دیکانستراکشن نه در حیطه فلسفه و ادبیات و نه در معماری، به عنوان یک سبک مطرح نشد؛ چنانکه به غلط در تألیفات وطنی از آن به عنوان یک سبک نام می‌برند. لذا، چون دیکانستراکشن هیچ گاه به عنوان یک سبک مطرح نشد، نمی‌توان قائل به نابودی آن شد. چرا که دیکانستراکشن گونه‌ای نگاه به هستی و نقد ادبی است و صرفاً دیدگاه نظری است. لذا، تأثیر دیکانستراکشن در حیطه معماری، فراتر از چندین کار ساخته شده با این بینش است. مهم‌ترین تأثیر دیکانستراکشن در معماری، شک در لزومات شکل‌گیری یک پروژه معماری است. این دیدگاه هم اکنون در گرایش‌های مختلف معماری بعد از دهه‌ی ۹۰ میلادی نیز وجود دارد.یکی از پیشگامان این عرصه دانیل لیبسکیند است.

 دانیل لیبسکیند درسال ۱۹۶۴ در لهستان به دنیا آمد.درسال ۱۹۶۴ به تبعیت آمریکا در آمد.او در ابتدا در رشته موسیقی به تحصیل پرداخت و بعد موسیقی را نیمه کاره رها کرد و به تحصیل در رشته معماری پرداخت.وی در سال ۱۹۷۲ از دانشگاه ESSEXآمریکا فارغ التحصیل شد.او یک چهره ی مهم در بحث های جدید انتقادی در معماری است،کارهای او عمدتا شامل ساختمان ها ی فرهنگی موزه ها و نمایشگاهها است.

جوایز: .درسال ۱۹۹۶جایزه هنر و ادبیات آمریکا. .در سال ۱۹۹۷جایزه هنر و ادبیات آلمان. .در سال ۱۹۹۹جایزه بین المللی معماری در آلمان به خاطر طراحی موزه یهود در برلین. در سال ۲۰۰۱۰جایزه هنر هیروشیما.