سال های اخیر توانست بهترین نمونه های معماری سبز را خلق کند. بدون شک نقش مهمی در گسترش مفهوم پایداری داشته است.

اندیشه های لوکور بوزیه در دهه های سی و چهل به جایگاه رفیعی رسید. شخصیت معماری پیانو نیز فارغ از بستر خانوادگی اش، قابل سنجش و تحلیل نیست. تفکیک پیانو به مثابه معمار هنرمند با مهندس سازه و ساخت و ساز سخت می نماید چه، آثارش آمیزه این هر دو است. پیانو پیمانکار زاده است. محصول خانواده ای که پدربزرگ، عمو ها و برادر همه و همه عناصر اجرایی سطح بالایی بودند. پس شهرتــش به عنوان معمار مبتــکر و خلاق در فنون و روش های ساختمان سازی عجیب نیست حتی اگر با عنوان معمار «های- تک» آغاز به کار کرده و در ادامه به عنوان معماری ارگانیک شناخته شده است.

تلاش پیانو دریافتن مفاهیم فضایی برای فردای انسان ها است. مفاهیمی که تعابیر جدیدی برای بدیهیات معماری چون «درون و بیرون» یا «اینجا و آنجا» به ارمغان آورد. مفاهیمی که طیف مصالح قابل کاربرد در ساخت بنا را گسترش داده و معماری را به استهزای جاذبه وا دارد.

بازسازی و نوسازی فضاهای شهری

۱٫       کارگاه محله ای در شهر اوترانتو

۲٫       پروژه بازسازی جزیره بورانو، ونیز

۳٫       طرح باز زنده سازی اسکله قدیمی جنوا

۴٫       تغییر کاربری مجموعه شلو برگر در منطقه مونروژ، پاریس

۵٫       طرح بازسازی بندر قدیمی جنوا

۶٫       تغییر کاربری کارخانه لینگوتو در تورین

۷٫       بازسازی و احیای باروی قدیمی و مرکز شهر رودس

۸٫       بازسازی و احیای مرکز تاریخی شهر والتا، مالتا

۹٫       باززنده سازی محله ساسی در ماتدا

۱۰٫   بازسازی پوسترامر پلاتز در برلین

۱۱٫     طرح جامع منطقه ایل سگو، بولوفی برانکور، پاریس

۱۲٫   تغییر کاربری نیروگاه ساحلی به سایت جدیدی برای گالری تات، لندن

۱۳٫   تالار نیکولا پاگافینی در پارما

فضاهای فرهنگی

۱٫       سیستم های پیوسته سازه ای: پاویونی برای چهاردهیمن نمایشگاه دو سالانه میلان

