دانیل لیبسکیند

همواره در باره طراحی‌های دانیل لیبسکیند نکات ویژه و منحصر به فردی وجود دارد. طراحی‌های او حامل پیامهایی هستند با مضامینی مشخص که تفکر عمیق او را بیان می‌نمایند. وی به سال ۱۹۴۶ میلادی، در شهر لودزی لهستان متولد شد و به همراه خانواده خود به اسرائیل مهاجرت نمود. تحصیلات خود را در رشته موسیقی در اسرائیل آغاز کرد. و بعد از مدتی تحصیل موسیقی را رها نمود و به کشور آمریکا مهاجرت کرد و به سال ۱۹۶۵ میلادی، به تابعیت آمریکا در آمد. او در دانشگاه کوپر یونیون به تحصیل معماری پرداخت و به سال ۱۹۷۰ میلادی از آن دانشگاه فارغ التحصیل شد. سپس دوره فوق لیسانس خود را در رشته تاریخ و تئوری معماری از دانشگاه اسکس به سال ۱۹۷۲ میلادی کسب نمود. او آتلیه معماری خود را در سال ۱۹۹۰ میلادی در برلین تأسیس کرد. وی در ابتدا برای مدتی به عنوان متخصصی نظریه پرداز در ارتباط با معماری دیکانستراکشن مطرح بود و همین امر موجب تصمیم آکادمی هنر و ادبیات آمریکا جهت اعطای جایزه معماری به وی شد.

لیبسکیند، در پی خلق مفاهیم ناب هنر یهودی و مهمتر از آن، روابط فلسفی است. ا و عمیقاً ضد تفکر کلاسیک است. در نزد وی قواعد کلاسیک تناسب، هماهنگی، نظم، تقارن و توازن در واقع حکم نظام‌هایی بسته و منسوخ را دارند. او چیزهای پیچیده، خردستیز و درون یافتی را به خردورزی مستقیم و بی چون و چرا ترجیح می‌دهد. او هنرمندی آرمانگرا و از طرفی فردگرای افراطی است که می‌کوشد فراتر از آزادی هنر برای هنر، و فراتر از مقوله‌های فرم ناب گام بردارد، به بیان دیگر، او در هر ساختمانی که طراحی می‌کند، در جستجوی این است که ویژگی‌هایی تازه را برای معنا وضع کند، و همچنین راه هایی تازه را برای پیوند بنا، مکان و فضا با تاریخ، زندگی امروز و زندگی فردا به وجود آورد. موزه یهودیان برلین، نمونه‌ای از شور و هیجان و نیز پیچیدگی جستجوی لیبسکیند برای مفاهیم معماری است.

خط، یکی از مهمترین عناصر معماری لیبسکیند است. جهت فهم این نکته، باید به پلان موزه مراجعه کرد و مفاهیم به کار رفته خطوط را در آن جستجو کرد. طرح پلان موزه ، خطی را نشان می‌دهد که ۹ بار با زوایای حاده شکسته شده است. این شکستگی، یک شکل زیگزاکی ایجاد می‌نماید که بیانگر شکل ستاره‌ی داود شکسته شده است. درگیری ذهنی لیبسکیند با خطوط، در ساختمان پیداست.

خطوط در نمای ساختمان به فرم باریکه‌های دراز پدید می شوند و چنین وانمود می کنند که دیوارهای موزه در اثر صدمات وارده ترک خورده اند. خطوط، در غیر مترقبه‌ترین جاهای درون موزه نیز رخ می‌دهند. چون ما به منظم بودن مستطیل و سطوح مسطح خو گرفته‌ایم، از این روف اضلاع شکل گرفته ی موزه با خطوط در هم، برای چشم بازدید کنندگان به صورت خطوط خراش داده شده و رنج آور تأویل می گردند.