اهداف گردشگری-۲

اهداف گردشگری-۲

 

مقصد گردشگری

شهر به عنوان مقصد گردشگری

همان طور که در مطلب پیشین اشاره شد، شهرها حافظه تاریخی بشریت هستند و شاخص تمامی تمدن های بشری، به ویژه اصلی‌ترین شاخص آن‌ها، شهرهایی بودند که کانون پویایی این تمدن‌ها به شمار می‌آمدند. تمدن های مصر در زمان ایران، روم، بیزانس، چین، بین‌النهرین و دیگر تمدن های مهم جهان، اصلی‌ترین بازتاب های فضایی خود را در شهرهای خود برای بشریت به میراث گذاشته‌اند. از همین روی شهرها نه فقط محلی برای کار و زندگی انسان‌هاست، بلکه در کنار آن، نماد تمام عیار تعلق خاطر وی به تاریخ بشریت است. بسیاری از میراث های تاریخ بشری در شهرها خلق شده و در آن‌ها به یادگار مانده‌اند.

انسان آگاه شهر را بدان جهت دوست دارد که در آن‌ها، بخشی از هویت و من دی هم نوع خویش را می‌بیند. به همین دلیل میان انسان و شهر یک همبستگی و دلبستگی تاریخی و ذهنی وجود دارد. تبلور عینیت یافته این ذهنیت‌ها، عمدتاً در شهرها مستقر هستند.

شهر به عنوان مقصد گردشگری

 

اما علاوه بر این دلبستگی عاطفی، نوعی کشش در شهرها وجود دارد که عوامل اصلی انتخاب شهرها با عنوان مقصد به شمار می‌آیند. تردیدی نیست که این کشش، اعم از این که شهر زنده باشد، یا نه عملکردی بالفعل و بالقوه این شهرها در گذشته و حال در هم آمیخته و هر یک به نوعی برای انسان تجربه آموزی و قابلیت یادگیری در بردارد.

اهداف گردشگری

کشش ناشی از جاذبه‌های یادمانی و تاریخی

یکی از انگیزه‌هایی که گردشگران را به شهرها می‌کشاند، وجود جاذبه‌های یادمانی و تاریخی در شهرها، به ویژه شهرهای قدیمی است. جاذبه‌های یادمانی و تاریخی در شهرها با انگیزه‌های مختلف به وجود آمده‌اند. گروهی از این جاذبه‌ها، برای ماندگار شدن رویداد مهمی و یا به مناسبت یادآور شدن دوره ای حایز اهمیت در تاریخ شهرها احداث می‌شوند. اما مجموع اقداماتی که با هدف هویت شهری در شهرها انجام می‌گیرند، تابع مؤلفه‌های متعددی هستند. مهم‌ترین این مؤلفه‌های از بعد کاربردهای گردشگری، مؤلفه‌های مصنوع هویت شهری، از دوره‌های مختلف تاریخی است. مصادیقی مانند کلیت شکل شهر، ساختار شهر، فضاها و ساخت و سازهای عمومی، کاخ‌ها و محله‌ها از جمله عناصر تشکیل دهنده هویت تاریخی شهرهاست (بهزاد فر، ۱۳۸۶ ص ۵۸). احداث بناهای یادبود، میادین، خیابان‌ها، پل‌ها، کاروان سراها، اماکن مقدسه، مساجد و کلیساها و آتشکده‌ها، بازارها، آب انبارها، بادگیرها و بسیاری دیگر از ساخت و سازهای شهری، از جمله اقداماتی هستند که وجود آن‌ها در شهرها، باعث ایجاد جذابیت و کشش مردم برای تماشا به آن شهرها می‌شود.

 

اهداف گردشگری

از مصادیق عناصر ساختاری که باعث جذب گردشگران می‌شود، ساختار کالبدی شهر ماسوله، بر روی یک دامنه شیب دار است. بم و طبس در ایران از نمونه‌ها بارز شکل شهر بوده و اصفهان به دلیل داشتن بناهای ویژه مانند منارجنبان، سی و سه پل و مجموعه کاخ‌ها و چارباغ مورد توجه گردشگران قرار می‌گیرد.

آرامگاه‌های حافظ، سعدی، ابن سینا و خیام به عنوان بناهای یادمانی مکمل عملکرد گردشگری شهرها، هویت تاریخی آن‌ها را به مردم نشان می‌دهند.

 

شهر به عنوان مقصد گردشگری

 

برای اطلاعات بیشتر از مفاهیم و مصادیق و عناصر هویتی شهرها ، نگاه کنید به کتاب هویت شهر، تألیف دکتر مصطفی بهزادفر، از انتشارات مرکز مطالعات فرهنگی شهر تهران، نشر شهر، ۱۳۸۶

 

 

اهداف گردشگری

آرتور

اهداف گردشگری

جاذبه‌های فرهنگی و هنری

شهرها از مهم‌ترین کانون های تولید، عرضه و مصرف محصولات فرهنگی و هنری هستند. فراوانی مصرف و افزایش جمعیت شهرها کشش فعالیت های فرهنگی و هنری را، پیوست در حال پویایی نگه می‌دارد. شهروندان شهرها فعالیت های فرهنگی و هنری و مصرف کالاهای آن را در زمره یکی از نیازهای اساسی خود می‌داند. گذشته از آن تنوع فضاهای فرهنگی در شهرها، مانند موزه‌ها، نمایشگاه‌ها، سینماها، تئاترها، کتاب خانه‌ها و دیگر فضاهای هنری و فرهنگی، باعث می‌شود که گردشگران بسیاری برای تماشای این فضاها به شهر آمده و از امکانات آن‌ها برای تأمین نیازهای آگاهی خود بهره گیرند.

اهداف گردشگری

تشکیل انواع فستیوال های هنری در شهرها، مانند فستیوال موسیقی سالزبورگ در اتریش همه ساله هزاران نفر از من دان به موسیقی را به این شهر می‌کشاند. علاوه بر آن برگزاری انواع جشنواره‌ها در شهرها با موضوع های مختلف، باعث می‌شود که این شهرها، به مرکزیت مهم این جشنواره‌ها تبدیل گردند. جشنواره‌های سینمایی و نیز، کان و برلین از جمله مهم‌ترین این شهرها هستند.

مطالعاتی که بر روی گردشگران شهری در فرانسه انجام گرفته، نشان می‌دهند که حدود ۴۰% از انگیزه‌های گردشگری شهری در فرانسه را دیدار از بناها، کلیساها، موزه‌ها و آشنایی با زندگی فرهنگی مردم شهرها تشکیل می‌دهند (محلاتی، ۱۳۸۲، ص ۶۵).

جاذبه‌های فرهنگی و هنری

تردیدی نیست که بار فرهنگی و هنری شهرها نسبت به سکونت های غیر شهری به مراتب بیشتر است. باز تولید فرهنگی و هنری شهرها، نه فقط برای شهروندان، بلکه برای ساکنین سرزمین های دیگر حایز اهمیت است. نماد های فرهنگی و هنری شهرها، از یک سو در انواع بناها و عملکرد آن‌ها نهفته و از سویی دیگر در رفتار و زندگی اجتماعی ساکنان یک شهر بازتاب می‌یابد. طی دهه‌های اخیر، بازدید گردشگران از محله‌های قدیمی شهرها، به عنوان نمادی از الگوی زیست و معیشت مردم در گذشته این شهرها، به دلیل بر جای ماندن انواع نشانه‌های فرهنگی و هنری در آن‌ها، رونق بسزایی گرفته است. مردم به تماشای خانه‌های قدیمی کاشان و یا محله‌های قدیمی یزد از مصادیق گردشگری فرهنگی و هنری در شهرهای ایران است. در تونس، الجزیره، قاهره و شهر تاریخی مراکش، کازبا یا مرکز قدیمی شهر، از جذاب‌ترین مراکز دیدنی این شهرها به شمار می‌روند. این گرایش و من دی بیشتر از آن جا ناشی می‌شود که ورود مدرنیته به این شهرها، نه تنها سیمای آن‌ها را تغییر داد، بلکه محتوای فرهنگی و هنری معماری سنتی را، از چهره شهرها زدوده است. از این رو، آن چه که در محله‌های قدیمی شهرهای تاریخی، به عنوان نمادهای هنری و فرهنگی بر جای مانده، برای گردشگران جذابیت بیشتری پیدا می‌کنند.