۲٫       پاویون صنعت ایتالیا در نمایشگاه اوساکا

۳٫       مرکز هنر و فرهنگ ژرژ پومپیدو، پاریس

۴٫       موسسه پژوهش های کاربردی موسیقی و آکوستیک (IRCAM) مرکز پوپیدو پاریس

۵٫       موزه منیل در هوستون

۶٫       پاویون مسافرتی ای، بی، ام

۷٫       تالار اپرای پرومتو در ونیز و میلان

۸٫       طرح بهسازی شهر باستانی پرمپنی

۹٫       مرکز ملی علوم و فنون نمو، آمستردام

۱۰٫   نمایشگاه هنر روسیه ۱۸۳۰ تا ۱۹۷۰، مرکز نمایشگاهی لینگوتو

۱۱٫   پاویون سی تا مبلی در هوستون

۱۲٫   مرکز فرهنگی ژان ماریا پتژ پائو، نومئا، نیوکالدونیا

۱۳٫   مرکز پومپیدو، بازسازی آتلیه برانکوزی در پاریس

۱۴٫   مجموعه پارک موسیقی در رم

۱۵٫   موزه بنیاد بیلر در ویهن، باسله

۱۶٫   تئاتر و کازینوی پوتسدامر پلاتز، برلین

فضاهای کار

۱٫       کارخانه سیار استخراج سولفور در پومزیا، رم

۲٫       ساختمان اداری در نوبرات، کومو

۳٫       ساختمان اداری در مونتکیو، ویچنتسا

۴٫       دفتر مرکزی جدید برای صنایع ساردو در کالیاری

۵٫       موسسه تحقیقاتی فلزات سبک در نوارا

۶٫       مرکز مطالعات اشعه سینکروترون در گرنوبل

۷٫       کارخانه تامسون در سان کوانتین، پاریس

۸٫       دفتر کارگاه ساختمانی رنزو پیانو، پونتا ناوه، جنوا

۹٫       مرکز طراحی مرسدس بنز در سینرلفینگن، اشتوتگارت

۱۰٫   برج اداری بیس، دفتر مرکزی شرکت دایملر کرایسلر، میدان پوتسدامر، ببرلین

فضاهای همگانی

۱٫       میدان استاندارد بیمارستان، واشینگتون

۲٫       مجتمع ورزشی راونا، راونا

۳٫       مجتمع نمایشگاه بین المللی لیون، لیون

۴٫       استادیوم سان نیکولا، باری

۵٫       مرکز خرید بارسی ۲، پاریس

۶٫       کلیسای زیارتی پادره پیو در سان جووانی، روتوندو، خودجا

۷٫       سینما و تئاتر ایماکس، پوتسدامر، برلین

مرکز ژرژ پمپیدو در پاریس ، فرانسه :

مرکز ژرژ پمپیدو (به فران سه : Centre Georges Pompidou) نام مؤسسه هنری و فرهنگی است که در سال ۱۹۷۷ به‌نام ژرژ پمپیدو رئیس‌جمهور فرانسه در پاریس برپا شد.این مرکز شامل موزه ملی هنر مدرن، مرکز طراحی صنعتی، اداره توسعه فرهنگی است.

نمایشگاه‌های هنری و فرهنگی نیز همیشه در آن برپا است. دو ارگان مهم دیگر یعنی کتابخانه عمومی مرجع و بنیاد پژوهش و هماهنگی موسیقی و آکوستیک نیز بخشی از این مرکز است. ژرژ پمپیدو رئیس جمهوری وقت فرانسه پس از بنیانگذاری موسسه پژوهش‌های تطبیقی، مدیریت آن را به پیر بولز آهنگساز و مولف پیشروی فرانسوی سپرد. اندیشه ابتدایی بولز در موسسه، گسترش پژوهش در زمینه منابع نوین صوتی، آموزش آزاد و کمک به شکوفایی نسل جوان آهنگساز بود.

معماری

ویژگی ظاهری مهم این مرکز معماری بی‌همتا و جنجال‌برانگیز ساختمان آن است. این ساختمان را رنزو پیانو و ریچارد راجرز طرح کردند. در این طرح تمام لوله‌کشی‌ها و کانال‌های تهویه‌هوا و سیم‌کشی برق در بیرون ساختمان ودر معرض دید قرار دارد. حتی تیرها و ستون‌های سازه ساختمان نیز همگی دیده می‌شود. منتقدان آن را به انسانی شبیه دانسته‌اند که دل و روده‌اش بیرون از بدن قرار دارد.

میدان استراوینسکی در کنار ساختمان این مرکز با مجموعه‌ای از تندیس‌های متحرک در میان و کنار یک استخر آب جلوه دیگری از هنر مدرن را به بازدیدکنندگان عرضه می‌کند.

مرکز فرهنگی ژان ماری تجیبائو

معماری که در شرایط بحران اجتماعی و ساختمانی دهه ۶۰ شکل گرفته است. نگرشی روشنفکرانه و تخصصی به معماری دارد.معماری برای معماری یا به عبارتی استفاده از اثر ساخته شده برای پیشبرد بحث طراحی معماری. پناه بردن به جهان ایده ال های مجرد، نشانه ترس از برخورد با واقعیت است و در آثار این معماران اثری از نگاه واقع گرایانه به عملکرد و محیط به چشم نمی خورد .تنها فرم و فرایند شکل گیری آن اهمیت دارد. فرم آن قدراهمیت می یابد که مصالح ،سازه وجزئیات نیز اهمیت واستقلال خود رااز دست می دهند وساختمان به ماک

