ایده پردازی و روندطراحی رنزو پیانو با اسکیس های معمارانه

در جئونا در ایتالیادر ۱۴ سپتامبر سال ۱۹۳۷ متولد شد در سال ۱۹۶۴ از مدرسه معماری در میلان فارغ التحصیل شد و به عنوان یک دانش آموز در زیر نظر یک گروه مهندسی در فلورانس شروع به کار کرد.

زندگی نامه وی معماری پیانو به سوابق او بستگی دارد چرا که پدری معمار داشت و با طرز قرار گرفتن ساختمان ها آشنا بود او پسری خجالتی بود که در منطقه پیکی زندگی می کرد در آنجا منظره ای از طبیعت وجود نداشت و آفتاب سوزان هم آنها را دچار مشکل می کرد لذا تصمیم گرفت تا سایبانی از برگ در امتداد باد به طور ثابت درست کند و این اولین کار او در راستای معماری بود .در بین سالهای ۱۹۶۵تا ۱۹۷۰ او تجارب زیادی با مسافرت های دانشجوئی به آمریکا و بریتانیا به دست آورد و در این موقع بود که با جیمز پرو آشنا شد و دوستی آنها تاثیر بسزایی در حرفه ای شدن او داشت به این ترتیب نظرات خود را اثبات کرد و با کسانی که به مخالفت از او می پرداختند به مخالفت پرداخت و خواستار مسابقه دادن با آنها بود .

فقط با مدد گرفتن از تجربه است که میتوان به کشفیات مختلف دست یافت و به مرحله ای برسیم که کمتر احساس نارضایتی کنیم. بیشتر برنامه هایی که امروز ما در طراحی ساختمان از آن استفاده می کنیم ،بعدها بوجود آمدند.

برای مثال،هر چند« پیانو» بناهای تاریخی ایتالیا را دوست داشت و آنها را گسترش می داد ،ولی این امر برای او از زمانی محقق شد که علم شناخت آثار باستانی در تمام زمینه ها، کارهای او را تحت تأثیر قرار داد.

حتی این ایده های اجتماعی که اکنون به وضوح در کارهای او دیده می شود ،بعدها،و از انگلیس وارد کارهای او شد .او همانند «ریچارد راگرس» تحت تأثیر روح دپارتمان معماری لندن قرار گرفته بود جایی که در پروژه ی دانشجویان اواخر دهه ی ۱۹۶۰،فن آوری ابزار ها محیط انعطاف پذیرانه ای را برای خدمت به تجربه ی اجتماعی به وجود آورده بودند ،او بطور غیر مستقیم به سان «جین پرو» طرفدار عقایدی بود که نویسندگان انگلیسی حدود قرن ۱۹ با آن سر وکار داشتند.

«پیانو»مهندسی معماری را در دانشگاه «فلورانس» و «پلیتکنیک میلان» سپری کرد و بعدها در سال ۱۹۶۴ فارغ التحصیل شد ولی تأثیر این مؤسسات در شکل گیری شخصیت او برای رسیدن به هنر معماری ،به مراتب کمتر از دوران بچگی و پیش زمینه خانوادگی او نشست و بر خاست های او با معماران بزرگ که معمولا ایتالیایی و . . .بودند

خصوصا فعالیت های خود او بعد از تحصیل بود .

«پیانو» از همه ی این ها چیز هایی آموخت و به گفته ی خود « دزدی برخی اسرار » که می توانست او را برای یک تحول درونی آماده سازد .بعد از پدرش ، « فرانکو آلبینی » اولین الگو و کار فرمای او شد . « آلبینی » در میان بقیه ی کارهایش ،معمار « آرشیتکت » یک سری فروشگاه زنجیره ای بود که بعضی از آنها واقعا عالی و استثنایی بودند . به نظر می رسد با توجه به ساختار نمایش داده شده ، این ساختمانها از پیشگامان عرصه ی تکنولوژی برتر آن زمان بوده اند . همچنین او مسئول

برخی از بناهای تاریخی و تأثیر گذار قدیمی بود که برخی از آنها در « جنوا » هستند . و می توان عنوان طراح را هم به او اطلاق کرد . « پیانو » شدیدا تحت تأ ثیر لذتی که «آلبینی » از کار و لوازم و جز ئیات کار ها می برد ، ( کارهایی که در استودیوی میلان انجام می داد ) قرار گرفت .

« پیانو » برای انجام کار و شروع کار هیچ اقدامی نکرد زیرا اولا خجالتی بود و ثانیا از جواب های منفی که ممکن بود بشنود ، واهمه داشت ولی سر انجام برای شروع کار به یک دفتر مهندسی رفت تا کار خود را شروع کند . کار اولیه ی او اسمبلی مجدد دستگاه های تلویزیون بود تا ایراد های احتمالی را شناخته و راهکار های پیشنهادی را مورد بررسی قرار دهد تا این دستگاه ها طراحی شوند .