 

جاذبه‌های فرهنگی و هنری

 

برخی از فعالیت‌ها و نمایش های فرهنگی و هنری در شهرها که در کنار خیابان‌ها و میادین انجام می‌گیرند و از آن به عنوان فرهنگ و هنر خیابانی نام برده می‌شوند، در شهرهای ایران، به اشکال مختلف انجام می‌شد. عملیات پهلوانی، خرس بازی، میمون بازی، مارگیری و ریسمان بازی در شهرهای شمالی کشور را می‌توان از این جاذبه‌ها در شهرهای ایران به شمار آورد. برخی مراسم جشن و سرور، به ویژه نمایش های موسیقیایی استقبال از نوروز، با شخصیت شاد آفرین حاجی فیروز و یا تکم بازی در آذربایجان، آن چنان شهرت و مقبولیتی دارند که به عنوان یک شاخص شادمانی ملی درآمده‌اند. جاذبه‌های فرهنگی، هنری در هر شکل و نوعی که باشد و فارغ از این که چه بردی داشته باشند، برخاسته از خلاقیت فرهنگی و هنری مردم هستند. ماهیت مردمی آن‌ها باعث می‌شود که به صورت یک جاذبه در شهرها، شکل گرفته و تکامل یابند.

 

اهداف گردشگری

 

 Salzburg
کازبا cazba که معرب آن همان قصبه است. در زبان عربی کشورهای شمال افریقا به مرکز قدیمی شهر گفته می شود. محله‌های کازبا در برگیرنده فرهنگ و هنر معماری، شهرسازی و رفتاری ساکنان این محله هستند.

مسجد کبود تبریز

مسجد کبود تبریز

 

 

مسجد کبود تبریز

مسجد کبود تبریز

تامل در زیبایی و زیبایی شناسی یکی از مقوله هایی است که همواره در هنرهای مختلف از جمله معماری مورد توجه و تحقیق بوده است و کشف مفاهیم زیبایی شناسی در ادوار مختلف تاریخ و در بناهای مهم همواره یکی از دغدغه های مهم معماران برای ایجاد فضایی مطلوب تربرای آیندگان بوده است. یکی از شاهکارهای معماری ایرانی مسجد کبود تبریز است که ازتزئینات ارزنده ایی برخوردار است و جز نفایس معماری این سرزمین محسوب می شود. ا هندسه پلان و ترکیب حجمی خاص آن، باعث شده این بنا از دیگر نمونه های معماری مسجد در ایران متمایز باشد. بنای مسجد کبود تبریز هر چند شباهت فرمی به برخی آثار معماری عثمانی دارد، معماران سازنده آن که هنرمندان ایرانی خطه آذربایجان بودند، با کاربست تفکر بومی و فنون سنتی، چنان فرم وارداتی این مسجد را با عناصر فرهنگ معماری ایرانی آمیخته ساخته اند که محصول نهایی، سیمای معماری ایرانی به خود گرفته و بخشی از آن شده است.

 

 

 

توضیحات تکمیلی

مسجد کبود از آثار ابوالمظفر جهانشاه بن قرایوسف از سلسله ترکمانان قراقویونلو، مقتدرترین حکمران سلسله مذکور است که در سال ۸۷۰ هجری قمری به همت و نظارت جان بیگم خاتون، همسر وی و به نقلی صالحه دخترش ساخته شده است.

زلزله سال ۱۱۵۸ شمسی (۱۷۸۰ میلادی) آسیب فراوانی به مسجد وارد کرد و در اثر آن گنبدهای مسجد فرو ریخت. مرمت و بازسازی مسجد به منظور حفاظت و تعمیر بخش‌های باقی‌مانده شامل طاق‌ها و پایه‌ها از سال ۱۳۱۸ آغاز شد و در ۱۳۵۵ کارهای ساختمانی آن به اتمام رسید. بازسازی گنبد اصلی توسط مرحوم استاد رضا معماران انجام گرفته است و بازسازی کاشی‌کاری داخلی و خارجی هنوز ادامه دارد.

 

 

بقعه شیخ صفی الدین اردبیلی

بقعه شیخ صفی الدین اردبیلی یکی از مهم ترین مجموعه های صوفی- شیعی ایران

 

بقعه شیخ صفی الدین اردبیلی

بقعه شیخ صفی الدین اردبیلی

بقعه شیخ صفی الدین اردبیلی در شهر اردبیل واقع شده است و از هسته های تاریخی تاثیرگزار بر معماری و شهرسازی می باشد. به اهتمام تلاش های دکتر مجتبی رضازاده اردبیلی در سال ۲۰۱۰، این بنای ارزشمند در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید.

بقعه شیخ صفی الدین اردبیلیمعماری دوران صفویه- اردبیل

 

از ویژگی های هنر اسلامی، کاربرد نوع خاصی از هندسه است که ت   حت تاثیر پیشرفت علم ریاضیات در میان مسلمانان بوده است. هر چند دلایل رونق استفاده ازاشکال هندسی در هنر اسلامی، می توان به ممنوعیت تصویرگری در دین اسلام هم چنین به مفاهیم نمادین و عرفانی نهفته در برخی از نقوش هندسی اشاره کرد؛ اما اشکال هندسی شاخص در تزیینات مختلف چوبی، کاشی کاری و … در بقعه شیخ صفی الدین اردبیلی را به عنوان یکی از مهم ترین مجموعه های صوفی- شیعی ایران، وجود احتمال ارتباط بین انتخاب آن ها با مفاهیم عرفان اسلامی و آموزه های دینی وجود دارد. مطمئنا انتخاب و کاربرد فراوان اشکال هندسی خاص از جمله نقوش ستاره و شمسه در تزیین این مجموعه و دیگر مجموعه های مشابه، تصادفی نبوده و مانند سایر اجزای هنر دوران اسلامی از مبانی اعتقادی خاصی برخوردار است که بسیاری از آن ها بر ما پوشیده است.

بقعه شیخ صفی الدین اردبیلی

بقعه شیخ صفی الدین اردبیلی

 

برگرفته از مقاله ایی به قلم “سید هاشم حسینی”

رویارویی پدیدار شناسی و معماری

رویارویی پدیدار شناسی و معماری

 

آرتور

رویارویی پدیدار شناسی و معماری

« کریستین نوربری شولتز» در تبیین نظریات خود درباره معماری و بطور عام تر «مکان» وامدار اندیشه های “هایدگر” و “هوسرل” بوده است. چنانچه از دیدگاه وی، پدیدارشناسی معماری به مثابه پدیدارشناسی محیطی باز تعریف دارد. از سوی دیگر، روش پدیدارشناسی این توان را د ارد تا به ایجاد محیط های واجد معنا وفراخوانی، “حس مکان” ، “روح مکان” و “معنای مکان” بپردازد که مولفه های اساسی در هویت مکانی بشمار می روند. از دیدگاه کریستین نوربرگ شولتز مکان فضایی است که انسان از وجود خود آگاه است و در واقع فضا تنها زمانی که به نظامی از مکان های با معنا و برانگیزاننده احساس برای ما تبدیل شود، زنده می شود و شکل می گیرد. وی در بستر برشماری سه اصل برای مکان های با معنا “گونه شناسی، مکان شناسی و ریخت شناسی” اشاره دارد که ” گونه شناسی” از طریق چهار محرک وجود آدمی، حالات روحی، ادراک و فهم، گفتگو و هستی با دیگران به دست می آید.

در باب ” مکان شناسی” به تقسیم بندی هستومندها به هستومندهای “با هستی مستقل و مصنوعات بشری” اشاره دارد و در “رویکرد توصیفی” مکان، به چشم اندازها “چشم انداز رمانتیک، چشم انداز کلاسیک، چشم انداز کیهانی، چشم انداز ترکیبی” و مجتمع های زیستی “آبادی، نهاد، شهر و …” ور در عین حال، در “رویکرد تحلیلی” مکان به “فضا و کاراکتر” اشاره دارد. در ریخت شناسی نیز به مولفه های کاراکتر “ادراک (شناسایی) و جهت یابی” اشاره دارد.

 

Seattle Central Library / OMA + LMN

Seattle Central Library / OMA + LMN

 

کتابخانه سیاتل

 

 

انعطاف پذیری در کتابخانه های معاصر به عنوان یک  اصل حیاتی در ایجاد فضاهای عمومی، در طبقات است که تقریبا هر فعالیتی می تواند در آنها رخ دهد. برنامه های عملکردی همزمان و در تعامل بایکدیگرند و از هم جدا نیستند، اتاق ها و یا فضاهای فردی به صورت تعاملی در حرکتند.گویا، قفسه های کتاب درشروع روز سخاوتمندانه (هرچند غیرمستقیم) خواندن را تعریف می کنند، اما، از طریق گسترش بی وقفه این مجموعه، ناگزیرفضاهای منحصربفرد در فضای عمومی رخنه می کنند. در نهایت، در این شکل انعطاف پذیری در کتابخانه سیاتل جاذبه هایی را به وجود آورده است که از سایر مکان هایی که حاوی منابع اطلاعاتی اند،  آن را متمایز کرده است.در طبقات بالاتر شاهد تغییراتی نمادین در حجم بنا هستیم که امکان استفاده مطلوب از نور روز را مهیا می سازد. گویا بنا از هر سو آماده واکنش به فعالیت های شهری است.