تی بزرگ تبدیل می شود که به موثرترین شکلی نمایانگر ایدههای آغازین پروژه است .آثاراین معماران هر چند حاوی ارزشهای چشمگیری درسطح نظری وتخصصی ،نظیر سازماندهی فضا وخلق فرمهای جدید است ،لیکن مستقیماً به مصرف کننده مربوط نشده وحتی مصرف کننده ومخاطب اصلی پیام درآنها به عنوان یک پارامتر درنظر گرفته نمی شود .معماری جزئی از حوزه وسیعتری است که زندگی وکلیه فعالیتهای زندگی بشر رادربرمی گیردوناچاراست مشروعیت خودراازنظامهای فرا دست کسب کند .تاریخ ،عادات وباورها ،روانشناسی ،ساختاربدن ومغز انسان وهمچنین محیط زیست عواملی ثابت اند که نبایستی دستخوش هوس وتفنن میز طراحی شوند .چنانکه پیانو می گوید :

”معماری یک هنرتحمیلی است ،نمایشگاه ،کنسرت یانمایش نیست که مردم بتوانند انتخاب کنند. هنگامی که اثر ساخته شد مردم ناگزیرند از آن استفاده کنند .بنابراین بخشی ازمطالعات وتجربیات افراطی معماری بهتر است ازمحدوده نمایشگاه ونوشتاربیرون نرود.“

· کالدونیای جدید (کاناکی )New Caledonia

جزایر کالدونیای جدید به وسعت ۱۸۵۷۵کیلومتر مربع وجمعیتی حدود ۲۱۶۰۰۰نفر درآبهای غربی اقیانوس آرام ودر۱۵۰۰کیلومتری کرانه های خاوری استرالیا جای دارد . مرکز آن نومه آ است .این جزایر آتشفشانی وکمابیش کوهستانی هستند .پوینده انگلیسی درسال ۱۷۷۴آن را به علت شباهتش بامناظر کالدونیا دراسکاتلند ”کالدونیای جدید ” نامید.

· اقلیم : گرم ومرطوب وپرباران است وخاک آن مناسب کشاورزی است .جزای آن پوشش گیاهی انبوهی دارند ومعدن نیکل آن قابل توجه است وبه دلیل داشتن معادن زیاد مورد استعمار فرانسه قرارگرفته است . مردم آن ملانزی تبار و۲٫۷درصد مسلمان هستند .

· دلیل ساخت مرکز فرهنگی ژان ماری تجیبائو

ساخت مرکزی برای بیان فرهنگ کاناک تصمیمی بود که دولت فرانسه درطی کنفرانس صلح پس از شورشهای سال ۱۹۸۴و۱۹۸۸درکالدونیای جدید اتخاذ کرد .این مرکز به نام رهبرکاناک که درسال ۱۹۸۹کشته شد نام گذاری شده است .درمسابقه ای بین المللی طرح آقای پیانو به عنوان طرح برگزیده انتخاب می شود.

· مجموعه فرهنگی ژان ماری تجیبائو – نیوکالدونیای فرانسه

طراحی ۱۹۹۱- ساخت ۱۹۹۳ تا ۱۹۹۸

پروژه ژان ماری با طبیعت مانوس است یعنی بدون حضور نور خورشید که لطافت ساختارهای چوبی را باز می تاباند و بدون صنوبر بلند و ستون مانند که معیاری برای ارتفاع پوسته های وسیع ساختمان محسوب می شود و بدون بادی که از میان این عناصر می وزد و انعطاف پذیری و استحکام چوب را یادآوری می کند ، شناخت و درک کامل مکان و فضای خلق شده در این پروژه ، غیرممکن می شود.

کاربامعماری سنتی دشوارترازکاربامعماری تاریخی است .معماری سنتی وبومی نفی تک ساختمان به منزله مونومان است .

درپروژه مرکز فرهنگی جیبائو که قراربود سمبل استقلال قوم کاناک باشد ،طبیعتاً رجوع به سنت بومی پیش نیاز مهمی بود .

