ساختارگرایی                                                       Constructivism

لوکوربوزیه یک بار قاطعانه اعلام داشت: ساختارگرایی روندی است که مفاهیم ضمنی آن نامفهوم است، به همین لحاظ به جنبش ناب گرایی یا راسیونالیسم ایتالیائی شباهت ندارد و مرزهایش کاملاً تعریف شده نیست. هر چند که میتوان ساختارگرایی را سیمای شناخته شده‌ای تلقی کرد، در دورهای که سعی داشت ویژگیهای سنت‌گرائی را به مثابه هنری جدا از زندگی نادیده انگارد، یا به نوعی به تولید گرایانی نسبت داد که در اوایل ۱۹۲۰ به بعد در شعارهایشان مرگ بر هنر، و زنده باد تکنولوژی! … زنده باد تکنیک ساختارگرایی سر می دادند!

در روسیه ساختارگرایی دو مرحله متفاوت را طی کرد، دورۀ اول به نام اژیت پروپ agitprop با ساختن تیرهای چوبی که در نمایشگاه‌ها و یا در فرم‌های انقلابی هنر خیابانی به کار گرفته می شد. دورۀ دوم دورۀ حرفه ای بود به طوری که ساختمانها حالت تصنعتی و کاذبی داشتند که چیزی شبیه به فرم های ماشینی و ساختارهای بیولوژیک بود. بخشی از ایدئولوژی علمی این مرحله مربوط به نوآوری های در زمینۀ مجموعه سازی واحدهای مسکونی و همچنین نشان دادن روش های دسترسی مانند رامپ و آسانسور بود. این جریان همچنین پیش زمینۀ طراحی وسائلی در مورد معماری مانند نورافکن، گیرنده‌های هوائی، آنتن‌های رادیوئی و تجهیزات سینماتوگرافی را فراهم ساخت.

روشهای ماشینی که اساساً بسیاری از هنرمندان فرمالیست از آن بیزار بودند. بنیان گرایان بزرگی چون ال. لیزیتزکی، و پیشگام جنبش هلند نئوپلاستیسیسم هلند، تئو وان دسبورگ یا طرفداران بخش روسیه که به حرکت‌های افراط گرایانه گرایش نزدیکتری داشتند. همچون معمار نیکلای لادووسکی وابسته به محفل وک هوت ماس VKHUTEMAS که گروه فرمالیست اسنووا ASNOVA (انجمن جدید معماران) را در ۹۲۳ بنا نهاد.

اصیل‌ترین کار ساختارگرایی طرح بنای یادبود بزرگ اینترناسیونال سوم اثر ولادیمیر تاتلین بود که برای اولین بار در ۱۹۲۰ به نمایش در آمد. این اثر به شکل مخروطی ناقص مورب طراحی شده بود (حرکت منحنی لگاریتمی به حالت حلزونی رو به به بالا نقصان می پذیرفت) و کاملاً روحیۀ پیروزنمدانۀ ساختارگرایی تکنولوژی معاصر را نشان می‌داد. هر چند که پیش از این ساختمان برج ایفل در ۱۸۹۹ ساخته شده بود، اما اختراع درخشان علمی این فرم ناشی از ساختمان اپرای فوتوریستی معروف به پیروزی بر آفتاب اثر الکسی کروچنیک بود. نائوم گابو منتقد اجتماعی در مورد طرح پیشنهادی تالین گفت: نه در ساختمان خانه‌ها و پل‌ها عمل کرد دارد و نه اثری ناب است، بلکه هر دو است. هیچ اغتشاشی میان این دو به وجود نمی آورد، (در محفل وک‌هوت ماس مسکو ساخته شد) – عده زیادی از هنرمندان را بر آن داشت تا کارهای هنری را رها کرده و به طراحی صنعتی روی آورند.

هنرمندانی چون آلکسی گان، لیوبوف پوپووا، الکساندر رودچنکو، واروارا استپانوا و ولادیمیر تاتلین مدعی بود که آنان به جای اینکه ساختارگرا باشند تولیدگرا هستند.