« پیانو » با « آلبینی » به مدت دو سال کار کرد . این همکاری زمانی بود که آلبینی مشغول کار برای تبدیل یک موزه در جنوا بود . شاید « پیانو » بیشترین تجربه ی خود را در سفر هایی بدست آ ورد که آ خر هفته ها از منزل به « جنوا » می رفت . « آلبینی » معمولا در « پاویا » به ملاقات رئیس خود می رفت تا او را در چند و چون کارهای مبلمان چوبی که او طراحی آنها را به عهده داشت ، قرار دهد .

آنها معمولا دو ساعت تمام و یا بیشتر را به مطالعه ، تجزیه و تحلیل جز ییات می پرداختند . از این موارد و از تجربیاتی که او در کار طراحی سیستم طاقچه بدست آورد ، پیانو فهمید که متد طراحی آلبینی ( که الان متد پیانو می باشد ) مبنی بر حذف کردن قسمتهای غیر ضروری است بدون اینکه آسیبی به سیستم برسد .

در همین ایام بود که « پیانو » برای اولین بار « جین پرو » را در زمانی که در حال کار بر روی یک طرح هنری در فرانسه بود ، ملاقات کرد . چیزی که برای پیانو عجیب بود و او را تحت تأثیر قرار می داد این بود که « پرو » چگونه بر مشکلات فائق می آمد مانند درست کردن یک پل از یک تکه کاغذ که به اندازهای مقاوم باشد که بتواند فشار یک خودکار را تحمل کند که این کار همانطور که نیاز به فکر زیادی داشت می بایست با کمک گرفتن از دست نیز حل می شد چون می بایست به طور ماهرانه ای با دست روی آن کار می شد .

بعدها ، در زمان ساخت ساختمان « مرکز پامپیدو » که در آن « پرو » یکی از اعضای حیاتی بود ، آن دو با یکدیگر دوست صمیمی شدند . استودیوی « پرو » واقع در خیابان «رودس بلانس مانتکس » با استودیوی « پیانو » در « رو است کرویکس دلا برتونری » حدود ۱۰۰ متر فاصله داشت و آن دو معمولا ناهارها را با یکدیگر صرف می کردند ولی با تمام شباهت هایی که بین آن دو بود و با تمام اراداتی که پیانو به او داشت ولی وی نتوانسته بود « پیانو » را به اندازه ی « آلبینی » تحت تأثیر قرار دهد ولی به جای آن «پیانو » طرحهایی را اجرا می کرد که ساختارهای جدیدتری داشتند .

از آن جایی که « پرو » و « پیانو » هر دو علاقمند به ابزارها و تکنولوژی جدید بودند ، هیچکدام علاقهای به کار سازه های عظیم و محتویات آن نداشتند و این باعث خدشه دار شدن وحدت در معماری و فقدان هویت در ساختمانها شد ولی در مقابل آنها اعتقاد خاصی به « هدف ساخت » برای هر ساختمان داشتند .

هماهنگی ای که باید در همه ی بخشها حفظ می شد و همچنین اهمیت صنعتکاری در هر دو مقوله ی شکل سازه و دمیدن روح در تکنولوژی .همچنین در به هم پیوستگی سازه و صنعتکاری در تولیدات صنعتی ، هر دوی آنها محافظه کارانه رفتار می کردند و برای هر دوی آنها مهم بود که سازنده ی طرح پیمان را با کار قطع نکند . جایی که محموله ی ابزارها دارای بهترین ذخیره هستند و نه تنها با چشم بلکه با احساس دست نیز می توان درک کرد .

یک تفاوت بزرگ ولی نه چندان مهم بین آنها این بود که « پرو » زمانی که با صفحات فلزی دو یا سه بعدی کار می کرد به اصل خمیدگی می پرداخت در حالی که « پیانو » به حکاکی تمایل داشت و با مدلهای مکعبی کار خود را شروع کرد .

اگر « پیانو » اهمیت صنعتکاری و کارگاه را از دوستان سازنده اش آموخته ، « پرو » همان اصول را از پدرش آموخته بود .

بنیانگذار « اکول دس بلکس آرتس » که نام خود را به عنوان یک ایده ی هنری و جنبش حرکتی ثبت کرد و اثرش یکی از مهمترین مراکز هنری « نووا » شد .