معماری این قوم به کلبه های چوبی -پوشالی منحصر می شود واین خود محدودیتی بزرگ ازنظر انتخاب الگویی برای تعبیر است .محدودیت دیگر بی دوام بودن این کلبه هاست .معماری بومی کاناک ازطریق تداوم یک شیوه ساختمان سازی مشخص حفظ می شود .

پاسخ پیانو به این مسئله نوعی معماری است که درآن تک بنا عرض اندام نمی کند .تصویر مجموعه ازدوریک نشان بارز محیطی است که مکمل ومتمایز کننده منظره ساحل ازدوردست است .این تصویر ازده سازه کلبه مانند درابعاد مختلف به وجود آمده است .کل مرکز ازسه بخش به وجود آمده است که هربخش به مثابه یک دهکده بومی ومستقل است .سازماندهی پلان این بخشها وفضاهای مدور آنها نیز تداعی کننده دهکده های اقوام کاناک اند .روش ساختن سازه های کلبه مانند ومصالح به کاررفته درآنها نیز ازاین فرهنگ الهام گرفته شده اند .


معمار معروف انگلیسی -نورمن فاستر

معمار معروف انگلیسی -نورمن فاستر

معمار معروف انگلیسی نورمن فاستر 

نورمن فاستر۱۹۳۵  ، در اول ماه ژوئن در شهر منچستر متولد شد . ۱۹۵۳ پس از اتمام دوره متوسطه ، به صورت نیمه وقت و به عنوان منشی در تالار شهر منچستر شروع به کار کرد . سپس به خدمت سربازی رفت و در حین خدمت در نیروی هوایی ، در زمینه مهندسی الکترونیک مهارت یافت و اطلاعاتی در مورد هواپیما کسب کرد . در نهایت ، به دلیل علاقه به هواپیماهای گلایدر به یک خلبان ماهر تبدیل شد . ۱۹۵۵ پس از اتمام دوره دوساله سربازی ، در دفتر دو تن از معماران منچستر مشغول به کار شد .

۱۹۵۶ با ثبت نام در دانشگاه معماری منچستر ، به فراگیری دروس نسبتا سنتی ( در مقایسه با دروس و و رویکرد های متفاوت در انجمن معماران لندن و مدرسه ی معماری لیورپول ) پرداخت . با این حال ، در این سال ها توانست مهارت های منحصر به فردی در زمینه ی فنون ترسیم و ارائه به دست آورد .

شد. RIBA در این سال یکی از ترسیم های او به عنوان یک کار درسی ، موفق به دریافت مدال نقره ای

او در این سال دیپلم معماری و مجوز طراحی شهری خود را دریافت کرد . در همین زمان ، مدال هی وود و مدال برنز انجمن معماران منچستر به وی اهدا شد . علاوه بر این ، با قبولی در بورسیه ی تحصیلی انجمن ساختمان سازان ، به فلاوشیپ هنری نایل شد . پس از آن برای گذراندن دوره دو ساله ی تخصصی در دانشگاه ییل به آمریکا رفت . وی در آنجا تحت تاثیر پل رادولف ، سرج چرمایف و وین سنت اسکالی قرار گرفت و در همین زمان با ریچارد راجرز ( که مانند خود او دانشجوی بورسیه بود ) و جیمز استرلینگ ( که برای مدت کوتاهی در همان مدرسه تدریس می کرد ) ملاقات کرد . ۱۹۶۲ فاستر مدرک فوق لیسانس معماری را با موفقیت دریآفت کرد . سپس گردش معماران را از سواحل شرقی ایالات متحده تا کالیفرنیا آغاز کرد و در این سفر ، روند توسعه ی معماری مدرن را از فرانک لوید رایت تا چالز آیمز بررسی و دنبال کرد . ۱۹۶۳

پس از بازگشت به انگلستان با همکاری ریچارد راجرز ، گروه طراحی ” گروه ۴ ” را در لندن تشکیل داد . دیگر همکاران آنها در این گروه عبارت بودند از : سور راجرز ، همسر ریچارد راجرز ، و جورجیا والتون که با راجرز در انجمن معماران لندن تحصیل کرده بود . مدتی بعد ، وندی چیزمن ( فارغ التحصیل مدرسه معماری بارتلت دانشگاه لندن که بعدها همسر فاستر شد ) نیز به آنها ملحق شد . البته از همان آغاز ، عضویت جورجیا بالتون ( که دفتر اصلی او در هامپ استید بود ) حالتی ظاهری داشت و تاثیر چندانی بر رابطه آنها نداشت .