در ارتباط بسیار دور با معماری، ساختارگرایی روسیه چندان به صورت تولیدی در نیامد – در ابتدا فقط در طراحی سازه‌های تیر چوبی، درخشید که توسط کنستانتین ملنیکف طراحی شده که در طراحی غرفۀ ماهورکای او در نمایشگاه سراسری محصولات کشاورزی و صنایع دستی در ۱۹۲۳ نوعی برداشت غیر فولکوریک از ساختار سنتی روستائی روسیه بود. این شیوۀ شورانگیز ساختمانی توسط ملنیکف در پروژۀ بازار سوخاروف که در ۱۹۲۳ در مسکو ساخته شد ادامه یافت، و نیز در غرفۀ روسیه در نمایشگاه جهانی هنرهای تزئینی و صنعتی مدرن که در ۱۹۲۵ در پاریس برگزار شد.

قطعات بریدۀ مفصلی پیش ساخته، قطعات چوبی استنسیل، سقف‌های یک طرف شیبدار راه پله‌های تصنعی از مشخصه‌های چشم گیری کارهای اولیه مالینکف است. هر چند که در روش کاری او تغییراتی به وجود آمد، او نهایت مهارت تکنیکی خود را در ساختمان چند باشگاه کارگری به کار برد، مانند کلوپ روساکف در مسکو (۸-۱۹۲۷) با سقف معلق سالن‌های سخنرانی که از مهمترین نمونۀ مشخصۀ معماری اوست. تلاش انقلابی بعد از جنگ در جهت شکل دهی به نوعی معماری نوین اجتماعی به نشانۀ نوعی مکاشفه صادقانۀ ساختار و فن‌آوری در درون محفل وک هوت ماس توسط جناح چپ شکل گرفت.

مشهورترین آنها، ساختارگرایی درخشان گروه SOA (انجمن معماران معاصر) بود که در ۱۹۲۵ توسط آلکساندر وسنین پایه گذاری شد. وسنین که از ۱۹۲۱ به بعد در وک هوت ماس درس می داد، یکی از اولین کسانی بود که با طرح ساختمان لنین گراد اسکایا پراودا که در ۱۹۲۳ در مسکو ساخته شد، سنتز معماری ساختارگرایی را مدون کرد، به طوری که لیزیتزکی در ۱۹۲۹ در مورد آن نوشت: همۀ متعلقات … چون علامات اعلانات، ساعتهای دیواری، بلندگوها و حتی آسانسورهای داخلی، به مثابۀ عناصر ارتباطی در ترکیب بندی از وحدتی یک پارچه برخوردارند. این است اصول زیبائی شناسی ساختارگرایی !

هر چند که بر سر روش های اندازه گیری فرم در بین جناح‌ها اختلاف نظر وجود داشت تباین بسیار وسیعی مابین ایدئولوژی ساختارگرایی گروه OSA و سنین نظریه پردازیهای بسیار صوری پیشرفتۀ گشتالت آسنوا ASNOVA وجود داشت، به طوری که جنبه‌های واقعی روان شناختی از آن استخراج می شد.

معماران ساختارگرای روسیه، با روندهای برنامه ریزی شده‌ای در دو زمینه متمرکز شدند. در مرحلۀ اول آنان در پی ابداع نوعی شهر ایده‌آل سوسیالیستی بودند – تلاشی که به صورت اغراق آمیز به طراحی الگوی شهر خطی شش باندی ان-اَ میلیتون منجر شد. در مرحلۀ بعدی آنان تلاش کردند ظرفیت‌های جدید اجتماعی را هم در زمینۀ معماری و هم در سطح آموزشی امری مهم به شمار آورند. این گونه اقدامات از ۱۹۲۰ به بعد به رواج ساختمان باشگاه های کارگری انجامید و در اتحاد جماهیر شوروی زمینۀ تحقیق در بارۀ خانه سازی اشتراکی را فراهم ساخت که زیر نظر و مدیریت معمار موئی سی گینزبرگ انجام گرفت که عضو انجمن معماران معاصر OSA بود. گینزبرگ یک نمونۀ الگویی از خانه‌های مشابه اشتراکی موسوم به دوم کوموند Dom Kommund را در پروژۀ بلوک آپارتمان‌های مسکونی نارکوم فین به سال ۱۹۲۹ در مسکو به اجرا در آورد. شیوۀ کاربردی این گونه واحدهای مسکونی بلوک آپارتمانی ناشی از مسابقۀ مسکن سال ۱۹۲۷ بود که انجمن معماران معاصر OSA برگزار کرد و همچنین پژوهش‌هایی که مجلۀ OSA در زمینه مسکن انجام داده بود.