« ویکتورپرو » شدیدا تحت تأثیر نوشته های « جان راسکین » و « ویلیام مدریس » قرار گرفت .در کنار این علایق به صنعتکاری ، این نوشته ها عقاید سیاسی و اجتماعی پرو را نیز متأثرقرار داد که بخش بزرگی از زندگی او بود . هر چند که این ها به بحث گذارده نشد ، پیانو اذعان کرد که گفتگو با « پرو » برای کشش بین عقاید او و عقاید نویسندگان محتمل است . جدا از این در رابطه ی صنعتکاری و اجتماع ، آنجلو ساکسون هم هر چند کم ولی بر روی بعضی از عقاید او تأثیر داشت . مطمئنا « پرو » عقاید و علایق خود را الهام گرفت و در جنبه های اجتماعی معماری به کار برد .

در این اثنا « پیانو » تحت تأثیر پروژه های مشخصی مثل «ابی پیره » که در اوایل دهه ی ۱۹۵۰ بود ، قرار گرفته بود و می نویسد که حمایت « پرو » از ساخت ساختمان مثل ماشین ، برای نتایج اجتماعی کمتر از پیشرفتهای تکنیکی بود . با به خاطر آوردن شهرت مرکز پامپیدر و ساختمان همانند آن از پیانو و کار های بعدی او بعد از پامپیدر و رفاقت شدید او با « پرو » که اکنون ریشه دار تر شده بود ، نشان می داد که چگونه روی عقاید اجتماعی او تأثیر می گذاشتند.

یک مورد دیگر که به طور خلاصه به آن اشاره می شود ، مهندس انگلیسی الاصلی بود به نام « ماکو وسکی » که تخصص خاصی در فریمهای قصیال داشت کسی بود که « پیانو »

مدارک برخی از جدیدترین تجربیاتش را با مختصری از ساختار آنها برایش فرستاده بود

این امر منجر به دعوتی شد مبنی بر همان ساختار ها که در محل دانشگاه تکنولوژی «باترسیا » و در سال ۱۹۶۶ اتفاق افتاد .

« ماکو وسکی » به دنبال شخصی بود تا قدرت تحلیل ساز را با توجه به عملیاتهای محاسباتی داشته باشد و این در حالی بود که « پیانو » تحت تأثیر هوش و ذکاوت و احترام این مهندس قرار گرفته بود . نقشه ها روی هم قرار گرفته بود تا منجر به ساخت یک شرکت برای تخصصی کردن ساختارها شد . ولی بعد پیانو فهمید که این امر بسیار محدود کننده خواهد بود و اینکه بیشتر معماری باید می شد تا فریم فضا و سقفها .

اولین دفتر کارگاهی او برای خودش در سالهای ۶۹-۱۹۶۸ و در بیرون جنوا ، تأسیس کرد تا کارهای فضاسازی فریمهای پشتیبان به سان سقفها را انجام دهد ، سهم عمده ای از آن متعلق به « ماکو وسکی » بود .

تأثیر شدید و طولانی مدتی که هنوز هم آثار آن وجود دارد مربوط به کشف « پیانو » در بریتانیا و در گروه « آرچیگرم » اتفاق افتاد . برداشت شگرفی از تکنولوژی و گسترش آن ، احتمالا « پیانو » را مورد تأثیر قرار داد تا تکنولوژی و طبیعت را به یک هارمونی جالبی برساند . مطمئنا تزها ، کارها و الکترونیک گروه « آرچیگرم » در کارهای بعدی «پیانو » به وضوح دیده می شود که از جمله ی آن کارخانه ی « لینگوتو » و نمایشگاه بین المللی « کلمبوس » است .

در سال علمی ۶۸-۱۹۶۷ پیانو یک استادیار در میلان برای « مارکو زانوسو » (یک معمار ماهر و طراح ) بود ،از او و درسهایی که آن دو با یکدیگر تدریس می کردند که راجع به سازه ی اشیا بود ( جایی که دانش آموزان به تحقیق در مورد اشیا و کاربرد آنها در طراحی با آن بود ) ، پیانو چیز های زیادی راجع به موارد و کاربرد آنها دریافت ، و در طول این مدت او یک سقف را برای « زانوسو » خلق کرد که نور طبیعی داخل داشت و او در این راه از کارخانه ی « اولیوتی » در ایتالیا کمک گرفته بود . این کار باعث شروع به تدریس خود او شد . در حالی که در فیلادلفیا و در استودیوی « لوئیس کان » تدریس می کرد . برای « کان » که تأثیر مختلفی از سایرین بر روی « پیانو » داشت ، کمک شگرفی کرد تا سقف فریم فضایی و کارخانه ی « اولیوتی » در « هارسیبورگ » ساخته شود .

هر چند که تأثیر تحقیقات علمی « کان » (۶۲-۱۹۵۷ ) را به وضوح می توان در هسته های پروژه ای و دیوارهای qb در جنوا (۱۹۶۸) دید ، « پیانو » تأثیر کمی از معماری « کان » گرفت .