·         Architects

OMALMN

·         Location

Seattle, WA, United States

·         Area

۳۸۳۰۰٫۰ sqm

·         Project Year

۲۰۰۴

·         Photographs

Philippe Ruault

·         Manufacturers

Metal Framing and Drywall, Mechanical Systems, Miscellaneous Iron & Ornamental Metal, Bomel Construction Company, Glazing Systems, Canron Western Construction, The Erection Company, Electrical Systems

·         Key Personnel

Rem Koolhaas and Joshua Prince-Ramus (Partner-in-Charge), with Mark von Hof-Zogrotzki, Natasha Sandmeier, Meghan Corwin, Bjarke Ingels, Carol Patterson

·         Consultants

Arup, Bruce Mau Design, Davis Langdon, Dewhurst Macfarlane, Front, HKA, Hoffman Construction, Inside/Oustide, Jones & Jones, Kugler Tillotson, Magnusson Klemencic, McGuire, Michael Yantis, Pielow Fair, Quinze & Milan, Seele

·         Client

Seattle Public Library

·         Budget

US $169.2 M

·         Program

Central library for Seattle’s 28-branch library system, including 33,700 sqm of hq, reading room, book spiral, mixing chamber, meeting platform, living room, staff floor, children’s collection, and auditorium, and 4,600 sqm of parking.

 

 

 

 

 

 

 

 

اسکیس معماری ارشد

راهنمایی برای اسکیس معماری ارشد

۱٫ به هیچ عنوان از ترکیبات رنگی بالا استفاده نکنید چون ویژگی مثبتی که براتون نداره بلکه یه جورایی امتیاز منفی هم از نظر اساتید و هم از نظر تایم براتون ایجاد میکنه
۲٫ از رنگ سیاه سفید ویک سری ماژیک های به خصوص تاچ که بستگی به سلیقه خودتون داره استفاده کنید
۳٫حتما از قبل چندین ایده در ذهنتون داشته باشید ایده هایی که هر سوالی دادند بتونید با کمی تغییر ازش استفاده کنید. چون اصلا نباید وقتتون سر ایده بیشتر از ۲۰ دقیقه بزارید
۴٫ پارسال مقیاس ۱٫۵۰ پلان خواسته بود که به شدت تایم بچه ها رو گرفت ولی این رو بدونید طراح سوال با داوران فرق داره پس بعضی وقت ها میشه مقیاس رو با توجه به دید درستون عوض کنید باز میگم دید درستون نه دلبخواهی
۵٫تو این مدت اسکیس موضوعی فراموش نشه خیلی تو باز شدن ذهنتون کمکتون میکنه
۶٫ از به کارگیری طرح های سخت و جورباجور پرهیز کنید داوران نمیخواند این چیزا رو ازتون انتظار دارند ببینند ذهنتون چقدر خلاقه حتی با یک مربع ساده
۷٫ دید پرنده رو به صورت شماتیک حتی اگر ازتون نخواستند بزنید
۸٫ تو شیت اول کانسپت و ایده هایی که گرفتید رو با فونت خاص بنویسید از فونت معمولی روزانتون استفاده نکنید همچنین دید پرنده به صورت شماتیک و کانسپت هایی که از جهت های مختلف دارید کوچیک کوچیک بکشید
۹٫ مقطع خیلی مهمه برای داروان تا میتونید جزییات رو سازه ای بکشید
۱۰٫ پلان را با مقیاس و خط کش بکشید حتی اگر دست قوی دارید. برای پلان میتونید ابتدا با اتود بکشید اگر وقت کردیند با راپید روش رو دوباره بکشید. پلان هم تاثیر بسزایی داره اونم با جزییات کامل بکشید
۱۱٫ تیه سری ها میگند خط کش بده نبرید اما توجهی نکنید اگر دست ضعیفی دارید حتی پرسپکتیوها رو با خط کش و اتود بکشید سپس با روان نویس با دست روی اون رو بکشید اینجوری معلوم هم نمیشه خط کشه

مزایای طراحی با دست آزاد (قسمت دوم)

اسکیس زدن

هدف نهایی اسکیس،برداشت گرافیکی درست از تصویر [مورد نظر]است.گرچه،شیوه تفسیر و ارائه ،موضوعی جداگانه است و هر هنرمند برای بیان آن روش های خود را به کار می گیرد. اما نتیجه نهایی اسکیس ،اغلب تحت تاثیر برخی استانداردهای مورد قبول قرار می گیرد.اسکیس باید تا حدی واقعی به نظر بیاید و موضوع کشیده شده تا اندازه ای باید قابل تشخیص باشد.برای مثال،در سطحی ساده تر ،اسکیس درخت قاعدتاً شبیه درخت باشد نه یک شخص .و در سطوح پیشرفته ،درختی کهنسال نباید شبیه به نهال باشد .تنه و شاخ و برگ آن باید به نحوی ،مشخص کننده سن درخت باشد.خانه ای با نمای سنگی باید به گونه ای طراحی شود که قسمت های باریک بین سنگ ها و سیمان مشخص و واضح باشد.

مشاهده و ثبت
به منظور برداشت صحیح از تصویری که می خواهیم اسکیس بزنیم،باید زمانی را صرف کنیم و آن را به دقت مشاهده کنیم.اولین گام پراهمیت در زدن اسکیس مناسب،مشاهده دقیق تصویر مورد نظر است.این عمل باید دقیق و سریع اتفاق بیفتد.مشاهده مکرر و ثبت[تصویر مورد نظر]نیا زبه درک صحیح موضوع دارد.گاهی برای اطمینان از برقراری رابطه ای مناسب،برای آنکه موضوع مورد نظر به درستی به تصویر کشیده شود نیاز به اندازه گیری داریم.اسکیس از مناظر(به ویژه درختان) بهترین روش برای نشان دادن اهمیت مشاهده و ثبت است.این دو مزیتی باور نکردنی برای طراحان دارد چرا که تصویر با تناسب های دقیق در حکم بانک اطلاعات بصری است و برای کارهای بعدی می تواند منبع الهام و ایده به شمار آید. طراحی با دست
آزاد

اسکیس از مناظر

اسکیس از منظره ای ساده،اغلب شامل این اجزا است:درخت،بوته،زمین،تپه،آب و برخی اجزای ساخته دست بشر ،مثل خانه.اسکیس از منظره ای زیبا،ترکیبی دقیق از همه یا برخی اجزای بالاست .اسکیس از تنه درخت ،یک تپه یا فقط بستری از رود،بدون در نظر گرفتن اطراف آن به ندرت پیش می آید.تصور تپه ای بدون درخت به جز در محیط بیابانی مشکل است.بنابراین باید چشمانمان را عادت دهیم تا این اجزای تشکیل دهنده مناظر را به صورت تصویری از یک ترکیب مناسب ببینند.به این معنا که ابتدا زاویه دید مناسب را انتخاب کنیم،اگر منظره ترکیب مطلوبی نداشت،با جابه جا کردن اجزا آن،ترکیب جذاب را به دست آوریم.

درختان
درختان همانطور که می توانند از مهم ترین عناصر چشم انداز تلقی شوند اسکیس ازآنها نیز مشکل می نماید.زیرا درختان زنده اند ،رشد می کنند و در طی گذشت زمان دست خوش تغییر می شوند.برگ برخی درختان در زمستان می ریزد و برخی دیگر در بهار به گل می نشینند .بنابراین تغییرات فصلی می تواند در شکل ظاهری آنها تغییر ایجاد کند .مثل باد،برف و یخ.گونه هایی از درختان ،ساختار شاخه ای دارند بنابراین شکل ظاهری آنها می تواند با برگ یا بدون برگ باشد .رشد درختان تکی با توجه به فضای کافی در اطرافشان،با رشد درختان به صورت توده ای متفاوت است.تنه ی درختان مسن تر،پوسته ای شکسته دارد یا شاخه ها در پایه ی چتر درخت،خمیده شده و اغلب بخشی از ریشه ها در پایه تنه،از خاک بیرون زده و مشخص اند.این مشخصه ها نتیجه مشاهده،مراقبه و ثبت دقیق است.هر هنرمندی برای مشاهده و جستجوی جزئیات و نشانه های ویژه باید روشی مخصوص به خود داشته باشد.همچنین باید شیوه ای شخصی برای ثبت این نتایج در پیش گیرد چرا که اسکیس زدن یعنی ثبت همین نتایج.

