فرآیند اسکیس زدن

یک ثبت کننده ماهر اطلاعات بصری مانند یک شنونده خوب است که بالا بردن مهارت خود را در دریافت تجربیات تمرین می کند . نمونه اول به وضوح پتانسیل اقتشاشات یک یادداشت بردار آگاه را که از پیش پنداشت های خود درباره موضوع مطلع است ، نشان می دهد .

” اسکیس زدن مهارت دستی است که ابزار ذهن باشد . فرایند اسکیس زدن برای مستند کردن یک فضا ، راهی برای دیدن نظم است . در هنگام دیدن یک فضا ، یک تصور خاص می تواند اسکیس های زیادی به وجود آورد . فکر کردن به این تصورات ایجاد نوعی گفت و گو می کند : اسکیسها به عنوان منبع ایده ها ، اسکیسها به عنوان ثبت اندیشه ها ، اسکیس کردن ، فکر کردن با مداد است ” .

(( متوجه شدم که اسکیس ها مرا به سطح بالاتری از ادراک ساختار محیط هدایت می کنند . در طول طراحی خود را ورای تاثیر ابتدایی موضوع به یک آگاهی ناب از قطعات خاص ایجاد کننده ترکیب بندی می رانم : هر وقت که رویداد معماری خاصی ، مثلا جزئی از یک پلان را اسکیس و یا در طول طراحی بفهمم که قطعات به تنهایی و یا در سیستم ، چگونه کار می کند ، آن جزء برای اجرا و اصلاح فرایند طراحی در اختیار قرار می گرد . ))

((طراحی برایم علاوه بر لذت زیبا شناختی مشخص ، پیشنهادهای زیادی به ارمغان می آورد . جنبه های فیزیکی ، مانند فرم ، بافت و رنگ مانند کیفیات تجریدی تر طرح و ترکیب بندی آشکار می شوند . اگر بتوانم فضاهای سه بعدی را به ترسیمات دو بعدی تبدیل کنم ، فی نفسه آن ها را می فهمم . بنابراین طراحی کمک می کند تا بفهمم که چه چیزی می بینم . اسکیس زدن یک ابزار است ، درست به همان صورتی که خواندن یک ابزار است . فهمیدن این که چنین ابزارهایی چقدر به زیبا شناختی مربوط هستند ، مفتون کننده است .))

(( سه دلیل قانع کننده وجود دارد که اسکیس زدن زنده را تجربه تشدید می کند . حس حضور فراگیر زمان در فرم و حالت موضوع که هنرمندان را در ماهیت مواد گرفتار می کند ، شوق تهیج کننده تسخیر اثر که با تلاش خالق حاصل می شود ؛ و کنجکاوی تحریک شده .

(( هر منظره ای برای من ((زنده)) است همان طور که موسیقی با صداهای گذشته زنده است و اثرات آینده هنوز شنیده نشده است . این تجربه آتی ذاتاً محاوره ای است . همان طور که در یک کنسرت یک نفره به صورت واکنشهای تک نوازی ( اگر چه ناکافی ) همیشه در موضع باز پرسی چشم انتظار ، ظاهر می شود . اثرات بصری به طراح نشان می دهند که نظم اصلی پلان و استقرار نسبی آن ، بر اساس کاربردی است که در آن فضاهای ما بین به همان اهمیت موضوع هستند . در این جا جذبه این حیاط – چال های مسکونی روستای چونگ تائو ، در نزدیکی ژیان در هونان چین همان قدرمنطبق با حفاری هایشان است که با انزوا و دوری از اجتماع ”

این یادداشت بردار عقیده جالبی درباره یادداشت های شخصی ، اسکیس زدن و ثبت دایم مشاهدات دارد . (( بیشتر اسکیس های که در این جا می بینید بسیار سریع کشیده شده اند )) برخی از آن ها در مکث های کوتاه مدت ، در حالی که وسایلی همراه خود داشتم ، ترسیم شده اند . اغلب مواقع ، دفترچه اسکیسی برای اسکیسهای احتمالی همراه داشتم . ان جا دوست ندارم بدون طراحی خیلی دور بروم از مان تحصلی به هر طریق این کار را کرده ام .

(( بر خی از اسکیسها مقدمه ای برای طرح های بزرگتر یا تابلوهای نقاشی می شوند ، البته هیچ کدام از اسکیسهایی که در این جا ارائه شده اند ، به چنین سرنوشتی دچار نشدند .

دفترچه اسکیس علاوه بر نقش تمرینی آن ، به ما در به یادآوردن یک ایده ، یک مکان ، یک روز یا احساسی که برای ما مهم باشد کمک می کند . برخی از طرح ها تنها اکتشافاتی برای برخی ایده های بصری است ، به طور مثال اسکیس های صفحه رو به رو ، بازخوردی از ساختمان ها فضاها و مناظر عرضه می کند.))

((این نوع طرح ها ( بررسی مقدماتی ) فرایند جست و جو را نشان می دهد : امتحان کردن سوال های بر آمده از یک هدف دیگری معلوم به نحوی که پایه ای برای کار اختصاصی تر دیگری فراهم کنند . این طرح ها دارای جهره آزمایشی خود خواسته هستند . تغییراتی در موضوع کلی به وجود می آورند و به وضوح تمریناتی برای واقعی تر نمودن کرانه های معماری هستند . بدین لحاظ به صورت یک مجموعه ، فرآنید ی که کاملا خطی نبوده ، بلکه مستلزم امتحان دوباره سوالات معینی است ، توسعه می دهد .

(( معمولا ماهیت آموزشی این بررسی ها ، می گوید که چه چیزی حذف شود و چه چیزی ترسیم . به نحوی که قادر هستند ایده ها را آزمایش و بنیادی برای گسترش های بعدی فراهم کنند که ایت امر مستلزم باقی گذاشتن پرسش ها به صورت باز ، به وسیله فرضیات ناتمام است .

برگرفته از مفاهیم پل لازیو