تحقیقات « پیانو » برای روشنایی و پیدا کردن هر آنچه « راه حل طبیعی » خوانده می شود ، خیلی متفاوت تر از طرح « ساختمان چگونه خواهد بشود ؟ » از کان بود و آن نتایج چهارگانه ای که از آن به دست می آمد . به جای آن « پیانو » از « کان » آموخت که اهمیت خلق شرایط و ضوابط درست برای سازماندهی زندگی چگونه است ؟ و اینکه این ریتم ها چگونه باعث می شود که خلاقیتها سرشار گردند.

افتخارات : – عضویت افتخاری جامعه معماران آمریکا ، آمریکا ، ۱۹۸۱

– مدال طلا از انستیتو سلطنتی معماران بریتانیا ، انگلستان ،

– جایزه Cavaliere di Gran Croce از هیئت دولت ایتالیا ، رم ، ایتالیا ،

– جایزه کیوتو ، ایناموری فوندیشن ، کیوتو ، ژاپن ، ۱۹۹۰

– عضویت افتخاری دانشکده هنر و تحقیقات آمریکا ، آمریکا ، ۱۹۹۴

– از طرف یونسکو به عنوان سفیر معماری حسن نیت معرفی شد ،

– جایزه میکل آنژ از رم ، ایتالیا ، ۱۹۹۴

– جایزه اریز موز ، آمستردام ، هلند ، ۱۹۹۵

جایزه معماری پریتزکر ، کاخ سفید ، واشینگتن ، آمریکا ، ۱۹۹۸

– معمار دانشکده ملی سن لوکا ، رم ، ایتالیا ، ۱۹۹۹

– مدیر کل مرکز ملی de la Légion d’Honneur ، فرانسه ، ۲۰۰۰

– سلطان معماری ، ونیز ، ایتالیا ، ۲۰۰۰

– جایزه لئوناردو ، رم ، ایتالیا ،

از نظر رنزو پیانو شهر فراتر از همه اینهاست. شهر اثر هنری منحصر به فردی است که برای برآورده کردن نیازهای در حال تغییر به طور مداوم باید مورد استفاده قرار گیرد و بدون شک موقعیتی خارق العاده برای کشف قوانین و فنون ساختمانی کهن ـ شاید از طریق مداخله های جزیی تا عملیات مهم و بزرگ ـ و پیدا کردن محرک ها و زمینه های تحول جدید به شمار رود.

به نظر رنزو پیانو شهر مجموعه ای ساده نیست بلکه شیء است که در فرآیند تبدیل یا تغییر ساخته می شود و در معرض تغییر شکل های اساسی قرار دارد، با وجود این او به خوبی می داند «شهر پیکره ای حساس و مهم است که باید حفظ شود.» پیانو هنوز از انرژی های محرک نسلهای گذشته نیرو می گیرد و هموراه سعی کرده با گشودن افق ها و سناریوهای جدید و به قصد سنجش میزان کارایی اش خود را سر در گم کند یا به هیجان بیاورد.

مرکز پومپیدو تجربه ای بی نظیر و خاص برای شهر پاریس به ارمغان آورد، این کار باعث شد ارزیابی اثرات تغییر ویژگی های منحصر به فرد شهر از طریق استفاده از مصالح و تکنولوژی های جدید امکان پذیر شود. این موضوع به شناخت مجدد جایگاه موزه در جامعه امروزی و به نقش مهم آن در آینده توسعه شهر نیز منتهی شد. جلوه های ویژ شهر که در طول چندین سال گذشته از طریق تغییرات وسیع و گسترش مناطق صنعتی، از بین رفتن بافت های تاریخی شهر و افزایش مناطق حاشیه، شکل گرفته است توسط برخی طرح ها و پیشنهادات رنزو پیانو که در همان دوران و بر پایه تحقیقات و تمایل های گسترده و طاقت فرسا انجام شد، تغییر ماهیت می یابد.

اینکه یکی از اولین رویکردها نسبت به موضوع، باززنده سازی بافت تاریخی در شهر اوترانتو بوده، تصادفی نیست.

شهرهای رودس، اوترانتو و مالترا شهرهایی هستند که دچار نوعی بلاتکلیفی بین حفاظت و بیتوجهی شده اند. در همه آنها، پدیده شهر نشینی نتوانسته کیفیت مناسب جایگزین کیفیت شهر سنتی بکند، کیفیتی که هنوز مهم ترین ویژگی آن در نیازهای انسانی ریشه دارد.