درختان در پیش زمینه
درختان پیش زمینه عمدتاً برای قاب کردن عناصر در ترکیب بندی به کار گرفته می شوند.آنها تصاویر را قاب می کنند و چشمان بیننده را به سمت مرکز صفحه-جایی که اغلب نضمون [اصلی] اسکیس قرار دارد- سوق می دهند.عناصر موجود در پیش زمینه باید با جزئیاتشان طراحی شوند چرا که به ناظر نزدیک ترند.این جزئیات مانند بافت پوسته درخت ،شاخه های کوچک،برگ ها و غیره ،به نحوی باید طراحی شوند که کانون توجه را از مرکز کار ،منحرف نکنند.به کارگیری کنتراست در جزئیات به مانند کنتراست در سایه روشن جهت تباین عرصه های بصری زمین است.

درختان در یس زمینه
درختان در پس زمینه اغلب به صورت انبوه دیده می شوند،به همین دلیل بسیار متراکم به نظر می رسد و جزئیات از دست می رود.با وجود این،فرم و شکل درختان نباید فراموش شود حتی وقتی که در پس زمینه هستند.در این حالت باید از خطوط ساده با پهنای مناسب برای نشان دادن انبوه درختان استفاده کرد. از سایه زدن برای ساده کردن لایه های شاخ و برگ استفاده کنید و با ایجاد سایه های تیره و قسمت های روشن ،به موضوعی که در پس زمینه قرار دارد،حالت سه بعدی بدهید.

زمین ریخت
فرم(ریخت) زمین،تپه ،درخت،قسمت های هموار و گاهی هم صخره را شامل می شود .در بیشتر مناظر ،این عناصر به صورت جدا دیده نمی شوند،مثلاً تپه و دره غالباً به صورت عناصری متضاد و مکمل یکدیگر دیده می شوند.افق منظره ای هموار اغلب در پس زمینه با فرم هایی از صخره یا کوه قطع می شود.این ترکیب ها،تصویر را در نگاه دل انگیز تر می کند و موضوع بهتری برای اسکیس زدن می باشند،همچنین لایه های بیشتری را [برای اسکیس]فراهم کرده تا به ایجاد ترکیب جالب تر کمک کند.
هنرمند هنگام اسکیس زدن از زمین،ابتدا باید به دقت این عناصر را مشاهده،سپس اقدام به طراحی کند.ساده کردن این لایه های چند بعدی زمین به خطوطی ساده،رمز تمام اسکیس های مدادی جذاب است.شگرد کار در این است که از اسکیس زدن و ثبت جزئیات ،اجتناب کنید .به دنبال کشیدن ساختار زمین و مشخص کردن موج اصلی تپه و دره باشید .شکستگی های اصلی در صخره ی کوه را مشخص کنید و با استفاده از مدادی ساده ،برش طولی آن را به صورت طرح اولیه و سردستی بکشید.جهت تابش خورشید و چگونگی تغییرات (سایه روشن ها)رشته کوه و دره ها را مشاهده کنید.امتحان کنید و ببینید که چگونه پیچ و خم خطوط مداد به طور همزمان سه بعدی بودن زمین را می تواند نشان دهد.از سایه های موازی برای نشان دادن شیب ها و ناهمواری ها استفاده کنید.
مداد بهترین وسیله برای راندوی زمین است زیرا نوک نرمی دارد و فشار را به راحتی تحمل می کند و با اعمال فشار نوک نرم آن پهن و به حالت اسکنه ای تبدیل می شود.با هر چرخش مداد ،پهنای خطوط را می توان تغییر داد و تصویری ساده از برش طولی منظره ی [مورد نظر] کشید.هیچ وسیله ی دیگری مانند مداد نمی تواند این جلوه ی متنوع را ایجاد کند.

تمرین های خط :

این تمرینات جهت تقویت عضلات دست و ایجاد تمرکز می باشند .
این تمرینها رو ساده نگیرید چون اکثر اساتید با همین تمرینای ساده شروع کردن …!
طولانی ترین سفر ها با کوتاه ترین گامها آغاز می شوند !
*** چند تذکر مهم :
۱. می توانید از هر ابزاری که روی صفحهتون خط ایجاد می کنه و نمی شه پاکش کرد استفاده کنید که من روان نویس نک نمدی ( راپید یک بار مصرف ) رو توصیه می کنم . ولی به هیچ وجه از مداد استفاده نکنید ! نترسید ! با جسارت اشتباه کنید و اشتباه خود را با یک خط دیگر اصلاح کنید ! ولی دقت کنید تا به اشتباه کردن عادت نکنید
۲.حتما در هر تمرینی اگر اشتباه کردید آن را با خط دیگری اصلاح کرده و تمرین را تا انتها ادامه دهید تا جایی که نقطه سفیدی در کاغذ باقی نماند !
۳.سعی کنید خط از ابتدا تا انتها یکپاچه و با سرعتی ثابت ( تند یا آهسته ) کشیده شود !
۴. از هر تمرین ۱۰ صفحه ( آ ۳ ) لازم است که اگر حوصله ندارید حداقل از هر کدام ۳ صفحه ( آ ۳ ) انجام دهید و در صفحه نقطه سفیدی باقی نماند ! ولی در کل تمرین جایی تمام می شود که شما بتوانید یک صفحه ( ۳ آ ) بدون خطا یا حد اکثر با سه خطا انجام دهید !!!
اما توضیح تمرینات :
تمرین اول :
کشیدن خط راست به طول( ۳ آ )  : (عمودی ، افقی ، مایل ۴۵ درجه) در ۸ جهت :
افقی از چپ به راست و برعکس ، عمودی از بلا به پایین و برعکس ، مایل ۴۵ از (پایین چپ) به (بلا راست) و برعکس ، مایل ۴۵ از (پایین راست) به (بالا چپ) و برعکس در ضمن   توصیه می کنم ۴ ضلع کاغذ (A3) رو یک سانت به یک سانت ( فقط دورکاغذ ) نقطه بگذارید و سپس شروع کنید به کشیدن خطها در ۲ جهت یکی در میان . ابتدا همه خطهای افقی بعد عمودی و بعد مایل ها و…( هرجا اشتباه کردید و به نقطه دوم نرسید خط را کج نکنید و با خط دیگری آن را اصلاح کنید(
تمرین دوم :
به صورت کاملا اتفاقی داخل صفحه ۲ نقطه بگذارید و بعد آن دو را با پاره خطی به هم وصل کنید ! اگر به نقطه دوم نرسید آن را با یک خط دیگر اصلاح کنید (مطابق شکل ) تا جایی که صفحه کاملا سیاه شود !
تمرین سوم :
یک دایره با مرکز معلوم و به شعاع ۱۰ تا ۱۵ سانت بکشید و بعد شروع کنید به کشیدن قطر های آن ، دقت کنید که از مرکز عبور کنند و اگر رد نشد با خط دیگری اصلاح کنید ! صفحه را با دایره هایی با قطر های مختلف کاملا پر کنید .
تمرین چهارم :
یک چند ضلعی ( مثلا ۶ یا ۷ ضلعی ) بکشید و بعد از هر راس آن یک خط (مطابق شکل ) به سمت بیرون بکشید بعد با خطوط موازی اضلاع بین آنها را پر کنید . در صفحه آنقدر از این چند ضلعی ها بکشید تا پر شود.
تمرین پنجم :
ابتدا در صفحه یک سری خطوط منحنی و آزاد بکشید بعد ( مطابق شکل ) بین آنها را با پاره خطهایی پر کنید ، سعی کنید پاره خط هارا در جهتی بکشید که کوتاهترین فاصله بین دو خط منحنی باشد . و به همین ترتیب کل صفحه را پر کنید .
تذکر : این تمرین جهت تمرین خط است و با تمرین توپوگرافی فرق دارد که در آنجا جهت خطوط به سمت مرکز منحنی هاست تا بعد ایجاد شود.
به نقل از سایتarchdata
کتابهای مفید در این زمینه:
کتابهای اسکیس آرتور امید آذری
چگونه معمارانه طراحی کنیم ۱
چگونه معمارانه طراحی کنیم۲
چگونه معمارانه طراحی کنیم۳
واقعیتی از طراحی

روش مشاهده:

اکثر دانشجویان معماری بر این عقیده هستند که برای تقویت طراحی فقط باید روانویس را در دست گرفته و به کشیدن خط مشغول شد ولو این خطها خط های خام و بی هدف باشد.
در عقیده آنها این کار سبب میشود به طور ثابت دست آنها قوی شده و مشکل آنها را حل میکند.
این عقیده مشکلات و ضررهایی نیز دارد ازقبیل:
۱-دست قوی بدون ایده قوی کارایی لازم و مفید را تدارد همانطور که داشتن ایده قوی بدون توانایی تصویر کردن و تفهیم آن بلا استفاده میماند دست و طراحی قوی نیز بدون ایده قوی تبدیل به نقاشی و طراحی زیبا شده و از جنبه معمارانه آن میکاهد.
۲-از دست دادن فرصت مشاهده و قوی کردن خصلت مشاهده دقیق که از ویژگی های هر معماری است.وقتی تنها تمرکز بر کشیدن خط و خطوط شود و توجهی به ایده ها و اطراف و فهم از پدیده های اطراف کم رنگ شود فرصت تقویت مشاهده دقیق و اصولی از میانن خواهد رفت.
راه حل:
واقعیت آن است که یکی از اصول تمرین برای طراحی دست آزاد توانایی کسب کردن در زمینه مشاهده دقیق است.این کار سبب ثبت تصویر و خطوط آن در ذهن شده و به نوعی تمرین ذهنی طراحی است.(این تصویر میتواند منظره ای واقعی و یا حتی عکسی در مجله باشد.)وقتی ذهن برای طراحی آماده شود خواه نا خواه دردی از توانایی کسب شده است.از اینجا فلسفه  کشیدن کروکی و یا توصیه اساتید به مشاهده دقیق اطراف و سپس ترسیم کروکی مشخص میشود.
در ترسیم کروکی قدم نخست دیدن همه جوانب و سپس انتخاب دید مناسب و بعد از آن درک ابعاد و تناسبات و سپس آوردن دیده ها بر کاغذ است.

تمرین:

از مناسب ترین تمرین هایی که شما به صورت خصوصی و برای خود میتوانید انجام دهید: طراحی با دست آزاد
مشاهده تصویر و یا منظره و یا…..به مدتی که بتوانین تصاویر را در ذهن خود ثبت کنید و تصویر برای شما تحلیل شود .
سپس بدون دید مجدد به آنچه که دیده اید به ترسیم بپبردازید این کار شما را برای تمام جوانب طراحی آماده خواهد ساخت.


مزیت های طراحی با دست آزاد (قسمت اول)

مزیت های طراحی با دست آزاد

ترسیم دست آزاد پنج مزیت مهم دارد:

۱ – اول اینکه، چیزهایی که تاکنون وجود نداشتند، اکنون طوری نشان داده می شوند که انگار وجود دارند. وقتی ترسیم بصورت دست آزاد انجام می گیرد، ساختمان ها، اتاق ها، محوطه ها، تصاویر، موتیف ها، صحنه ها و … بلافاصله بصورت سه بعدی قابل مشاهده می شوند. بدین ترتیب ایده های ما به سرعت شکل می گیرند.
۲ – یک ترسیم جامع و کامل را می توان برای نشان دادن یک شیء بطور واضح تری نسبت به سایر تکنیک ها، مورد استفاده قرار داد. در عصری که ما اجباراً با تلویزیون، فیلم ها و عکاسی تغذیه ذهنی می شویم، طراحی و ترسیم  تاثیر ماندگارتری داشته و خوش آیند تر است.
۳ – لذتی ناب از دیدن نتایج تلاش های ما به ما دست خواهد داد که دائمی، ماندگار و زیباست.
۴ – قدرت درک بصری ما بسیار بالاتر می رود. ترسیم دست آزاد ما را وادار می کند تا موارد اساسی را از موارد بی اهمیت جدا کرده و بدین ترتیب اشیاء را بهتر ببینیم.
۵ – کل مسیر زندگی ما بصورت بصری گسترش پیدا کرده و خالص می شود. قدرت درک ما بالاتر می رود. حافظه بصری ما قوی تر می شود، تخیلات بال و پر می گیرند و احساس شکل و فضا ارتقا پیدا می کند. ما یاد می گیریم که اساس همه چیز را ببینیم.
جایگزین های زیادی وجود دارند، ولی حتی در عصر دوربین ها و عکاسی پیشرفته، اتم، فضا و تکنولوژی های تولیدی، ما بدون طراحی دست آزاد کاری از پیش نخواهیم برد.
اسکیس سریع همیشه روشی خوب برای تبادل اطلاعات در صحبت ها می باشد و بقول متخصصین، یک طرح به اندازه هزار کلمه ارزش دارد. ترسیم دست آزاد را می توان از یک کانسپت یا ایده اولیه برای طراحی داخلی یا طراحی در سایر موارد شروع کرد.
در محیط زیست، ترسیم دست آزاد می تواند علاقه ما را به جزئیات ریز زندگی که قبلاً توجهی به آنها نداشتیم، تحریک کند. با یادگیری طراحی دست آزاد، یاد می گیریم که به محیط اطراف خود با ریزبینی بیشتری نگاه کنیم و اشیاء را روشن تر دیده و آنها را بهتر درک کنیم.
ترسیم و طراحی دست آزاد هزاران سال سابقه دارد و تکنیک های آن توسط انسان های اعصار مختلف ابداع و کار شده است. کافی نگاهی به نقاشی های ده هزار سال پیش بیاندازیم. انگیزه این کار از نیاز به تزئین، نگهداری خاطرات یا انتقال اطلاعات به روشی ساده و خالص بوجود می آید.
به تصویر کشیدن خود و محیط اطراف همیشه یکی از نیازهای اساسی انسان بوده است و خود را به روش ها و رسانه های مختلف به نمایش گذاشته است (که شامل طراحی دست آزاد نیز می باشد). رسانه خاص این کار با عواملی مانند محیط زیست، آموزش و حالات خودسازی تعیین می شود.
مثلاً در زمان های گذشته، خانه نیمه چوبی فرد با شکل و رنگ خاص خود، یک شیء بسیار شخصی بود. امروزه، این حالت به انتخاب شکل و رنگ از کاتالوگ سازنده یا از بین خانه های پیش ساخته تبدیل شده است.
ترسیم دست آزاد عرصه را برای آزادی شخصی باز می کند که می تواند ما را به خود جذب کرده و تبدیل به یکی از عادات خوشایند ما شود. ترسیم دست آزاد قادر است تا تجربه یک مسافرت یا تعطیلات را اغنا کند. و اگر هیچ تصویر، عکس یا بروشوری وجود نداشته باشد، ما قادریم تا به سرعت اسکیسی از یک شیء ترسیم کنیم و آن را به دیگران نشان دهیم.
شکی نیست که با کمی تلاش و صبر، ترسیم و طراحی دست آزاد را به خوبی یاد خواهید گرفت و از نتایج آن لذت خواهید برد.
طراحی معماری چیزی نیست که کسی اون رو  به طور مطلق از کس دیگری یاد بگیره . شما فقط باید اصول کلی طراحی رو یاد بگیرید و بقیه مربوط به استنباط و تخیل و خلاقیت شما میشه !

آموزش اسکیس و راندو

 ترتیب آموزش بهتره به این صورت باشه :

تقویت دست :
۱.طراحی با دست آزاد (مخصوصا  طراحی از اجسام بیجان (
۲.کروکی معماری از روی عکس برای کم شدن ترس هنر جو
۳.کروکی معماری در محل برای درک بهتر فضاهای معماری
هم اکنون دست قوی شده و شخص توانای دارد آنچه را می بیند به تصویر در آورد و
در ادامه قرار است آنچه را در ذهن دارد به تصویر بکشد :
۴. طراحی معماری : اسکیس
۴.الف – تمرین پرسپکتیو و کشیدن حجم های معماری
۴.ب – آشنایی با  پلان ، مقطع ، نما ، سایت ، دیاگرام و …
۴.ج- کانسبت و تفکر در کنار دیدن کار معماران بزرگ
۴.د – مطالعه معماری و بررسی موارد بالا در تاریخ معماری و معماری معاصر
۵.پرزانته :
۵.الف ـ شیت بندی
۵.ب – راندو : پرسناژ  ، درخت ، آب ، آسمان ،…
۵.ج راندو : شناسایی تکنیک ها و استفاده از رنگ برای بهتر تعریف کردن فضا در آخر :
۶. نقاشی کشیدن بس است !!!
با انتخاب موضوع های مختلف شروع به طراحی معماری کنید و کار خود را با اساتید خود کرکسیون کنید !
بهتره هیچوقت این موضوع رو فراموش نکنیم !( اسکیس هدف نیست فقط یک وسیله است !!!)
هدف اصلی طراحی معماریه  و یکی از ابزار های این کار اسکیس های دستی به حساب میاد .
یعنی شاید بشه خیلی بهتر با کامپیوتر  و یک نرم افزار ویا حتی با ماکت مثلا تکه های یونولیت یا پاره های مقوا و… بزرگ ترین بنای قرن رو طراحی کرد ! پس ابزار مهم نیست !
مهم خلاقیت شخصی است که از اون ابزار استفاده می کنه !!!
اسکیس هم یکی از هزاران راهیه که می تونه استعداد های یک معمار رو شکوفا کنه !!!
پس بهتره هیچوقت مثل خیلی از اساتید هدف خودمون رو فراموش نکنیم !!!هدف ما معماریه !!!