۱۹۶۴ در این سال با وندی چیزمن ازدواج کرد که ثمره آن ، دو فرزند به نام های ” تی ” و ” کال ” است . ۱۹۶۶ در این سال به عضویت انجمن معماران سلطنتی انگلستان در آمد .

۱۹۶۷ فاستر همراه با ” گروه ۴ ” ساختمانی را طراحی کرد که وی را به شهرت جهانی رساند . این ساختمان ، کارخانه رلیانس در سوئد بود که آخرین بنای ساخته شده توسط این گروه است زیرا این گروه در همان سال منحل شد . سپس نورمن و وندی فاستر با هدف ایجاد یک مرکز برای طراحی و تحقیقات ، دفتر معماری فاستر و همکاران را تاسیس کردند . در این دفتر در مجاورت باغ کوونت قرار داشت

۱۹۶۸ در حین طراحی پروژه تئاتر ساموئل بکت ، با ریچارد باکمینیستر فولر آشنا شد که بعد ها ، تاثیر عمیقی در اندیشه و کارهای فاستر گذاشت . آشنایی ، سر آغازی بود برای دوستی و همکاری طولانی پر ثمری که تا زمان مرگ این استاد آمریکایی ( یعنی سال ۱۹۸۳ ) ادامه داشت .

در این ، دفتر معماری فاستر و همکاران به طبقه همکف ساختمانی در خیابان فیتزروی ( که فقط چند صد متر از برج اداره پست فاصله داشت ) منتقل شد. تجهیز و طراحی داخلی این دفتر ، بستری بود برای بررسی و آزمایش مفاهیم و مصالحی که بعده ها هسته اصلی فلسفه کار فاستر را شکل داد . ۱۹۷۴

فاستر به عنوان نایب انجمن معماری انتخاب شد . شرکت او که قبلا با یک شرکت نروژی به نام ” شرکت خطوط کشتی رانی فرداولسن ” همکاری داشت ، دفتری در اوسلو تاسیس کرد و ابتدا کارهایی برای این کار فرمای نروژی انجام داد ؛ سپس با کارفرماهای دیگر در نقاط مختلف کشور همکاری کرد .

۱۹۷۵ در این سال ، ساخت دفترهای شرکت بیمه ویلیس ، فابروداماس در ایپسوویچ به پایان رسید و این پروژه ، شرکت فاستر را به شهرت جهانی رساند .

۱۹۷۸ ساخت مرکز های هنرهای تجسمی سانز بوری ، آغاز مرحله ی مهم و درخشانی در زندگی حرفه ای او شد . پروژه های ارزشمند دیگری را برای او و همکارانش به ارمغان آورد .

۱۹۷۹ در این سال شرکت بانکداری هنگ کنگ و شانگهای از وی دعوت کرد که همراه شش شرکت بین الملی دیگر ، در مسابقه ای محدود با موضوع طراحی دفتر مرکزی این بانک شرکت کند . با انتخاب طرح فاست به عنوان طرح برگزیده ، اجرای این پروژه به شرکت وی واگذار شد .

۱۹۸۰ فاستر در این سال به عضویت انجمن معماران آمریکایی در آمد ، علاوه بر این ، در همین سال دکترای افتخاری دانشگاه انجلیای شرقی به او اعطا شد . در بیست و چهارم ژوئن نیز ، در مراسم اهدا مدال طلای سال ۱۹۸۰ به جیمز استرلین سخنرانی کرد .