بسیاری از پروژه ها و طرح ها حتی اگر به طور کامل اجرا نشوند جوانب احتمالی تغییر را مورد توجه قرار می دهند. با این حال همین پروژه ها علاوه بر این که ظرفیت خارق العاده ای دارند برای درک اتفاقات گذشته از نیرویی ذاتی برخوردار هستند که می توانند در سایه آن مسیرهای جدید نوآوری و ایجاد تغییرات جدید و مهم را برای شهری شناسایی کنندکه آرمان شهر نیست. چنین شهری بدون شک بر اساس نیازهای واقعی، کیفیت بهتر زندگی پس از تزریق فرهنگ مصرف گرایی و خسارت ناشی از سیستم تردد متکی بر خودروهای شخصی، تغییر شکل داده است.

پیانو در هر پروژه ای نه فقط از طریق طرح های انتزاعی مشتق شده از فرهنگ شهر گرایانه بلکه با بکارگیری مداوم روش های عملی، توجه به شهر موجود و برقراری رابطه با جامعه معاصر و نیازهایش را دنبال می کند اما شاید مهمترین انگیزه را هنگامی بتوان مشاهده کرد که بازسازی نواحی کل شهری مدنظر باشد و فقدان منابع و مراجع قطعی در مورد گذشته، معمار را مجبور میکند تا هر حرف و قانونی را مورد بازاندیشی قرار دهد و شیوه ها و روش های جدید را جستجو کند.

پروژه پوستدامر پلاتر به تعادلی در دیدگاه شخصی رسیده که می تواند میدان های ایده آل شهری دوره رنسانس را تداعی کند. در اینجاست که در محدوده دقیق واقع بین عدم قطعیت نتیجه و تجربه روش های جدید، به یک ابداع منتهی می شود. زیبایی شهر به یکدست بودن مصالح، فرهنگ عمومی و مهم تر از همه به گذشت زمان بستگی دارد. بنابراین علاوه بر معماری همواره باید مفهوم اساسی دیگر یعنی، زندگی را نیز مورد توجه قرار دهیم. به عبارت دیگر، نصف شهر متشکل از مردم و نصف دیگرش متشکل از سنگ و آجر است. ما اکنون با تضادی جالب مواجه هستیم؛ اگر ساختن یک شهر در مدت ۵ سال از دید معماری مشکل باشد، از نظر زندگی بسیار مشکل تر است. شهر بافتی است که در طول صدها سال ساخته شده است. زندگی همان گونه که به تدریج از بین رفته همان طور مداوم هم باز می گردد. سوال باقی مانده این است که آیا به دنبال روش های مکانیکی کارآمد و سریع باید باشیم یا به روش های آرام و کم اثر اکتفا کنیم؟ این دوگانگی، موضوعی است که شاید بتواند موثرتر از خود معمـــاری باشد چرا که هر کدام از این عرصه ها وضعیت را مشکل تر می کند.

در میان معماران، فراوانند کسانی که عمر حرفه ای شان را در تلاش برای رسیدن به افق های جدید سپری کرده اند و همین افرادند که نقاط عطف سرنوشت تاریخ معماری را رقم زده اند.

تلاش برای رسیدن به مفاهیم فضایی جدید، جستجوی اصول سازه ای در روش های اجرایی نو، حداکثر استفاده از توانمندی مصالح، توجه به محیط زیست و نیازهای در حال تغییر انسان معاصر، اهمیت دادن به مفهوم احساس فضایی در معماری و …. همه ویژگی هایی هستند که در آثار معماری پیانو تحقق یافته اند. رنزو پیانو که اکنون معماری ۹۹ ساله است، شهرت جهانی اش را ابتدا پس از طراحی مرکز فرهنگی ژرژ پومپیدو در پاریس بدست آورد. این مجموعه با همکاری معمار جوان انگلیسی ـ ریچارد راجرز ـ طراحی شده بود، از آثاری است که تلاش برای نوآوری و رسیدن به مفاهیم و تعاریف جدید در چارچوب اصول شناخته شدهی معماری را به وضوح میتوان در آن مشاهده کرد. از آن پس، پیانو در راستای همین تلاش فرصت طراحی پروژه های با عملکردها، بسترها و مقیاس های مختلف را بدست آورد و پیشرفتی مداوم و بی وقفه را به نمایش گذاشت.

او در خانواده ای متولد شد که حرفه اصلی بیشترشان ساختمان سازی بود؛ «پدربزرگ، پدر، عمو ها و یک برادر او پیمانکار بودند، اصولاً او هم باید همین راه را در پیش می گرفت اما برغم میل پدرش، معماری را به عنوان حرفه خود انتخاب کرد، اما هرگز نتوانست از ریشه های خانوادگی خود و وابستگی به مسایل اجرایی ساختمان سازی دل بکند. شاید به همین دلیل نام شرکت او «کارگاه ساختمانی رنزو پیانو» است.