طریقه گرفتن مداد

شیوه های بسیاری برای گرفتن مداد هست اما نکته کلیدی این است که وقتیاسکیس می زنید مداد را طوری بگیرید که راحت یاشید.مداد را مثل وقتی که می خواهید چیزی بنویسید،نگیرید زیرا در این حالت ،مداد را سفت و محکم می گیریم در حالی که هنگام اسکیس زدن،دست باید نسبتاً آزاد و راحت باشد .حدود دو تا سه سانتی متر بالاتر از سر مداد را بگیرید.در این حالت با انگشت شست و دو انگشت اولی مداد را می گیریم .بدین ترتیب مداد،به راحتی روی انگشت سوم قرار می گیرد. انگشت دوم و شست برای ثابت نگه داشتن مداد و جلو گیری از سر خوردن آن است.
معمولاً ارتباط بین انگشت اشاره و شست،نوع خطوط و سبک اسکیس را مشخص می کند.سر این دو اگشت حکم تکیه گاه مداد را دارند.وقتی نسبتاً به هم نزدیک باشند،انگشت ها به سمت داخل خم می شود بنا براین حرکت (جابه جایی)مداد محدود به اندازه ای است که انگشتان می توانند باز شوند.این حالت کاملاً شبیه به حالت نوشتن است.برای کشیدن خط پرداز و جزییات اسکیس این حالت کاربرد دارد و باعث می شود هنرمند کنترل بیشتری روی مداد داشته باشد تا اشتباهات به حداقل برسند.

حالت نوشتن:

• محکم گرفته می شود.
•انعطاف پذیر نیست.
• انگشتان به سر مداد خیلی نزدیک است.

حالت اسکیس زدن:

• دست آزاد گرفته می شود
•انعطاف پذیر است.
• انگشتان از سر مداد فاصله دارند.
حالت دوم زمانی است که سر انگشت دوم و شست دور از هم باشند و معمولاً به جای آنکه به سمت داخل خمیده باشند، راست هستند.به این ترتیب حرکت مداد بیشتر می شود.با باز کردن انگشت دوم و سوم و حرکت آنها به سمت بالا و پایین خطوطی به بلندی شش ،هفت سانتی متر می توان کشید.همچنین دراین حالت هنرمند می تواند مداد را از پهلو بگیرد و از تمام سر مداد حداکثر استفاده را ببرد.یکی از نتایج این طرز گرفتن مداد ،کشیدن خطوط پهن است .چرا که به راحتی می توان تمام انگشتان را باز کرد ،در نتیجه مداد،نرم و آرام روی کاغذ حرکت می کند.زاویه و درجه انعطاف پذیری مداد باید با دست هنرمند تنظیم شود،شخص می تواند بدون درنگ یا وقفه از حالت اول به حالت دوم تغییر حرکت دهد.
در حالت سوم گرفتن مداد درست مثل گرفتن کاردک بتونه کاری یا ازار دیگری شبیه آن است.مداد بین انگشت شست و انگشت دوم گرفته می شود.در این حالت هرگونه حرکت انگشت یا دست حذف می شود،بنا بر این بیشتر برای کشیدن خطوط بلند و پهن مناسب است.کل ساعد نیز به کار گرفته می شود تا حداکثر امکان را برای هنرمند فراهم کند.با توجه به اندازه کاغذ مورد استفاده و وسعت حرکت بازوی هنرمند،خطوط کشیده شده با این روش،به بیش از یک متر نیز می تواند برسد همچنین در این حالت می توان خطوط اسکنه ای ایجاد کرد .کافی است مداد را در دست بگیرید و با ضربات کوتاه و ناگهانی به سمت بالا و پایین،این خطوط را ایجاد کنید.

فشار دست

میزان فشار بر مداد همان چیزی است که به خط روح و ظرافت می بخشد.ضربات و خطوط بدون فشار ،ساده و یکنواخت می شود.خط ساده ای که با قلم و مرکب کشیده می شود می تواند بسیار زیبا باشد بویژه زمانی که خطوط یکنواخت و یکدست هستند.این نوع یکنواختی در خط سبب وضوح و صراحت اسکیس می شود.مداد شبیه قلم نیست و خطی که با آن کشیده می شود مثل خط قلم،یکنواخت نیست.مداد با مغزی سخت در مقایسه با مغزی نرم می تواند خطی نسبتاً یکنواخت ایجاد کند.اما زیبایی اسکیس مدادی به خاطر توانمندی هنرمند در اعمال فشار بر مداد به منظور تغییر در کیفیت خطوط است.حرکات خط پردازی )ضربه ای) ،کشیدن به سمت بالا ،چرخشی،همچنین حرکت ناگهانی مچ و آرنج و تغییرات ناگهانی زاویه سر مداد، در ایجاد تنوع و منحصر به فرد بودن اسکیس های مدادی نقش دارند.
با مداد باید مانند ابزار توانمندسازی حرکات دست،بازو و انگشتان رفتار کرد.گذشته از همه اینها،تنها از طریق این برخورد های حسی است که اسکیس به وجود می آید.روش اسکیس زدن فقط شامل حرکت دستی که مداد را گرفته،نمی شود بلکه ارتباط حسی سراسری از چشم به مغز و دست برقرار می شود .باتدا با چشم [شی ء مورد نظر را]مشاهده و باز بینی می کنیم سپس با کمک مغز و چشم آن را ساده می کنیم،دست هم آنچه را که مغز با دلیل ،ذخیره کرده،[روی کاغذ] ثبت می کند.مجدداًچشم ها آنچه را دیده ،ارزیابی می کند تا تصویر ذهنیمان از هر جهت شبیه همان چیزی باشد که در ابتدا دیده ایم.تغییرات لازم صورت می گیرد و دوباره همه چیز ارزیابی می شود.در یک کلمه:این [مراحل]،فرآیند اسکیس زدن است بی تردید اسکیس زدن فرآیندی ذهنی و کاملاً شخصی و خصوصی استًفشار آوردن بر مداد نیز اینگونه است یعنی استاندارد علمی ای وجود ندارد تا فرد میزان فشار را با توجه به نوع سر مداد تنظیم کند و اساس آن متکی بر آزمون و خطاست چرا که از اشتباهات و موفقیت هاست که درس می گیریم .برای دست یابی به الگویی منسجم و تلاش برای حفظ آن باید پیوسته این کار (آزمون و خطا) را انجام داد.
میزان فشار بر مداد و صحیح انجام دادن آن رویای هنرآموزان مبتدی است. پی بردن به این موضوع به زمان و دل بستن به کار نیاز دارد،راه میان بری برای آن وجود ندارد جز آنکه باید تجربه کرد و آموخت.
در واقع شگردهای زیادی وجود ندارد تا فردی بتواند میزان فشار و نیروی [وارد بر مداد] را بیاموزد.نکته کلیدی نحوه گرفتن مداد است.از آنجا که سر انگشتان به مداد فشار وارد می کنند بنا بر این طرز گرفتن مداد و تماس انگشتان با مداد بسیار مهم است. میزان فشار وارد بر مداد ارزش سایه روشن را مشخص می کند.برای ارزش رنگی تیره تر مقاومت کمتری لازم است و بر عکس.تغییر و تنوع در سایه های مدادی به طور کامل به توانایی هنرمند در کم و زیاد کردن فشار در لحظه مناسب بستگی دارد.این موضوع مانند چگونگی نگه داشتن مداد نیست که شخص بتواند سریع بیاموزد،بلکه باید آن را با تجربه به دست بیاورد.
مداد راحت ترین وسیله برای تمرین و آموختن اسکیس است.با وجود این،برای کسب مهارت،تمرین با مداد خیلی سخت است چرا که مداد ویژگی های خاصی دارد.در عین حال ،این مساله نباید شما را از آموختن اسکیس با مداد دور کند،بر عکس امیدوارم ویژگی های مداد شما را جذب این ابزار کند.

