سواد بصری  و جایگاه آن در آموزش اسکیس چیست؟

نمونه شفاهی یک مهارت ضروری در یک جامعه صنعتی و تکنولوژی است .مواد بصری شامل دو نوع مهارت است : ذکاوت بصری و بیان بصری .

ذکاوت نوعی توانایی قوی دیدن اطلاعات و پیام های مرکب به صورت صریح و واضح در محیط پیرامون است . بیان بصری ، همراه شدن و شروع کردن با پیام های بصری است . ذکاوت بصری مربوط به پیام های بصری دریافتی ما است ، اما بیان بصری راجع به پیام هایی است که ارسال می کنیم . داندیس در کتاب مبادی سواد بصری سه سطح از پیام های بصری را توصیف می کند . این سه سطح عبارتند از بازنمایی ، تجریدی و سمبلیک

بازنمایی ثبت صحیح آن چیزی است که می توانیم ببینیم یا بیان کنیم . عملکرد اسکیس های بازنمایی مانند تصاویر عکاسی است ، اما خیلی منتخب تر و به دقت بخش های ضروری تر هستند . عکس هر چیزی را که قابل رویت باشد ، به دقت بازسازی می کند ، اما اسکیس نحوه نگاه کردن انسان به چیزهای قابل رویت را ثبت می کند . کشیدن اسکیس و خواندن اسکیس های دیگران ، هم ایده ای از موضوع ارائه می کند و هم راه های مختلف دیدن را آموزش می دهد .

تجرید در ارتباط بصری را می توان به صورت ” ساده سازی ” در جهت یک معنی پر شور تر و چکیده تر ” در نظر گرفت . تجرید می تواند آگاهانه و هدفمند ، پیام های بصری را به یکدیگر بیامیزد . تجرید روی بخش های خاصی از یک اسکیس بازنمایی تاکید می کند . سمبولیسم ، ساده سازی پیام های بصری است . اما از تصاویر جانشین و مبدل برای چیزهایی که واقعا دیده نمی شوند ، استفاده می کند . با استفاده از این سمبل ها می توان در یک محیط تجریدی به گونه ای خاص اطلاعات بیشتری را ارئه کرد . یادداشت برداری بصری همیشه به صورت ترسیمیات واقع گرایانه نیست ، بلکه مشخصه های خاصی با مهارت های ترسیمی واقعی ، مشترک هستند .شیوه اسکیس زدن یادداشت های بصری ، خصوصا سرعت ناشی از آن شما را اغوا می کند و به تدریج شما را قادر می سازد تا سوژه ها را دقیق تر ترسیم کنید .

به طور کلی ، فرآنیدهای خلاقه نیاز به سه نوع فعالیت دارند . جمع آوری اطلاعات مختلف درباره فاکتورهای بصری مساله طراحی ( نیازمندی ها ، مفاهیم ، فرم ها ) ؛ تجزیه و تحلیل اطلاعات برای به دست آوردن ادراکی از مساله طراحی ( روابط ، سلسله مراتب نیازها ، راه حل های کلی ) استخراج راه حل های خاص برای مساله طراحی ( تصورات کلی ، روش ساخت ، نحوه بیان ) هر یک از این فعالیت ها ، ثبت ، تجزیه و تحلیل طراحی …) مفاهیمی هستند که در یک یادداشت برداری بصری می توانند کمک بیشتری به طراح کنند .

ثبت

اساس طراحی و بالطبع یادداشت برداری انتخاب اطلاعات است . طراحی بدون تمرین ، تجزیه تحلیل مساله ، تولید راه حل و آزمایش نمودن آن ها ، مشکل است ، اما بدون اطلاعات لازم درباره مساله سوابق طراحی در جامعه ای که در آن زندگی می کنیم ، غیر ممکن است . ثبت کردن اطلاعات در هر یک از شرایط فوق ، مستلزم ترکیب مهارت هایی مانند مشاهده ، ادراک ، ممیزی و ارتباط است .

برای شروعی خوب در یادداشت برداری بصری باید تک تک این مهارت ها را به خوبی فهمید .

مشاهده : بیشتر افکار ما تحت تسلط سمت چپ مغز که در نمادین کردن ، تجریدی کردن و عقلانی کردن مهارت دارد، قرار دارد . در حالیکه عملکردهای سمت چپ مغز ، مانند درک فضایی ، مشاهده دقیق و تشخیص الگوها ، سرکوب می شوند . زیرا این سمت مغز دائما به ما فشار می آورد تا به جای مشاهده ، از سمبل ها کلیشه ها و یا قرار دادهای ساده استفاده کنیم .

ادراک

وقتی که عادت به طراحی کردیم ، متوجه می شویم نسبت به آن چه می بینیم ، اطلاعات بیشتری داریم . این اطلاعات تنها ابزاری برای ترسیم یک اسکیس واقعی تر نیستند ، بلکه اطلاعاتی معمی درباره ماهیت فرم و سهیم بودن ان در مشاهده و تجربه اسکیس های زیبا و ایجاد ارتباط است ،در این جا چند روش اختیاری برای ثبت تجربیات نو ارائه می کنیم ؛ می توان با استفاده از فلش ، اطلاعاتی به اسکیس اضافه کرد ؛ می توان اسکیس بزرگتری از یک عنصر خاص را برای ثبت دقیق تر و صحیح تر استفاده کرد ؛ اسکیس اصلی می تواند به پلان و مقطع یا نمودارهایی شامل برخی مشاهدات دیگر تکمیل گردد .

ممیزی

ممیزی برای بالا بردن قوه ادراک است . وقتی که نسبت به سطوح مختلف اطلاعات آگاه شدیم ، شاید بخواهیم روی اطلاعات خاصی که برای کارمان اهمیت بیشتری دارد متمرکز شویم . در چنین مواقعی ما از ممیزی برای سه فصل های یادداشت هایمان استفاده می کنیم . ممیزی می تواند در ارتباط با نوع یادداشت برداری نیز باشد.