پس از فارغ التحصیلی از دانشکده معماری دانشگاه پلی تکنیک میلان، مدتی با پدرش، سپس با چند تن از معماران نامی آن عصر همکاری کرد و همواره پرونلسکی را به عنوان الگویی آرمانی ستایش و تحسین می کرد.

همه این عوامل دست به دست هم داد و باعث شد که پیانو بتواند تلفیقی واقعی از هنر، معماری و مهندسی را بدست آورد. وی همچون بسیاری از هنرمندان برجسته سرزمین مادری اش ـ ایتالیا ـ همواره در جستجوی تحول، نوآوری و ابداع بود اما در راستای این تلاش هرگز از سنت ها و فلسفه های بومی دور نمی شد و طبیعت ـ اولین منبع الهام انسان خلاق ـ را همواره مورد توجه داشت تا جایی که در سال های اخیر توانست بهترین نمونه های معماری سبز را خلق کند. بدون شک نقش مهمی در گسترش مفهوم پایداری داشته است.

اندیشه های لوکور بوزیه در دهه های سی و چهل به جایگاه رفیعی رسید. شخصیت معماری پیانو نیز فارغ از بستر خانوادگی اش، قابل سنجش و تحلیل نیست. تفکیک پیانو به مثابه معمار هنرمند با مهندس سازه و ساخت و ساز سخت می نماید چه، آثارش آمیزه این هر دو است. پیانو پیمانکار زاده است. محصول خانواده ای که پدربزرگ، عمو ها و برادر همه و همه عناصر اجرایی سطح بالایی بودند. پس شهرتــش به عنوان معمار مبتــکر و خلاق در فنون و روش های ساختمان سازی عجیب نیست حتی اگر با عنوان معمار «های- تک» آغاز به کار کرده و در ادامه به عنوان معماری ارگانیک شناخته شده است.

تلاش پیانو دریافتن مفاهیم فضایی برای فردای انسان ها است. مفاهیمی که تعابیر جدیدی برای بدیهیات معماری چون «درون و بیرون» یا «اینجا و آنجا» به ارمغان آورد. مفاهیمی که طیف مصالح قابل کاربرد در ساخت بنا را گسترش داده و معماری را به استهزای جاذبه وا دارد.

بازسازی و نوسازی فضاهای شهری

۱٫       کارگاه محله ای در شهر اوترانتو

۲٫       پروژه بازسازی جزیره بورانو، ونیز

۳٫       طرح باز زنده سازی اسکله قدیمی جنوا

۴٫       تغییر کاربری مجموعه شلو برگر در منطقه مونروژ، پاریس

۵٫       طرح بازسازی بندر قدیمی جنوا

۶٫       تغییر کاربری کارخانه لینگوتو در تورین

۷٫       بازسازی و احیای باروی قدیمی و مرکز شهر رودس

۸٫       بازسازی و احیای مرکز تاریخی شهر والتا، مالتا

۹٫       باززنده سازی محله ساسی در ماتدا

۱۰٫   بازسازی پوسترامر پلاتز در برلین

۱۱٫     طرح جامع منطقه ایل سگو، بولوفی برانکور، پاریس

۱۲٫   تغییر کاربری نیروگاه ساحلی به سایت جدیدی برای گالری تات، لندن

۱۳٫   تالار نیکولا پاگافینی در پارما

فضاهای فرهنگی

۱٫       سیستم های پیوسته سازه ای: پاویونی برای چهاردهیمن نمایشگاه دو سالانه میلان