۱۹۸۱ در این سال با شرکت در مسابقه محدود طراحی ورزشگاه سرپوشیده فراکفورت آمین ، جایزه طرح برگزیده را دریافت کرد . در همین زمان ، معماری او در یکی از برنامه های مستند هنری BBC معرفی شد و مورد بررسی قرار گرفت . ۱۹۸۲

در این سال ، دفتر آنها به خیابان گریند پورتلند و در مجاورت دفتر های شرکت REBA منتقل شد . همچنین به عنوان یکی از اعضای هیئت علمی دانشکده صنعتی هنر لندن انتخاب شد .

۱۹۸۳ در این سال ، فاستر بالاترین رتبه این حرفه را از آن خود کرد و ” مدال طلای سلطنتی ” رشته معماری را دریافت نمود . این مدال ، جایزه بین الملی ارزشمندی است که در سال ۱۸۴۸ ، ملکه ویکتوریا برای پیشرفت حرفه معماری در نظر گرفته بود . در مراسم اهدا این جایزه ، با کمینیستر فولر سخنرانی کرد . فاستر در این سال به عضویت دانشگاه سلطنتی در آمد . پس از برگزاری یک مسابقه ی محدود با شرکت گروه منتخب معماران ، از فاستر برای طراحی مرکز جدیدی برای BBC در منطقه ی پورتلند دعوت شد . این مرکز در مقابل کلیسای آل سولز اثر جان ناش قرار دارد .

۱۹۸۴ در مسابقه محدودی که شورای شهر نایمز برای طراحی یک مدیاتک و مرکز هنرهای معاصر در آن شهر برگزار کرد ، طرح فاستر برنده شد . در همین سال اتحادیه ی بین المللی معماران ، جایزه آگوست پره را به وی اهدا کرد .

۱۹۸۶ دانشگاه بت ، دکترای افتخاری علوم را به فاستر اعطا نمود . علاوه بر این ، وی در مراسم بازگشایی بناییادبود اریک لیونز در RIBA سخنرانی کرد. در همین سال ، دو نمایشگاه مهم از کارهای او برپاشد : یکی در انجمن معماران فرانسه در پاریس ( بازگشایی در ژانویه ) و دیگری در دانشگاه سلطنتی لندن ( بازگشایی در اکتبر ) . وی جایزه موسسه طراحی ژاپن را به خود اختصاص دا د. شرکت او نیز در همین سال در مسابقه تغییر شکل و بازسازی یک سایت ۴۸ هکتاری در منطقه کینگزکراس در لندن برنده شد . این پروژه ، در نوع خود بزرگترین و وسیع ترین طرح شهر سازی در اروپا است و شامل تفکیک طیف وسیعی از عملکردهای مختلف می باشد. از جمله این عملکردها می توان به ایستگاه تونل راه آهن متصل به پارک بزرگ اشاره کرد که اطراف آن از ساختمانهای مسکونی و اداری پوشیده شده است . این پروژه و پروژه ی چهارراه پاترنوستر ، آغاز مرحله جدیدی از اجرای پروژه هایی در مقیاس شهری بود . در سال بعد ، این شرکت طرح های شهری مختلفی برای شهرهای زیر طراحی و اجرا کرد: کمبریج ( ۱۹۸۹ ) ؛ نایمز، کانس و برلین ( ۱۹۹۰ ) ؛ گرینویچ ( ۱۹۹۱ ) ؛ روتر دام ، لودن شید و یوکوهاما ( ۱۹۹۲ ) ؛ بافت تاریخی چارترس ، کورفو و لیسبون ( ۱۹۹۳ ) . هم اکنون این شرکت در حال انجام پروژه ای برای تغییر شکل و بازسازی قسمت وسیعی از مرکز شهر بارسلون است که مساحت سایت آن بیش از ۲۲۰ هکتار است .