خط و خط پرداز(استروک)

خط عبارت است از رشته ی بلند و پیوسته باپهنایی یکسان،درحالی که خط پرداز(استروک ها)نسبتاَکوتاه است و ازخط های شکسته با پهناهای متفاوت تشکیل شده است.خط ،نتیجه ی حرکت مداد و باقی ماندن اثر آن روی کاغذ است و درحقیقت خط ظریف و یکنواخت است .در حالی که خط پردازها با حرکت ضربه ای مداد ایجاد میشود و اغلب پر رنگ و حساب شده اند.
در اسکیس از خط برای مشخص کردن لبه های مکانی و توصیف شی مورد نظر استفاده میشود .پهنای متفاوت خط با تنظیم زاویه ی سر مداد به راحتی به دست می آید. به لحاظ نظری نوک مداد سخت خط باریک و کمرنگ و نوک مداد نرم خط تیره و ضخیم ایجاد میکند.البته با استفاده از مداد نرم درجه یک می توان خطوط متفاوتی کشید بنابر این داشتن مجموعه ای از مدادها با سرهای متفاوت ضروری به نظر نمی رسد و یکی یا دو مداد ساده برای ایجاد چنین شگردهایی (انواع خطوط)کافی است.
در اسکیس،همیشه شیوه های مناسبی برای ایجاد تنوع در پهنای خطوط و اجتناب از یکنواختی وجود دارد.برای مثال،خطوط نیمرخ (خطوط ضخیم تر)از نظر بصری باعث می شود تا شیئ از پس زمینه جدا شود ،همچنین به دید سه بعدی شیئ نیز کمک می کند.خطوط با پهنای متفاوت حس عمق و فضا را بهتر منتقل می کند،این امر،بخصوص در اسکیس هایی که از مناظر زده می شود،آشکار است.


آموزش اسکیس (قسمت دوم)

خط و خط پرداز(استروک)

خط عبارت است از رشته ی بلند و پیوسته باپهنایی ی**ان،درحالی که خط پرداز(استروک ها)نسبتاَکوتاه است و ازخط های ش**ته با پهناهای متفاوت تشکیل شده است.خط ،نتیجه ی حرکت مداد و باقی ماندن اثر آن روی کاغذ است و درحقیقت خط ظریف و یکنواخت است .در حالی که خط پردازها با حرکت ضربه ای مداد ایجاد میشود و اغلب پر رنگ و حساب شده اند. آموزش اسکیس
در اسکیس از خط برای مشخص کردن لبه های مکانی و توصیف شی مورد نظر استفاده میشود .پهنای متفاوت خط با تنظیم زاویه ی سر مداد به راحتی به دست می آید. به لحاظ نظری نوک مداد سخت خط باریک و کمرنگ و نوک مداد نرم خط تیره و ضخیم ایجاد میکند.البته با استفاده از مداد نرم درجه یک می توان خطوط متفاوتی کشید بنابر این داشتن مجموعه ای از مدادها با سرهای متفاوت ضروری به نظر نمی رسد و یکی یا دو مداد ساده برای ایجاد چنین شگردهایی (انواع خطوط)کافی است.
در اسکیس،همیشه شیوه های مناسبی برای ایجاد تنوع در پهنای خطوط و اجتناب از یکنواختی وجود دارد.برای مثال،خطوط نیمرخ (خطوط ضخیم تر)از نظر بصری باعث می شود تا شیئ از پس زمینه جدا شود ،همچنین به دید سه بعدی شیئ نیز کمک می کند.خطوط با پهنای متفاوت حس عمق و فضا را بهتر منتقل می کند،این امر،بخصوص در اسکیس هایی که از مناظر زده می شود،آشکار است.

آموزش طراحی دست آزاد

اسکیس زدن

هدف نهایی اسکیس،برداشت گرافیکی درست از تصویر [مورد نظر]است.گرچه،شیوه تفسیر و ارائه ،موضوعی جداگانه است و هر هنرمند برای بیان آن روش های خود را به کار می گیرد. اما نتیجه نهایی اسکیس ،اغلب تحت تاثیر برخی استانداردهای مورد قبول قرار می گیرد.اسکیس باید تا حدی واقعی به نظر بیاید و موضوع کشیده شده تا اندازه ای باید قابل تشخیص باشد.برای مثال،در سطحی ساده تر ،اسکیس درخت قاعدتاً شبیه درخت باشد نه یک شخص .و در سطوح پیشرفته ،درختی کهنسال نباید شبیه به نهال باشد .تنه و شاخ و برگ آن باید به نحوی ،مشخص کننده سن درخت باشد.خانه ای با نمای سنگی باید به گونه ای طراحی شود که قسمت های باریک بین سنگ ها و سیمان مشخص و واضح باشد.

مشاهده و ثبت

به منظور برداشت صحیح از تصویری که می خواهیم اسکیس بزنیم،باید زمانی را صرف کنیم و آن را به دقت مشاهده کنیم.اولین گام پراهمیت در زدن اسکیس مناسب،مشاهده دقیق تصویر مورد نظر است.این عمل باید دقیق و سریع اتفاق بیفتد.مشاهده مکرر و ثبت[تصویر مورد نظر]نیا زبه درک صحیح موضوع دارد.گاهی برای اطمینان از برقراری رابطه ای مناسب،برای آنکه موضوع مورد نظر به درستی به تصویر کشیده شود نیاز به اندازه گیری داریم.اسکیس از مناظر(به ویژه درختان) بهترین روش برای نشان دادن اهمیت مشاهده و ثبت است.این دو مزیتی باور نکردنی برای طراحان دارد چرا که تصویر با تناسب های دقیق در حکم بانک اطلاعات بصری است و برای کارهای بعدی می تواند منبع الهام و ایده به شمار آید.

اسکیس از مناظر

اسکیس از منظره ای ساده،اغلب شامل این اجزا است:درخت،بوته،زمین،تپه،آب و برخی اجزای ساخته دست بشر ،مثل خانه.اسکیس از منظره ای زیبا،ترکیبی دقیق از همه یا برخی اجزای بالاست .اسکیس از تنه درخت ،یک تپه یا فقط بستری از رود،بدون در نظر گرفتن اطراف آن به ندرت پیش می آید.تصور تپه ای بدون درخت به جز در محیط بیابانی مشکل است.بنابراین باید چشمانمان را عادت دهیم تا این اجزای تشکیل دهنده مناظر را به صورت تصویری از یک ترکیب مناسب ببینند.به این معنا که ابتدا زاویه دید مناسب را انتخاب کنیم،اگر منظره ترکیب مطلوبی نداشت،با جابه جا کردن اجزا آن،ترکیب جذاب را به دست آوریم.

آموزش اسکیس و راندو

درختان

درختان همانطور که می توانند از مهم ترین عناصر چشم انداز تلقی شوند اسکیس از آنها نیز مشکل می نماید.زیرا درختان زنده اند ،رشد می کنند و در طی گذشت زمان دست خوش تغییر می شوند.برگ برخی درختان در زمستان می ریزد و برخی دیگر در بهار به گل می نشینند .بنابراین تغییرات فصلی می تواند در شکل ظاهری آنها تغییر ایجاد کند .مثل باد،برف و یخ.گونه هایی از درختان ،ساختار شاخه ای دارند بنابراین شکل ظاهری آنها می تواند با برگ یا بدون برگ باشد .رشد درختان تکی با توجه به فضای کافی در اطرافشان،با رشد درختان به صورت توده ای متفاوت است.تنه ی درختان مسن تر،پوسته ای ش**ته دارد یا شاخه ها در پایه ی چتر درخت،خمیده شده و اغلب بخشی از ریشه ها در پایه تنه،از خاک بیرون زده و مشخص اند.این مشخصه ها نتیجه مشاهده،مراقبه و ثبت دقیق است.هر هنرمندی برای مشاهده و جستجوی جزئیات و نشانه های ویژه باید روشی مخصوص به خود داشته باشد.همچنین باید شیوه ای شخصی برای ثبت این نتایج در پیش گیرد چرا که اسکیس زدن یعنی ثبت همین نتایج.

درختان در پیش زمینه

درختان پیش زمینه عمدتاً برای قاب کردن عناصر در ترکیب بندی به کار گرفته می شوند.آنها تصاویر را قاب می کنند و چشمان بیننده را به سمت مرکز صفحه-جایی که اغلب نضمون [اصلی] اسکیس قرار دارد- سوق می دهند.عناصر موجود در پیش زمینه باید با جزئیاتشان طراحی شوند چرا که به ناظر نزدیک ترند.این جزئیات مانند بافت پوسته درخت ،شاخه های کوچک،برگ ها و غیره ،به نحوی باید طراحی شوند که کانون توجه را از مرکز کار ،منحرف نکنند.به کارگیری کنتراست در جزئیات به مانند کنتراست در سایه روشن جهت تباین عرصه های بصری زمین است.

