شارل ادوارد ژانره معروف به لوکوربوزیه ، پدر معماری و یکی از پیشگامان معماری مدرن ، ( مدرن متعالی ) ، مهندس و معمار معروف سوئیسی فرانسوی ، قرن بیستم. او در دفتر دو تن از معروف ترین معماران آن دوره در اروپا، یعنی اگوست پره و پیتر بهرنز به مدت چند سال کار کرد و سپس به بالکان، آسیای صغییر ، یونان و رم سفر نمود . لوکوربوزیه هنوز خیلی جوان بود که به نشر افکار انقلابی خود در باره لزوم تحول در سبک معماری پرداخت و بعد از آن که افکار خود را با ایجاد بناهایی در گوشه و کنار جهان به مرحله عمل درآورد ، شهرت بین المللی یافت . نقش لوکوربوزیه در معماری نو مانند نقش پیکاسو در نقاشی نو بود .

لوکوربوزیه علاقه ی زیادی به هنرهای بصری داشت و نزد شخصی به نام چارلز لپلاتنیه، که معلم یک مدرسه ی هنرهای زیبای محلی بود و خود در بوداپست و پاریس درس خوانده بود، به آموختن مبانی هنر پرداخت.

تاثیر لپلاتینه بر لوکوربوزیه :

لپلاتنیه، معلم و مربی لوکوربوزیه در مدرسه هنری لاشودفون بود.بنابراین گرایش ژانره به طبیعت از زمان تحصیل در مدرسه ی هنر لاشودفون در کشور سویس شکل گرفت.

_ رابطه ازنفان و لوکوربوزیه :

ژانره در پاریس با نقاشی به نام ازنفان“ آشنا شد. اوزانفان و ژانره در بیانیۀ پس از کوبیسم که در سال ۱۹۱۸ انتشار یافت ، به وضعیت آن روز کوبیسم به عنوان هنری فروپاشیده و تبدیل شده به شکلی از تزیین ، حمله کردند.

۱- بوجود آوردن عناصر جهانی توسط استدلال، و راهنمایی به سوی تحقیق و مطالعه در طبیعت به منظور بیان ارتباط میان احساسات و زیبایی .

۲- تحقیق درباره مفاهیم، به منظور بوجود آوردن یک زبان زیبایی شناسانه و تعمیم آن به اصول جهانی .

از نظر آنها هنر عقب مانده تراز علم و تکنولوژی است و این عمل باعث شکست در روند تعیین عناصر کنترل شده و دقیق طبیعت می شود.هنر کوبیسم می کوشد تا ابهامات را بصورت مغشوش بیان نماید و میان آنها، ارتباط برقرار نماید ولی این هنر، قادر نیست مفهوم احساسی زندگی را بیان کند. زیرا بیان احساسات توام با آشکار شدن نظم است. بنیان و فلسفه ی پورسیم، بیانگر این حقیقت است که نظم را می توان به گونه های متفاوتی ارائه نمود و اگر هنر بخواهد بیانگر آن باشد باید روش ارتباطی برتری را برگزیند .آنها دریافتند که برخلاف ماشین، این روش تنها راه برقراری ارتباط میان احساسات و هنر است .

این هنر نوین (پوریسم) قصد دارد تا دربرگیرنده کل هستی، انتظام دهنده آشکار درون طبیعت و برطرف کننده ی تنش هاو تناقضات باشد و بگونه ای منظم و قانونمند در درون یک قالب تصویری جای بگیرد.

در اسکیس های لوکوربوزیه به دنبال سادگی هندسی ساختار عمودی-افقی ، حذف تزیینات اضافی والقای خاصیت موضوع مصور یا تخیلی می گشتند . در نظر ایشان ماشین به نماد کامل آن نوعی از نقاشی ناب و کار آمد تبدیل شد که در جستجویش بودند-همچنان که لوکوربوزیه در معماری کوچک و آغازینش نیزخانه را در درجۀ نخست «ماشینی برای زندگی» می دانست. اصول پوریستی در پردۀ طبیعت بی جاناثر اوزانفان و متعلق به سال ۱۹۲۰،و طبیعت بی جان اثر ژانره متعلق به همان سال مجسم شده اند.