۱۹۸۸ ظرفیت بالای این شرکت باعث شد که بتواند به مجموعه ی وسیعی از برنامه ها و پروژه های کلان مقیاس پاسخگو باشد . یکی از این پروژه ها ، برج مخابرات بارسلون است که به منظور آماده سازی شهر برای مسابقات المپیک در نظر گرفته شده است . نمونه های دیگر این پروژه ها ، مترو شهر بیلبائو ، پل دره گذری در منطقه ی رنس در فرانسه و ایستگاه زیرزمینی کاناری وارف در لندن ( ۱۹۹۱ ) است . ۱۹۸۹ این مصادف بود با فوت زود هنگام وندی ( همسر نورمن ) که آغازفعالیت حرفه ای نورمن همراه او بود و پس ازهمکاری در” گروه ۴ ” ، یکی از موسسان دفتر معماری فاستر و همکاران بود . ۱۹۹۰ سازمان حفاظت از محیط زیست انگلستان ، ساختمان شرکت بیمه ویلیس ، فابر و داماس در ایپسوویچ ( ۷۴-۱۹۷۳ ) را جزء ساختمان های ارزشمند ( از نظر تاریخی ، معماری و سازگاری با محیط زیست ) اعلام کرد و مدال معتمدین RIBA را به نورمن فاستر اعطا نمود . در همین سال ، فاستر عنوان ” سر ” گرفت . در این زمان ، دفتر معماری فاستر و همکاران ( که از این پس دفتر معماری سر نورمن فاستر و همکاران نامیده خواهد شد ) به ساختمان نوسازی در کیلومتر ۲۲ جاده ی هستار در نزدیکی رودخانه تیمز نقل مکان کرد . در این دفتر جدید ، تمام عملکرد های گوناگون مربوط به کارگاه ماکت سازی و مصالح ، بایگانی پرونده ها ، کتابخانه و آرشیو فیلم های ویدئویی و عکس ، همگی زیر سقف گرد آمده اند .

۱۹۹۱ دانشگاه معماری فرانسه ، به وی مدال افتخار اعطا کرد . در همین سال ، چندین پروژه ی جدید و ارزشمند را به اتمام رساند ؛ از جمله فرودگاه استانزتد، مرکز تلویزیونی آی تی ان ، نگارخانه های ساکلر ( که ملکه الیزابت دوم آنها افتتاح کرد) و برج سده در توکیو که همه آنها علاوه بر دریافت جوایز متعدد ، مورد ستایش تمام جهان قرار گرفت . در مراسم بازگشایی ساختمان کرسنت وینگ ، مرکز هنر های تجسمی سانزبوری نمایشگاهی بر پا کرد که حاصل شش سال فعالیت حرفه ای فاستر را به نمایش گذاشت . در نمایشگاه دو سالانه ی ونیز ، غرفه ی بریتانیا نیز تعدادی از طرح های فاستر و پنج معمار دیگر انگلیسی را به نمایش در آورد .

۱۹۹۲ دانشگاه و موسسه ی هنر و ادبیات آمریکا در نیویورک ، جایزه یادبود آرنولد برونر را به وی اعطا نمود . دانشگاه هامرساید به او دکترای افتخاری داد. برپایی چندین نمایشگاه در شهرهای پاریس ، بوردوکس ، رنس و آرسن سنان ، بر ارزش و اعتبار فاستر در اروپا افزود . در همین سال ، وی در چندین مسابقه معماری برنده شد که مهمترین آنها عبارتند از : فرودگاه جدید هنگ کنگ ، پارک مشاغل برلین ، مجموعه تسهیلات المپیک در منچستر و قسمت الحاقی آن به موزه ی ماقبل تاریخ در پرووانس .

۱۹۹۳ وسعت پروژه ها و تعدد قرارداد های بین المللی باعث شد که این شرکت ، دفتر هایی در شهر های برلین ، فرانکفورت ، هنگ کنگ ، نایمز و توکیو دایر کند . شرکت معماری نورمن فاستر و همکاران در آلمان ، در مسابقه طراحی پارلمان جدید برلین برنده شد . از دیگر موفقیت های وی در مسابقات معماری می توان به طرح موزه جنگ در هارتل پول و طرح مجموعه ی نمایشگاهی در لیسبون اشاره کرد . پروژه ی مرکز هنرهای معاصر در شهر نایمز فرانسه افتتاح شد . این پروژه به دلیل مشکلاتی که برای برگزاری مسابقه ( ۱۹۸۳) بوجود آمد ، با مدتی تاخیر انجام شد . ولی این مشکلات در ساخت مدرسه ی متوسطه شهر فرژو وجود نداشت . طراحی این مدرسه ، در سال ۱۹۹۱ به مسابقه گذاشته شد . انجمن معماران آمریکایی نیز ، در همین سال مدال طلای خود را به سر نورمن فاستر اعطا نمود.