درختان در پس زمینه

درختان در پس زمینه اغلب به صورت انبوه دیده می شوند،به همین دلیل بسیار متراکم به نظر می رسد و جزئیات از دست می رود.با وجود این،فرم و شکل درختان نباید فراموش شود حتی وقتی که در پس زمینه هستند.در این حالت باید از خطوط ساده با پهنای مناسب برای نشان دادن انبوه درختان استفاده کرد. از سایه زدن برای ساده کردن لایه های شاخ و برگ استفاده کنید و با ایجاد سایه های تیره و قسمت های روشن ،به موضوعی که در پس زمینه قرار دارد،حالت سه بعدی بدهید.

زمین ریخت

فرم(ریخت) زمین،تپه ،درخت،قسمت های هموار و گاهی هم صخره را شامل می شود .در بیشتر مناظر ،این عناصر به صورت جدا دیده نمی شوند،مثلاً تپه و دره غالباً به صورت عناصری متضاد و مکمل یکدیگر دیده می شوند.افق منظره ای هموار اغلب در پس زمینه با فرم هایی از صخره یا کوه قطع می شود.این ترکیب ها،تصویر را در نگاه دل انگیز تر می کند و موضوع بهتری برای اسکیس زدن می باشند،همچنین لایه های بیشتری را [برای اسکیس]فراهم کرده تا به ایجاد ترکیب جالب تر کمک کند.
هنرمند هنگام اسکیس زدن از زمین،ابتدا باید به دقت این عناصر را مشاهده،سپس اقدام به طراحی کند.ساده کردن این لایه های چند بعدی زمین به خطوطی ساده،رمز تمام اسکیس های مدادی جذاب است.شگرد کار در این است که از اسکیس زدن و ثبت جزئیات ،اجتناب کنید .به دنبال کشیدن ساختار زمین و مشخص کردن موج اصلی تپه و دره باشید .ش**تگی های اصلی در صخره ی کوه را مشخص کنید و با استفاده از مدادی ساده ،برش طولی آن را به صورت طرح اولیه و سردستی بکشید.جهت تابش خورشید و چگونگی تغییرات (سایه روشن ها)رشته کوه و دره ها را مشاهده کنید.امتحان کنید و ببینید که چگونه پیچ و خم خطوط مداد به طور همزمان سه بعدی بودن زمین را می تواند نشان دهد.از سایه های موازی برای نشان دادن شیب ها و ناهمواری ها استفاده کنید.
مداد بهترین وسیله برای راندوی زمین است زیرا نوک نرمی دارد و فشار را به راحتی تحمل می کند و با اعمال فشار نوک نرم آن پهن و به حالت اسکنه ای تبدیل می شود.با هر چرخش مداد ،پهنای خطوط را می توان تغییر داد و تصویری ساده از برش طولی منظره ی [مورد نظر] کشید.هیچ وسیله ی دیگری همانگونه که جهت ارایه یک متن ادبی از قلم و سخن استفاده می کنیم و ارایه خوب آن بر حسب اینکه چگونه از کلمات بهره بگیریم و فکر را در قالب آن جایی دهیم مشخص خواهد شد . در معماری نیز وسیله ارایه ترسیم وطراحی می باشد که بر حسب مهارتمان در نوع ترسیم می توانیم محتوی و مفاهیم فکری معمارانه را در قالب یک طرح معماری به بیننده منتقل کنیم . مسلم است که هر چه نحوه ارایه بهتر و قویتر باشد یعنی مفهوم و خواسته مان را بهتر معرفی و ارایه نماییم بیننده و سفارش دهنده راغب تر خواهد شد و اگر موضوعی به صورت مسابقه در بین عدخایی از معماران برگزار شود و ضوابط درست در انتخواب آن به کار رود معمولا هییت قضاوت کننده به آن توجه بیشتری خواهند کرد که کار را با ارایه معمارانه و کیفیتی بهتر و جذابیت خاص آن عرضه کرده باشد .
فلسفه اسکیس در معماری و برگزاری برنامه آموزشی برای آن بر اساس همین نگرش می باشد . چون اگر یک معمار خوب و درست فکر کند و قادر نباشد افکارش را به نحو شایسته و صحیح منتقل نماید در اجتماع حرفه ایی موفق نخواهد بود .
رسدر دروس پایه ایی معماری گنجانده شده است . طراحی دست آزاد و هندسه و پرسپکتیو عوامل اولیه جهت تمرین و بدست آوردن مهارت اولیه می باشد .

استاد آرتور
حال ببینیم اسکیس چیست و چگونه می توان به مهارت های قابل قبول در آن دست یافت .
اریه فکر اولیه ایی که بتواند مفاهیم اصلی کار را نما یش دهد را اسکیس می گویند بنابراین نه تنها در معماری بلکه در تمامی رشته های هنرهای تجسمی نیز اریه اسکیس از اهمیت خاصی برخوردار می باشد ولی بهتر است هر رشته از وسایل تخصصی خود در اریه آن بهره ببرند .
یک نقاش می تواند انواع رنگها قلم موها و وسایل ترسیم را در اسکیس خود به کار ببرد در صورتی که یک معمار لزوما نیازی به آن سبکها و وسایل آن نقاش نخواهد داشت ولی آنچه بدیهی است اینکه مدت زمان طراحی و ارایه یک اسکیس بر حسب ابزار بکار رفته می تواند متفاوت باشد . در هر صورت یک معمار موظف خواهد بود که در مدت زمان ارایه اسکیس را تقلیل دهد و مهارت خود را به یک حداقل قابل قبول زمانی و کیفی برساند .
به همین منظور است که در دانشکده معماری اسکیس را به صورت مسابقه با یک مدت زمان محدود برگزار می کنند .
مهمترین عامل در دستیابی به مهارتهای لازم و ارایه اسکیس موفق علاقه توام با کوشش و تمرین مداوم است .
این دو عامل کمبود استعداد فرد را جبران می کند . اگر چه استعداد عامل مهمی است که پیشرفت انسان در هر زمینه ایی که از آن برخوردار باشد در زمان کوتاهتر از حد طبیعی تضمین می کندولی کمبود آن با دو عامل ذکر شده فوق جبران پذیر است . تمرین در طراحی به خصوص طراحی دست آزاد قاعدتا باید قبل از شروع تحصیل در معماری آغاز کرد و اگر کسی پس از قبولی در رشته معماری تمرین در این زمینه را آغاز کند و آنرا جدی بگیرد به سرعت از مواهب آن بهره می گیرد .
عامل دیگری که در مراحل اولیه یاری دهنده دانشجو در یادگیری اسکیس می باشد مطالعه و مشاهده کارهای خوب و تقلید از تکنیک و روشهای بکار گرفته شده آنهاست .
مسلما در مراحل پیشرفته این روش کاربرد خوبی نخوهد داشت چون یک معمار پس از طی تجربه های گوناگون باید خود به روش خاصی با کیفیت مطلوب دست یابد و به اصطلاح صاحب سبک شود . بنابر این نحوه ارایه کارهایش نیز باید شناسنامه داشته باشد.
مانند مداد نمی تواند این جلوه ی متنوع را ایجاد کند. اسکیس و طرح ترسیمی
به عنوان روشی برای آموزش و یادگیری هدف از اسکیس زدن توسعه همه توانایی های یک دانشجو است.
این روش ممکن است به موارد زیر کمک کند:
_توسعه آگاهی
_دیدن و انتخاب « جوهر «
_ارتباط برقرار کردن با خود و ایده های خود
_توسعه، پرورش و درک ایده ها
_مراوده مفاهیم با مردم طی فرایندی درست
_مورد توجه قرار دادن و خوشایند کردن طراحی
استفاده از کامپیوتر در فرایند طراحی به سرعت در حال توسعه است. کامپیوتر سریعتر و دقیقتر از انسان است و اطلاعات متنوع و متمایز را آنگونه که مطلوب است با هم ترکیب می کند. کامپیوتر به عنوان ابزاری برای اسکیس زدن، توسعه یافته است، اما ماشین، سخت افزار و ماشین های ساخته شده توسط انسان موانعی در فرایند خلاق طراحی در مقایسه با اسکیس زدن روی کاغذ هستند. تفاوت بین اسکیس زدن و دیدن ایده ها در کامپیوتر، در درگیر شدن مستقیم با موضوع است، ذهن ناخودآگاه اطلاعات ضمنی را در اثنای روند اسکیس زدن تولید می کند و آن ها را دور می ریزد. دلیل اصلی برای اسکیس زدن با دست، اهمیت یادگیری و دانستن چگونگی « دریافت، حفظ، و خلق« تاثیرات محیطی به طور مستقیم، به موقع و در لحظه و مکان خاص خود است.