رویارویی پدیدار شناسی و معماری

 

آرتور

رویارویی پدیدار شناسی و معماری

« کریستین نوربری شولتز» در تبیین نظریات خود درباره معماری و بطور عام تر «مکان» وامدار اندیشه های “هایدگر” و “هوسرل” بوده است. چنانچه از دیدگاه وی، پدیدارشناسی معماری به مثابه پدیدارشناسی محیطی باز تعریف دارد. از سوی دیگر، روش پدیدارشناسی این توان را د ارد تا به ایجاد محیط های واجد معنا وفراخوانی، “حس مکان” ، “روح مکان” و “معنای مکان” بپردازد که مولفه های اساسی در هویت مکانی بشمار می روند. از دیدگاه کریستین نوربرگ شولتز مکان فضایی است که انسان از وجود خود آگاه است و در واقع فضا تنها زمانی که به نظامی از مکان های با معنا و برانگیزاننده احساس برای ما تبدیل شود، زنده می شود و شکل می گیرد. وی در بستر برشماری سه اصل برای مکان های با معنا “گونه شناسی، مکان شناسی و ریخت شناسی” اشاره دارد که ” گونه شناسی” از طریق چهار محرک وجود آدمی، حالات روحی، ادراک و فهم، گفتگو و هستی با دیگران به دست می آید.

در باب ” مکان شناسی” به تقسیم بندی هستومندها به هستومندهای “با هستی مستقل و مصنوعات بشری” اشاره دارد و در “رویکرد توصیفی” مکان، به چشم اندازها “چشم انداز رمانتیک، چشم انداز کلاسیک، چشم انداز کیهانی، چشم انداز ترکیبی” و مجتمع های زیستی “آبادی، نهاد، شهر و …” ور در عین حال، در “رویکرد تحلیلی” مکان به “فضا و کاراکتر” اشاره دارد. در ریخت شناسی نیز به مولفه های کاراکتر “ادراک (شناسایی) و جهت یابی” اشاره دارد.