۲٫       پاویون صنعت ایتالیا در نمایشگاه اوساکا

۳٫       مرکز هنر و فرهنگ ژرژ پومپیدو، پاریس

۴٫       موسسه پژوهش های کاربردی موسیقی و آکوستیک (IRCAM) مرکز پوپیدو پاریس

۵٫       موزه منیل در هوستون

۶٫       پاویون مسافرتی ای، بی، ام

۷٫       تالار اپرای پرومتو در ونیز و میلان

۸٫       طرح بهسازی شهر باستانی پرمپنی

۹٫       مرکز ملی علوم و فنون نمو، آمستردام

۱۰٫   نمایشگاه هنر روسیه ۱۸۳۰ تا ۱۹۷۰، مرکز نمایشگاهی لینگوتو

۱۱٫   پاویون سی تا مبلی در هوستون

۱۲٫   مرکز فرهنگی ژان ماریا پتژ پائو، نومئا، نیوکالدونیا

۱۳٫   مرکز پومپیدو، بازسازی آتلیه برانکوزی در پاریس

۱۴٫   مجموعه پارک موسیقی در رم

۱۵٫   موزه بنیاد بیلر در ویهن، باسله

۱۶٫   تئاتر و کازینوی پوتسدامر پلاتز، برلین

فضاهای کار

۱٫       کارخانه سیار استخراج سولفور در پومزیا، رم

۲٫       ساختمان اداری در نوبرات، کومو

۳٫       ساختمان اداری در مونتکیو، ویچنتسا

۴٫       دفتر مرکزی جدید برای صنایع ساردو در کالیاری

۵٫       موسسه تحقیقاتی فلزات سبک در نوارا

۶٫       مرکز مطالعات اشعه سینکروترون در گرنوبل

۷٫       کارخانه تامسون در سان کوانتین، پاریس

۸٫       دفتر کارگاه ساختمانی رنزو پیانو، پونتا ناوه، جنوا

۹٫       مرکز طراحی مرسدس بنز در سینرلفینگن، اشتوتگارت

۱۰٫   برج اداری بیس، دفتر مرکزی شرکت دایملر کرایسلر، میدان پوتسدامر، ببرلین

فضاهای همگانی

۱٫       میدان استاندارد بیمارستان، واشینگتون

۲٫       مجتمع ورزشی راونا، راونا

۳٫       مجتمع نمایشگاه بین المللی لیون، لیون

۴٫       استادیوم سان نیکولا، باری

۵٫       مرکز خرید بارسی ۲، پاریس

۶٫       کلیسای زیارتی پادره پیو در سان جووانی، روتوندو، خودجا

۷٫       سینما و تئاتر ایماکس، پوتسدامر، برلین

مرکز ژرژ پمپیدو در پاریس ، فرانسه :

مرکز ژرژ پمپیدو (به فران سه : Centre Georges Pompidou) نام مؤسسه هنری و فرهنگی است که در سال ۱۹۷۷ به‌نام ژرژ پمپیدو رئیس‌جمهور فرانسه در پاریس برپا شد.این مرکز شامل موزه ملی هنر مدرن، مرکز طراحی صنعتی، اداره توسعه فرهنگی است.

نمایشگاه‌های هنری و فرهنگی نیز همیشه در آن برپا است. دو ارگان مهم دیگر یعنی کتابخانه عمومی مرجع و بنیاد پژوهش و هماهنگی موسیقی و آکوستیک نیز بخشی از این مرکز است. ژرژ پمپیدو رئیس جمهوری وقت فرانسه پس از بنیانگذاری موسسه پژوهش‌های تطبیقی، مدیریت آن را به پیر بولز آهنگساز و مولف پیشروی فرانسوی سپرد. اندیشه ابتدایی بولز در موسسه، گسترش پژوهش در زمینه منابع نوین صوتی، آموزش آزاد و کمک به شکوفایی نسل جوان آهنگساز بود.

معماری

ویژگی ظاهری مهم این مرکز معماری بی‌همتا و جنجال‌برانگیز ساختمان آن است. این ساختمان را رنزو پیانو و ریچارد راجرز طرح کردند. در این طرح تمام لوله‌کشی‌ها و کانال‌های تهویه‌هوا و سیم‌کشی برق در بیرون ساختمان ودر معرض دید قرار دارد. حتی تیرها و ستون‌های سازه ساختمان نیز همگی دیده می‌شود. منتقدان آن را به انسانی شبیه دانسته‌اند که دل و روده‌اش بیرون از بدن قرار دارد.

میدان استراوینسکی در کنار ساختمان این مرکز با مجموعه‌ای از تندیس‌های متحرک در میان و کنار یک استخر آب جلوه دیگری از هنر مدرن را به بازدیدکنندگان عرضه می‌کند.

مرکز فرهنگی ژان ماری تجیبائو

معماری که در شرایط بحران اجتماعی و ساختمانی دهه ۶۰ شکل گرفته است. نگرشی روشنفکرانه و تخصصی به معماری دارد.معماری برای معماری یا به عبارتی استفاده از اثر ساخته شده برای پیشبرد بحث طراحی معماری. پناه بردن به جهان ایده ال های مجرد، نشانه ترس از برخورد با واقعیت است و در آثار این معماران اثری از نگاه واقع گرایانه به عملکرد و محیط به چشم نمی خورد .تنها فرم و فرایند شکل گیری آن اهمیت دارد. فرم آن قدراهمیت می یابد که مصالح ،سازه وجزئیات نیز اهمیت واستقلال خود رااز دست می دهند وساختمان به ماک