عناصر معماری لیبسکیند

عناصر معماری لیبسکیند

دانیل لیبسکیند

همواره در باره طراحی‌های دانیل لیبسکیند نکات ویژه و منحصر به فردی وجود دارد. طراحی‌های او حامل پیامهایی هستند با مضامینی مشخص که تفکر عمیق او را بیان می‌نمایند. وی به سال ۱۹۴۶ میلادی، در شهر لودزی لهستان متولد شد و به همراه خانواده خود به اسرائیل مهاجرت نمود. تحصیلات خود را در رشته موسیقی در اسرائیل آغاز کرد. و بعد از مدتی تحصیل موسیقی را رها نمود و به کشور آمریکا مهاجرت کرد و به سال ۱۹۶۵ میلادی، به تابعیت آمریکا در آمد. او در دانشگاه کوپر یونیون به تحصیل معماری پرداخت و به سال ۱۹۷۰ میلادی از آن دانشگاه فارغ التحصیل شد. سپس دوره فوق لیسانس خود را در رشته تاریخ و تئوری معماری از دانشگاه اسکس به سال ۱۹۷۲ میلادی کسب نمود. او آتلیه معماری خود را در سال ۱۹۹۰ میلادی در برلین تأسیس کرد. وی در ابتدا برای مدتی به عنوان متخصصی نظریه پرداز در ارتباط با معماری دیکانستراکشن مطرح بود و همین امر موجب تصمیم آکادمی هنر و ادبیات آمریکا جهت اعطای جایزه معماری به وی شد.

لیبسکیند، در پی خلق مفاهیم ناب هنر یهودی و مهمتر از آن، روابط فلسفی است. ا و عمیقاً ضد تفکر کلاسیک است. در نزد وی قواعد کلاسیک تناسب، هماهنگی، نظم، تقارن و توازن در واقع حکم نظام‌هایی بسته و منسوخ را دارند. او چیزهای پیچیده، خردستیز و درون یافتی را به خردورزی مستقیم و بی چون و چرا ترجیح می‌دهد. او هنرمندی آرمانگرا و از طرفی فردگرای افراطی است که می‌کوشد فراتر از آزادی هنر برای هنر، و فراتر از مقوله‌های فرم ناب گام بردارد، به بیان دیگر، او در هر ساختمانی که طراحی می‌کند، در جستجوی این است که ویژگی‌هایی تازه را برای معنا وضع کند، و همچنین راه هایی تازه را برای پیوند بنا، مکان و فضا با تاریخ، زندگی امروز و زندگی فردا به وجود آورد. موزه یهودیان برلین، نمونه‌ای از شور و هیجان و نیز پیچیدگی جستجوی لیبسکیند برای مفاهیم معماری است.

خط، یکی از مهمترین عناصر معماری لیبسکیند است. جهت فهم این نکته، باید به پلان موزه مراجعه کرد و مفاهیم به کار رفته خطوط را در آن جستجو کرد. طرح پلان موزه ، خطی را نشان می‌دهد که ۹ بار با زوایای حاده شکسته شده است. این شکستگی، یک شکل زیگزاکی ایجاد می‌نماید که بیانگر شکل ستاره‌ی داود شکسته شده است. درگیری ذهنی لیبسکیند با خطوط، در ساختمان پیداست.

خطوط در نمای ساختمان به فرم باریکه‌های دراز پدید می شوند و چنین وانمود می کنند که دیوارهای موزه در اثر صدمات وارده ترک خورده اند. خطوط، در غیر مترقبه‌ترین جاهای درون موزه نیز رخ می‌دهند. چون ما به منظم بودن مستطیل و سطوح مسطح خو گرفته‌ایم، از این روف اضلاع شکل گرفته ی موزه با خطوط در هم، برای چشم بازدید کنندگان به صورت خطوط خراش داده شده و رنج آور تأویل می گردند.