سردمداران اتحاد شوروی، ساختارگرایی روسیه را گرد هم آیی ها از ضرورت های ساختاری زیربنای اجتماعی می دانستند. عمدتاً بیشتر کارهائی که به اجرا در می آمد شامل ساختمانهای دفتری، ساختمان فروشگاه‌ها، آسایشگاه‌ها، موسسه‌های چاپ، سازمان‌های تحقیقات، کارخانه‌ها، ساختمان باشگاه‌های کارگری و آخرین و نه امام کوچکترین آنها، تأسیسات هیدروالکتریک بود در زمرۀ این آخرین گروه مهمترین کار مهندسی سازه‌ای در دورۀ جنگ، ساختمان مشهور دنی پیر ستو روی دام بود که در ۱۹۳۲ به اتمام رسید و کار طراحی آن را ویکتور و سنین انجام داده بود.

در دهه ۱۹۲۰ جنبش ساختارگرایی خارج از مرزهای اتحاد شوروی در کشورهای مختلف مانند فرانسه، سوئد، سوئیس، چکسلواکی، انگلستان و حتی در ایالات متحده (فیلادلفیا – ساختمان تأمین اجتماعی فیلادلفیا اثر هاو و لسکاز) تأثیرگذار شد.

معتبرترین شکل ساختارگرایی به صورت بسیار کنترل شده در هلند و آلمان به وجود آمد، با معمارانی چون مارت استامپ و یوهانس دوی کر و یا در آلمان به وسیله هانس مایر و والتر گروپیوس، که در کارهای اجرایی آنان پوشش شفاف تری یافته و در قالب اسکلت‌های نمایان و یا در روش دسترسی و عملکردها بسط یافت. شفاف ترین اثر ساختارگرایی کارخانۀ وان نل بود که در فاصلۀ ۱۹۲۶ تا ۱۹۳۰ در روتردام ساخته شد، اثر یوهانس آندرئاس برینکمن و لیندرت کورنلیو و اندر ولوگت که استام نیز در آن همکاری داشت. روحیۀ صمیمانه هانس مایر و شیوۀ ساختارگرایی هانس ویت ور در طرح مسابقه‌ای ساختمان گرد هم آیی اتحادۀ ملل که از ۱۹۲۶ تا ۱۹۲۷ ساخته شد به منصۀ ظهور رسید و نیز در ساختمان کارخانۀ وان نل که نماسازی سراسر شیشه‌ای ستونهای قارچی شکل ، اسکلت بندی بتنی آن هم اکنون نیز از شاهکارهای معماری، به شمار می رود. هرچند آنچه در نهایت به عنوان کار ساختارگرایی مسجل شد، کاربری مداوم تسمه نقاله‌ها بود که بین تونل‌های ارتباطی هوائی و قطعات بتنی کارخانه و آبراه‌های کنار انبارها رفت و آمد می کردند. هر چند که با کارهای دوی کر و همکارش برنارد بی وت، با نوعی ساختارگرایی رو در روئیم که عمدتاً اهدافی فرمالیستی دارند.

این موضوع را در آثار دوی‌کر در نقشۀ متقارن آسایشگاه محلی هیلور سوم (۸-۱۹۲۶) و مدرسه‌‌های در هوای آزادی که به شکل متقارن بین سالهای ۱۹۲۸ تا ۱۹۳۰ در آمستردام به اجرا در آورد می توان مشاهده کرد. سنتز ارزشمند دیگری بین این دو دیدگاه جهانی ساختارگرایی – از یک سو ساختارگرایی نامتقارن و عمل کرد گرایی استامپ، و ساختارگرایی متقارن دوی کر از سوی دیگر – امکانات طراحی مزون دو ور (خانۀ شیشه ای) اثر پیر شارو را فراهم ساخت (که طراحی آن با همکاری بی وت انجام گرفت) و در فاصلۀ ۱۹۲۸ تا ۱۹۳۲ در پاریس ساخته شد. به عنوان تداوم سنت ساختارگرایی ریچارد راجرز حرف‌هائی برای گفتن داشت – که با همکاری رنز و پیانو ساختمان مرکز فرهنگی پمپیدو در پاریس را در بین سالهای ۱۹۷۲ تا ۱۹۷۷ طراحی کرد – زمینۀ مطالعاتی این خانه ماشینی را از اوایل سال ۱۹۶۰ به بعد آغاز کرده بو د.

دانشنامه معماری قرن ۲۰ – ضیاء الدین جاوید