تی بزرگ تبدیل می شود که به موثرترین شکلی نمایانگر ایدههای آغازین پروژه است .آثاراین معماران هر چند حاوی ارزشهای چشمگیری درسطح نظری وتخصصی ،نظیر سازماندهی فضا وخلق فرمهای جدید است ،لیکن مستقیماً به مصرف کننده مربوط نشده وحتی مصرف کننده ومخاطب اصلی پیام درآنها به عنوان یک پارامتر درنظر گرفته نمی شود .معماری جزئی از حوزه وسیعتری است که زندگی وکلیه فعالیتهای زندگی بشر رادربرمی گیردوناچاراست مشروعیت خودراازنظامهای فرا دست کسب کند .تاریخ ،عادات وباورها ،روانشناسی ،ساختاربدن ومغز انسان وهمچنین محیط زیست عواملی ثابت اند که نبایستی دستخوش هوس وتفنن میز طراحی شوند .چنانکه پیانو می گوید :

”معماری یک هنرتحمیلی است ،نمایشگاه ،کنسرت یانمایش نیست که مردم بتوانند انتخاب کنند. هنگامی که اثر ساخته شد مردم ناگزیرند از آن استفاده کنند .بنابراین بخشی ازمطالعات وتجربیات افراطی معماری بهتر است ازمحدوده نمایشگاه ونوشتاربیرون نرود.“

· کالدونیای جدید (کاناکی )New Caledonia

جزایر کالدونیای جدید به وسعت ۱۸۵۷۵کیلومتر مربع وجمعیتی حدود ۲۱۶۰۰۰نفر درآبهای غربی اقیانوس آرام ودر۱۵۰۰کیلومتری کرانه های خاوری استرالیا جای دارد . مرکز آن نومه آ است .این جزایر آتشفشانی وکمابیش کوهستانی هستند .پوینده انگلیسی درسال ۱۷۷۴آن را به علت شباهتش بامناظر کالدونیا دراسکاتلند ”کالدونیای جدید ” نامید.

· اقلیم : گرم ومرطوب وپرباران است وخاک آن مناسب کشاورزی است .جزای آن پوشش گیاهی انبوهی دارند ومعدن نیکل آن قابل توجه است وبه دلیل داشتن معادن زیاد مورد استعمار فرانسه قرارگرفته است . مردم آن ملانزی تبار و۲٫۷درصد مسلمان هستند .

· دلیل ساخت مرکز فرهنگی ژان ماری تجیبائو

ساخت مرکزی برای بیان فرهنگ کاناک تصمیمی بود که دولت فرانسه درطی کنفرانس صلح پس از شورشهای سال ۱۹۸۴و۱۹۸۸درکالدونیای جدید اتخاذ کرد .این مرکز به نام رهبرکاناک که درسال ۱۹۸۹کشته شد نام گذاری شده است .درمسابقه ای بین المللی طرح آقای پیانو به عنوان طرح برگزیده انتخاب می شود.

· مجموعه فرهنگی ژان ماری تجیبائو – نیوکالدونیای فرانسه

طراحی ۱۹۹۱- ساخت ۱۹۹۳ تا ۱۹۹۸

پروژه ژان ماری با طبیعت مانوس است یعنی بدون حضور نور خورشید که لطافت ساختارهای چوبی را باز می تاباند و بدون صنوبر بلند و ستون مانند که معیاری برای ارتفاع پوسته های وسیع ساختمان محسوب می شود و بدون بادی که از میان این عناصر می وزد و انعطاف پذیری و استحکام چوب را یادآوری می کند ، شناخت و درک کامل مکان و فضای خلق شده در این پروژه ، غیرممکن می شود.

کاربامعماری سنتی دشوارترازکاربامعماری تاریخی است .معماری سنتی وبومی نفی تک ساختمان به منزله مونومان است .

درپروژه مرکز فرهنگی جیبائو که قراربود سمبل استقلال قوم کاناک باشد ،طبیعتاً رجوع به سنت بومی پیش نیاز مهمی بود .

معماری این قوم به کلبه های چوبی -پوشالی منحصر می شود واین خود محدودیتی بزرگ ازنظر انتخاب الگویی برای تعبیر است .محدودیت دیگر بی دوام بودن این کلبه هاست .معماری بومی کاناک ازطریق تداوم یک شیوه ساختمان سازی مشخص حفظ می شود .

پاسخ پیانو به این مسئله نوعی معماری است که درآن تک بنا عرض اندام نمی کند .تصویر مجموعه ازدوریک نشان بارز محیطی است که مکمل ومتمایز کننده منظره ساحل ازدوردست است .این تصویر ازده سازه کلبه مانند درابعاد مختلف به وجود آمده است .کل مرکز ازسه بخش به وجود آمده است که هربخش به مثابه یک دهکده بومی ومستقل است .سازماندهی پلان این بخشها وفضاهای مدور آنها نیز تداعی کننده دهکده های اقوام کاناک اند .روش ساختن سازه های کلبه مانند ومصالح به کاررفته درآنها نیز ازاین فرهنگ الهام گرفته شده اند .